فواره ای که از لای کتابها سر در آورده

نو رسیده های فروردین

 

نام کتاب

مولف

همسفر شهدا

گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

شاهرخ حر انقلاب اسلامی

گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

علمدار

گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

زمانی برای آسودن

مریم برادران

بیت المقدس

جعفر ربانی

دایره المعارف مصور تاریخ زندگی امام خمینی(ره)

جعفر شیرعلی نیا

دایره المعارف ورزش

احسان کاتبی

نعضت سواد رسانه ای

سید بشیر حسینی

دختران به عفاف روی می آورند

سمانه مدنی

از آب ها

نورالدین زرین کلک

حدود مشارکت سیاسی زنان

محمد مهدی شمس الدین

روابط دختر و پسر

محمدرضا احمدی

تاریخ تحلیلی اسلام

محمد ابراهیمی

اخلاق در خانواده

حسین مظاهری

کتاب شیرینی و شکلات عید نوروز

منصوره تقدیسی

کتاب جامع شیرینی مارمالادی و کرمدار

منصوره تقدیسی

کتاب جامع شیرینی سنتی ایرانی

منصوره تقدیسی

دنیای پرواز

آندره هامن(مترجم: مهران دری نوگورانی)

راسته دوزی

زهرا احمدی

قلاب بافی لباس کودکان

اکرم ذاکری

دنیای هنر عروسک های بافتنی205

زو هالتید(مترجم: اکرم ذاکری)

بافتنی دستباف

تی سیتو(مترجم: اکرم ذاکری)

دنیای هنر عروسک های بافتنی206

زو هالتید(مترجم: اکرم ذاکری)

درسهایی درباره داستان نویسی

لئوناردو بیشاپ(مترجم: محسن سلیمانی)

صبح و بوی نان

سعید هاشمی

در پیاده رو

بیوک ملکی

من و آقای خورشید

سعید هاشمی

نقد آثار صادق هدایت

محمدرضا سرشار

الاکلنگ کودکی

محمدرضا رمضانی

فصل پنجم: سکوت

محمدرضا بایرامی

شناگر

عباس عبدی

پیش از بستن چمدان

مینو کریم زاده

بازگشت هرداد

فریبا کلهر

کرمی که هیولا شد

جعفر تو زنده جانی

جزیره

داریوش عابدی

آینه های سورنا

مهدی میر کیانی

سردار سرکش

مهدی میر کیانی

جوانمردان صحرا

مهدی میر کیانی

جشن آتش

مهدی میر کیانی

زیر نگاه سلطان

مهدی میر کیانی

کاروانسرای پریان

مهدی میر کیانی

آب و آتش

مهدی میر کیانی

جوانترین سردار

مهدی میر کیانی

نبرد در تاریکی

مهدی میر کیانی

فقط یک نفر

مهدی میر کیانی

دامی برای صیاد

مهدی میر کیانی

سردار سبز

مهدی میر کیانی

آسوده نگذارید

مهدی میر کیانی

صدای نفس های دشمن

مهدی میر کیانی

نیرنگ

مهدی میر کیانی

کمین

مهدی میر کیانی

حسابی مصرف کنیم

محمدرضا بنیانی

نبض ازدواج را بگیرید

مهدی عباسی

خشت اول مسئولیت

ابوالفضل ابراهیمی

این هوش دست یافتنی

علی صادقی سرشت

چند ایست تا بیست

مجید همتی

نوجوان در نقش شکیبایی

حسین امیری

خدا در زندگی کودکان

ابراهیم اخوی

به خواب شیرین بروید

جواد ترکاشوند

قصه های مهتاب 4 جلدی

ترانه امیر ابراهیمی

قصه های پیامبر و فرزندانش 5 جلدی

نقی سلیمانی

اگر پیامبران نبودند

مجید ملا محمدی

گنجی پشت دیوار

مرتضی دانشمند

آب چال

گرم بیس(مترجم: فواد نظری)

دنیای هنر بافتنی بزرگسالان107

مودیشه ماشه(مترجم: مریم یوسفی)

خودآموز جامع بافتنی قدم به قدم3

مارگریت هابرت(مترجم: اکرم ذاکری)

ویژه برنامه‌‌های نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در رسانه ملی


سلسله نشست‌‎های «به تماشای کتاب»، نشست کتاب‌خوان ویژة «هنرمندان پیشکسوت» و نشست کتاب‌خوان ویژة «پیروان ادیان توحیدی» همزمان با فرارسیدن سال 1395 از شبکه آموزش سیمای جمهوری اسلامی ایران به روی آنتن می‌روند. 


به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، همزمان با فرارسیدن سال نو، سلسله نشست ـ پژوهش‌های نقد فیلم «به تماشای کتاب» از روز یکم الی پنجم فروردین 95 هر روز عصر حوالی ساعت 17:30 از شبکه آموزش سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شوند.

نخستین نشست «به تماشای کتاب» روز شانزدهم آبان با حضور علیرضا مختار‌پور دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و دکتر رضا پور‌حسین قائم مقام معاونت سیمای جمهوری اسلامی ایران و نمایش فیلم «ارباب صفحات» برگزار شده بود.

جلسه نقد و تحلیل فیلم «451 درجة فارنهایت» ساخته فرانسوا تروفو نیز روز چهاردهم آذر با حضور دکتر محمد خندان، پژوهشگر حوزه مطالعات خواندن و نریمان افشاری، پژوهشگر حوزه زیبایی‌شناسی هنر و منتقد فیلم در فرهنگسرای ابن‌سینای تهران برگزار شد.

انیمیشن «جنگ کتابخانه» ساخته تاکایوکی هامانا نیز روز دوازدهم دی با حضور دکتر محمد سرشار مدیر شبکه کودک سیما به عنوان منتقد و کارشناس برگزار شد.
جلسه نقد و تحلیل فیلم «قلب‌جوهری» ساخته یان سافتلی نیز در روز دهم بهمن با حضور سیدمحسن فاطمی فوق دکترای روان‌شناسی به عنوان کارشناس و تحلیل‌گر و همراهی جمعی از کتابداران برگزار شد.

و در نهایت پنجمین نشست «به تماشای کتاب» نیز روز شنبه هشتم اسفند با نمایش و برگزاری جلسه نقد و تحلیل فیلم «ماتیلدا» ساخته دنی دویتو و حضور سیامک محبوب مدیرکل برنامه‌ریزی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور به عنوان کارشناس و تحلیل‌گر برگزار شد.

سلسله نشست ـ پژوهش‌های «به تماشای کتاب» در پاییز و زمستان 1394 به صورت ماهانه، توسط اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان تهران و با مشارکت و میزبانی فرهنگسرای ابن‌سینا برگزار شد و کتابداران، مخاطبین ویژة آن بودند. در این نشست‌ها، با حضور کارشناسان حوزه کتاب و منتقدان و صاحب‌نظران حوزه سینما ‌تلاش شد شیوه‌ای از نقد فیلم به کتابداران آموزش داده شود؛ تا با بهره‌گیری از آن، خدمات بهتری برای مراجعان فراهم آورند.

نشست ویژه کتاب‌خوان هنرمندان پیشکسوت که روز دوم اسفند با حضور علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس هیأت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور، علیرضا مختارپور دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، حجت‌الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی و سمعی و بصری کشور، احمد مسجدجامعی عضو شورای اسلامی شهر تهران، جمعی از هنرمندان و پیشکسوتان هنر کشور در هتل انقلاب تهران برگزار شد نیز روز جمعه ششم فروردین از شبکه آموزش پخش می‌شود.

همچنین نشست ویژه کتاب‌خوان ادیان توحیدی نیز که دهم اسفند با حضور سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ علیرضا مختارپور، دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور؛ علی فریدونی مدیرکل مجامع، تشکل‌ها و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ حجت‌الاسلام و المسلمین نواب، رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب؛ حمامی لاله‌زار از عالمان کلیمی؛ اسفندیار اختیاری، نماینده زرتشتیان و بت کُلیا نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی به همراه جمعی از عالمان و فعالان فرهنگی ادیان توحیدی برگزار شد، روز جمعه سیزدهم فروردین از شبکه شبکه آموزش سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش خواهد شد.

سلسله نشست‌های «کتاب‌خوان» با ابتکار نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، کار خود را از روز بیست و هفتم خرداد 1394 آغاز کرد. این نشست‌ها به منظور اشتراک‌گذاری کتاب‌های خوانده شده و با هدف ترویج و تبلیغ مطالعه در قالب معرفی کتاب برگزار می‌شوند و در آن کتابداران، نویسندگان، فعالان فرهنگی، اهالی رسانه، اعضای کتابخانه‌های عمومی و همه علاقه‌مندان تجربیات مطالعاتی خود را برای استفاده سایر علاقه‌مندان کتاب و کتابخوانی به اشتراک می‌گذارند.

تاکنون بیش از 1050 نشست کتاب‌خوان در سطوح ملی، استانی، شهرستانی، ویژه (نابینایان، کودکان با نیاز خاص، طلاب، دانشگاهی، زندانیان، فعالان مساجد، دانشجویی) و مدرسه‌ای در سراسر کشور برگزار شده است. همچنین دو نشست ویژه اصحاب رسانه و یک نشست با حضور 6 تن از اعضای هیأت امنای مجمع کتابخانه‌های بزرگ کشور (مکتب) برگزار شده است.

 

 

حکایتی از مثنوی مولانا

 تجربه آموزی روباه

شیر و گرگ و روباهی با هم رفیق شدند و برای شکار به دشت و کوه رفتند . گرگ و روباه در رکاب شیر به بیشه کوه رفتند و سه حیوان را که عبارت بودند از گاو کوهی و بز کوهی و خرگوش شکار کردند.

گرگ بدون توجه به اینکه شیر سلطان حیوانات است و اختیار و انتخاب با اوست با روباه زمزمه کرد که لابد شیر مانند شاهان دادگستر سهمیه آنها را خواهد داد.

شیر از خیالات و طمع آنها آگاه شد ولی در ظاهر خندان بود و وانمود نمی کرد دل پری از آنها دارد. تا اینکه شیر به گرگ گفت این جانوران شکار شده را عادلانه به نیابت از طرف من تقسیم کن .

گفت شیرای گرگ این رابخش کن              معدلت را نو کن ای گرگ کهن

  نایب من باش  در  قسمت  گری                 تا  پدید  آید که  تو چه  گوهری

 

 گرگ گفت. ای شیر چون تو بزرگ هستی گاو وحشی از آن تو باشد و بز کوهی چون میان قامت است مال من که میانه هستم و خرگوش نیز به مناسبت کوچکی مال روباه باشد که از همه کوچکتر است .

شیر ناراحت شد و گفت : تا من هستم تو (ما و تو) می کنی؟

سپس بر سر گرگ جهید و او را پاره پاره کرد.

روباه این منظره را دید و از این حادثه تجربه آموخت و عبرت گرفت . به طوری که وقتی شیر به روباه گفت اینک تو این شکار ها را تقسیم کن روباه از روی چاره اندیشی و سیاست گفت:

قربان این گاو فربه برای چاشت شما باشد و این بزکوهی برای ظهر و نهار شما باشد و آن خرگوش برای شام و شب شما باشد.

شیر از این پاسخ شادمان شد و گفت:

ای روبه  تو عدل   افروختی                    این  چنین  قسمت ز که آموختی

ازکجا آموختی این ای بزرگ                      گفت ای شاه جهان از حال گرگ

 

سپس همه آن سه شکار را به روباه بخشید و گفت:

روبها ! چون جملگی ما را شدی                چونت آزاریم چون تو ما شدی

ما تو را و جمله آشکاران تو را                      پای  بر گردون هفتم  نه بر آ

چون گرفتی عبرت از گرگ  دنی                 پس تو روبه نیستی شیر منی

 

و روباه سپاسگزاری کرد.

 

استخوان و  پشم آن گرگان عیان                 بنگرید  و  پند  گیرید ای مهان

عاقل از سر بنهد این هستی و بار            چون شنید انجام فرعونان و عاد

پس سپاس او را که ما را در جهان              کرد   پیدا  از  پس    پیشینیان

آشنایی با نویسندگان (محمود دولت‌آبادی)

 


محمود دولت‌آبادی مرداد ۱۳۱۹ در دولت‌آباد سبزوار به دنیا آمد.

دولت‌آبادی نویسنده رمان مشهور کلیدر از آغاز مشاغل مختلفی را تجربه کرد؛ کار روی زمین، چوپانی، پادویی کفاشی، صاف کردن میخ‌های کج و بعد به عنوان وردست پدر و برادر به عنوان دنده پیچ کارگاه تخت گیوه‌کشی، دوچرخه سازی، سلمانی و.... بعدها تمام مشاغلی که او در دوران نوجوانی و جوانی خود تجربه کرد، در آثارش نمود یافت.

دولت‌آبادی سپس راهی مشهد و آنگاه تهران شد و در این دوران باز هم مشاغل دیگری نظیر حروفچین چاپخانه، سلمانی کشتارگاه، رکلاماتور برنامه‌های تأتر، سوفلور کنترلچی سینما، ویزیتور روزنامه کیهان و... را بر عهده گرفت.

در همین دوران دهه ۱۳۴۰ بود که دولت‌آبادی به صورت جدی با تئاتر آشنا شد و ۶ ماه نظری و ۶ ماه هم عملی درس تئاترخواند.

در این دوره شاگرد اول شد و پس از آن "شبهای سفید داستایوسکی" را بازی کرد و بعد "قرعه برای مرگ" اثر «واهه کاچا»؛ بازی در نمایش«اینس مندو»،  «تانیاً» نگاهی از پل اثر آرتور میلر، و بعد از آن کار در اداره برنامه‌های تئاتر بود. سپس به گروه هنر ملی پیوست که دوره پرباری برای او به شمار می‌آمد.

بازی در نمایش «شهر طلایی» تدوین «عباس جوانمرد» قصه طلسم و حریر و ماهیگیر «نوشته علی حاتمی» ضیافت و عروسک‌ها نوشته بهرام بیضایی،  سه نمایشنامه پیوسته «مرگ در پاییز» نوشته اکبر رادی و «تمام آرزوهاً نوشته» نصرت نویدی و پس از آن بازی در نمایش«راشومون»که کارگردانی آن را بعدها خود به عهده گرفت. بعدها مشارکت در انجمن تئاتر، بازی در نمایشنامه«حادثه درویشی»نوشته آرتور میلر با کارگردانی ناصر رحمانی‌نژاد چهره‌های سیمون ماشار اثر برشت با کارگردانی مشترک محسن یلفانی و سعید سلطانپور.

در سال ۱۳۵۳ مهین اسکویی، کارگردان تئاتر از او دعوت کرد که در نمایشنامه «در اعماق» اثر ماکیسم گورکی ایفای نقش کند. از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۳ تئاتر و داستان نویسی، دوشادوش هم، ذهن دولت‌آبادی را تسخیر کرده بود.

او در همین سال تئاتر را برای همیشه کنار گذاشت، اگر انتشار نمایشنامه ققنوس و یا فعالیت دولت آبادی را برای تشکیل سندیکای تئاتر در یکی دو سال بعد از انقلاب مستثنی بدانیم، دولت‌آبادی، کار منظم داستان نویسی را با انتشار «ته شب» در سال ۱۳۴۱ آغاز می‌کند که در آثار او از همان نخستین اثر تا آخرین آنها سلوک خطوط تفکری کلی نگر و نشانه‌هایی مشخص وجود دارد، همچنین تسلط‌های رشک آمیز او در فضاسازی و دیالوگ نویسی از همان آغاز کار پیداست.

 مشخصه دیگر آثار او عشق به پدر یا خاطره پدری است، ارادت به صادق هدایت، همدلی او با هدایت به رغم تفاوت نگاهشان که به خوبی در رمان سلوک وجه روشنتری به خود می‌گیرد، از دیگر مشخصه‌های آثار دولت آبادی است.

مشخصه دیگر آثار او، ندای امیدواری در عین کلافگی است و نگاه تلخ او به زندگی که این امیدواری از تربیت و آموزش روستایی او ناشی می‌شود که قناعت و صبوری ویژگی آن است و کاملاً با نگاه شهری صادق هدایت متفاوت است. مشخصه دیگری که در کارهای دولت‌آبادی بارز بود، این است که او به شرح بیرونی آدمها بیشتر رغبت نشان می‌دهد تا شرح درونی آنها، گاه به نظر می‌رسد که این آدمها درون ندارند، از بس که نویسنده به شرح بیرونی آنها پرداخته است، به قد و قامتشان به شکل و شمایلشان و خلق و خوی آنها بیش از آنکه نشان داده شود، به وصف در می آیند و از صافی ذهن و زبان راوی نویسنده عبور می‌کنند تا ماجرا سرانجام پس از آن آغاز شود. تم اصلی داستان‌های او بر دو مدار در حرکت است: روستا و شهر.

پس از «ته‌شب»، دولت‌آبادی «ادبار» را به همراه داستان‌های «بند»، «پای گلدسته امامزاده»، «هجرت سلیمان» و «سایه‌های خسته»، در مجموعه «لایه‌های بیابانی» در سال ۱۳۴۷ منتشر کرد.

داستان بعدی او «هجرت سلیمان» و «سایه‌های خسته» است که از نظر ساختار با آثاری که تا به آن روز منتشر کرده بسیار متفاوت است. در این اثر، دخالت نویسنده بسیار ناچیز است، دیالوگ و عمل داستانی ماجرا را به پیش می‌برد که نقش تأثر در آن غیر قابل انکار است. اثر بعدی دولت‌آبادی «بیابانی» است که نقطه عصیان آثار دولت‌آبادی نیز به شمار می‌رود، داستان دیگری از ناکارآمدی ساخت و ساز نوین اجتماعی. پس از آن، دولت‌آبادی اولین رمانش را تحت عنوان «سفر» به چاپ رساند. این رمان از طرح داستان محکمی برخوردار نبود.

سفر» داستان یک گره، یک بن‌بست است، داستان با یک بحران آغاز می‌شود؛ از بیکار شدن مختار و طلیعه دنیای جدید و ورود ماشین که این گرفتاری‌ها را آغاز کرده‌است. پس از آن دولت‌آبادی رمان «اوسنه بابا سبحان» را منتشر کرد که از ساخت خوبی برخوردار است. رمان با باباسبحان آغاز می‌شود و بعد عروسش شوکت و آن‌گاه پسرها صالح و مصیب و دیگر شخصیت‌ها، در شبکه‌ای منطقی از روابط اجتماعی روستا و تعاملی معقول و ناگزیر، یکی‌یکی پا به صحنه داستان می‌گذارند. 
رمان بعدی دولت‌آبادی «باشبیرو» است که این اثر با آثار قبلی دولت‌آبادی تفاوت فاحشی دارد.

دولت‌آبادی داستان‌هایی دارد که پرده داستان به روی یک زن باز می‌شود. «جای خالی سلوچ» و «کلیدر» و نیز «باشبیرو» از آن جمله‌است.

داستان بعدی دولت‌آبادی، «مرد» است که در سال ۵۱ نوشته می‌شود ولی در سال ۵۳ به دست مخاطبان می‌رسد. داستان کوتاه نسبتاً بلندی راجع به مرد شدن یک پسر نوجوان، این نوشته مثل بقیه آثار دولت‌آبادی داستان فقر است اما داستان نکبت نیست و این درست در جهت عکس نوشته‌های نویسنده‌ای مثل چوبک است که در آن‌ها می‌توان بوی چرک و کثافت را فهمید، ولی تفاوت دولت‌آبادی با چوبک در این است که وقتی دولت‌آبادی از مردم عادی یا فرودست جامعه صحبت می‌کند نگاه او نگاهی آرمانی و حتی حماسی است. اثر بعدی او «عقیل عقیل» است. این اثر دیگر با بحران شروع نمی‌شود بلکه داستان با فاجعه آغاز می‌شود؛ زلزله! در مرکز فاجعه عقیل قرار دارد که همه کس‌اش مرده‌اند جز دخترش شهربانو، که با او به صحرا رفته بوده‌است و جز پسرش تیمور که در گناباد به سربازی رفته‌است. در «عقیل عقیل» این پدر است که پسر را گم کرده‌است اما در واقع تیمور تنها پسر عقیل نیست که همه کس و کار اوست؛ پس باز هم عقیل پدر گم کرده‌ای بیش نیست.

پس از آن «از خم چنبر» را منتشر می‌کند که بسیاری معتقدند موضوع یا ماجرا در این داستان اهمیت ندارد. اثر دیگری که از دولت‌آبادی منتشر می‌شود «دیدار بلوچ» سفرنامه کوتاهی است که شرح سفری است که دولت‌آبادی به زاهدان و آن حدود داشته‌است. سفرنامه از مشاهدات وی از زاهدان آغاز شده و بعد همراه راوی به میرجاوه و زابل هم سری میزنیم. در این اثر برخی افکار و روحیاتی که دولت‌آبادی در جابه‌جای آثارش به عنوان تفکری محوری در داستان‌هایش بروز داده‌است، در این اثر نمودی آشکار و مستقیم پیدا می‌کند. اثر بعدی او «جای خالی سلوچ» است. این داستان با غیبت سلوچ با جای خالی او آغاز می‌شود، پدر نقطه اتکا و اطمینان خانواده ناگهان نیست شده یا از بین رفته‌است.

اثر بعدی دولت‌آبادی «کلیدر» است،  رمانی در ستایش کار و زندگی و طبیعت، که خود دولت‌آبادی بارها گفته‌است "دیگر گمان نکنم که نیرو و قدرت و دل و دماغم اجازه بدهد که کاری کاملتر از کلیدر بکنم. کلیدر از جهت کمی و کیفی، کاملترین کاری است که من تصور می‌کردهام که بتوانم و شاید بشود، گفت در برخی جهات از تصور خودم هم زیادتر است.

کلیدر، یک رمان عظیم روستایی است در ۱۰ جلد و بالغ بر سه هزار صفحه که او بیش از ۱۵ سال عمرش را صرف نگارش آن کرده‌است و حجیمترین رمان فارسی به شمار می‌رود ؛ البته گمان نمی‌رود که دوباره چنین حادثهایی تکرار شود، با زبانی فخیم و حماسی و بیش از شصت شخصیت که جملگی تمام و کمال پرداخته شده‌اند.

دولت‌آبادی، در ادامه جلد دوم روزگار سپری شده مردم سالخورده را می‌نویسد که زندگی همه آدم‌هایی است که چون راوی دردمند این اثر زخمها را از این زمانه بیرحم بر جان خود احساس می‌کند؛ فقر، فقر،  فقر.

اثر بعدی او سلوک است که جنجالهای بسیاری را به پا کرد. دولت‌آبادی، در سال ۱۳۸۲ در نخستین دوره‌ جایزه ادبی یلدا جایزه یک عمر فعالیت فرهنگی را دریافت کرد.  

آثار دولت آبادی

• جای خالی سلوچ (رمان) 
• کلیدر (رمان) 
• روزگار سپری شده مردم سالخورده 
• تنگنا (نمایشنامه) 
• هجرت سلیمان 
• از خم چنبر 
• مرد 
• آهوی بخت من گزل (داستان) 
• روز و شب یوسف 
• ما نیز مردمی هستیم (گفت و گو) 
• سلوک 
• لایه‌های بیابانی 
• عقیل، عقیل 
• گاواره‌بان 
• ناگریزی و گزینش هنرمند (مجموعه مقاله) 
• سفر (رمان) 
• اتوبوس (رمان) 
• آن مادیان سرخ‌یال 
• کارنامه سپنج (مجموعه داستان و نمایشنامه) 
• ققنوس 
• باشبیرو (نمایشنامه) 
• دیدار بلوچ (سفرنامه) 
• ته شب (داستان) 
• آوسنه بابا سبحان (داستان بلند) 
• موقعیت کلی هنر و ادبیات کنونی 
• رد، گفت و گزار سپنج 
• صحرای مشر (طنز)

مطالعه، مرز زندگی در روشنی و تاریکی

 


رضا فیاضی درباره اهمیت مطالعه گفت: تفاوت کتاب خواندن و نخواندن، فرقِ میان زندگی در تاریکی و روشنایی است.


رضا فیاضی هنرمند پیشکسوت عرضه تئاتر، سینما و تلویزیون در گفت‌و‌گو با روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور درباره حضور هنرمندان در نشست «کتاب‌خوان» گفت: مردم به هنرمندان و پیشکسوتان علاقمندند و به آنان محبتی ویژه دارند؛ بنابراین، این افراد می‌توانند الگوی مناسبی برای کتابخوانی در جامعه باشند.

این هنرمند فعال عرصه کودک و نوجوان ادامه داد: کتاب و کتابخوانی در حال حاضر با وضعیتی آزار دهنده و دردناک مواجه است و توجه به کتابخوانی و فرهنگسازی در این زمینه باید به عنوان یکی از اصلی‌ترین اهداف نهادهای فرهنگی، مورد توجه قرار گیرد.

وی با اشاره به اهمیت فعالیت رسانه‌ها در اشاعه فرهنگ مطالعه تأکید کرد: در این میان نباید از نقش رسانه‌ها در تولید برنامه‌های کتاب محور و انعکاس اخبار کتاب غافل بود. برنامه‌های رادیو فرهنگ و سایر شبکه‌های رادیو و تلویزیون، ابزاری مناسب برای اشاعه کتابخوانی در جامعه به شمار می‌روند.

بازیگر سریال‌های «پهلوانان نمی‌میرند» و «تبریز در مه» ادامه داد: در حال حاضر، اجرای برنامه تلویزیونی «کیوسک» را بر عهده دارم که از شبکه یک سیما در حال پخش است و با محوریت مسائلی مانند: کتاب، فیلم، موسیقی و... روی آنتن می‌رود. 

فیاضی ادامه داد: تفاوت کتاب خواندن و نخواندن، فرقِ میان زندگی در تاریکی و روشنایی است. مطالعه، ابعاد ذهن را گسترش می‌دهد و واژگان بیشماری در اختیار فرد کتابخوان قرار می‌دهد. مخاطب فرد کتابخوان در هم‌صحبتی با وی در شگفت می‌ماند و از اطلاعات او بهره زیادی می‌برد.

سراینده «بانوی نیلوفری» مطالعه را عامل نجات‌ بشر از تباهی دانست و افزود: متأسفانه در مطالعه، تنبل هستیم و عادت پسندیده کتابخوانی روز به روز در جامعه ما با رکود بیشتری مواجه می‌شود. در این شرایط، برپایی نشستی برای به اشتراک‌گذاری کتاب، فعالیتی مثبت و ارزنده است.

وی با انتقاد از عملکرد بخش عمده‌ای از جوانان جامعه در بی اعتنایی به کتاب و مطالعه ادامه داد: بخش زیادی از جامعه، به‌ویژه جوانان، گرانی کتاب را برای نخریدن آن بهانه می‌کنند در حالیکه قیمت خیلی از کتاب‌ها در حال حاضر از بهایی که برای یک فنجان قهوه در کافه‌های شهر پرداخت می‌شود نیز کم‌تر است.

بازیگر فیلم سینمایی روسری آبی درباره اهمیت مطالعه افزود: خیلی از بزرگان ما در عرصه‌های ادبی و هنری، تحصیلات دانشگاهی ندارند اما به واسطه مطالعات گسترده به پژوهشگران، نویسندگان و هنرمندانی بزرگ تبدیل شده‌اند.

فیاضی با اشاره به اهمیت کتابخانه‌های عمومی در رشد مطالعه عنوان کرد: در سال‌های کودکی و نوجوانی در کتابخانه عمومی حضوری فعال داشتم و بسیاری از کتاب‌های جالب و خواندنی آن روزگار را به واسطه عضویت در آن مطالعه کردم.

نویسنده رمان «مردی با لاک قرمز» ادامه داد: کتاب، بهترین هدیه‌ای است که می‌توان به عزیزانمان تقدیم کنیم؛ حتی می‌توانیم نذورات خود در مناسبات و اعیاد مختلف را نیز در قالب کتاب، هدیه کنیم.

وی ادامه داد: متأسفانه در سال‌های اخیر به جای توجه به محتوای آثار شاخص ادبی مانند شاهنامه، دیوان حافظ و سعدی، بیشتر به جلد و ظواهر کتاب توجه می‌شود تا به عنوان هدیه‌ای درخور مورد استفاده قرار گیرد، این درحالی است که آثار ادبی فرهنگ ما به واسطه محتوا و اثرگذاری در جامعه، صاحب ارزش هستند. اگر بتوانیم این آثار کلاسیک ارزشمند را در شکلی ساده‌تر به عنوان هدیه نوروزی در دسترس عموم قرار دهیم و نظرشان را به ادبیات غنی فارسی جلب کنیم، گامی مهم در آشتی جامعه با مطالعه برداشته‌ایم.

دلایل اختلاف در سالروز شهادت حضرت زهرا(س)


 

 

زمان شهادت و وفات حضرت زهرا(س) همانند مکان دفن ایشان از مجهولات تاریخی است.
 

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم طی یادداشتی علل اختلاف در سالروز شهادت حضرت زهرا(س) را تبیین کرده است. متن این یاداشت را در ادامه می خوانید.

زمان شهادت و وفات حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ همانند مکان دفن ايشان از مجهولات تاريخي است که نشانه اوج مظلوميت حضرت است.

عواملي چند ممکن است منشأ اين اختلاف باشد؛ از جمله:

۱. نقل حوادث تاريخي در آن دوران همانند امروز نبوده که به صورت نوشته و کتاب در آيد و به نسل هاي بعدي منتقل شود، بلکه انتقال رويدادهاي تاريخي به طور عمده شفاهي بود و از خاطر و ذهن افرادي به اذهان ديگران منتقل مي شد. کسي نمي تواند ادعا کند که همه اين ناقلان از اشتباه مصون بودند.

۲. از سوي ديگر در آن روزها مسلمانان سرگرم جنگ بودند، در چنين شرايطي کمتر دغدغه داشتند که حوادث تاريخي را به طور دقيق ثبت نمايند. [۱]

۳. اختلاف و دسته بندي هاي سياسي که پس از رحلت رسول خدا(ص) پديد آمد و کساني که روي کار آمدند و قدرت را در دست گرفتند، تا آن جا که توان داشتند، تاريخ حادثه ها را دست کاري کرده اند. [۲]

پراکندگي گفتار تاريخ نگاران در اين موضوع گواهي روشن بر تحريف عمدي آنان در تاريخ شهادت حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ است.

در رابطه با زمان وفات و شهادت حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ روايات متفاوتي نقل شده است که برخي از اين روايات بي سند و مرفوع است و در نتيجه از اعتبار کافي برخوردار نمي باشند و برخي روايات نيز مدت زندگي حضرت زهرا(س) را پس از رحلت پدر گرامي اش دو يا شش و يا هشت ماه بيان کرده اند، چون اين دسته از روايات نيز سند درستي ندارند و يا از امام معصوم نقل نشده اند نمي تواند معتبر و قابل توجه باشند.

بعضي از احاديث گوياي اين است که حضرت پس از رحلت رسول خدا (ص) سه ماه يا يکصد روز در قيد حيات بود. [۳] اين گونه احاديث را ممکن است با حديث مشهور طبري که شهادت حضرت را سوم جمادي الثانيه مي داند. [۴] بدين طريق جمع کرد که سه ماه پنج روز کمتر از سوم جمادي الثانيه يعني نود و پنج روز است و يکصد روز، پنج روز بيشتر از نود و پنج روز مي شود و تفاوت چند روز قابل توجه نيست، مرحوم علامه مجلسي نيز به اين مطلب اشاره دارد. [۵]

در نتيجه تنها رواياتي که قابل تأمّل است؛ روايات هفتاد و پنج روز و سوم جمادي الثانيه يعني نود و پنج روز است. روايت هفتاد و پنج روز به دو طريق ـ ابو عبيده خدا و هشام بن سالم [۶] ـ از امام صادق(ع) نقل شده است و روايت سوم جمادي الثانيه يعني نود و پنج روز در روايت ابو بصير، نيز از امام صادق(ع) تصريح شده است. اين دو تعبير با توجه به قول مشهور شيعه درباره رحلت پيامبر اکرم(ص) در بيست و هشتم ماه صفر با هم تعارض دارد، چون که هفتاد و پنج روز پس از رحلت پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ موافق با سيزدهم جمادي الاولي مي شود، نه سوم جمادي الثانيه.

همان گونه که در سؤال بدان اشاره شده است، ممکن است دليل اختلاف در اين دو دسته از روايات صحيحه رايج نبودن نقطه گذاري بر کلمات در زمان صدور روايات باشد.

توجه به شباهت «خمسه و سبعون» با «خمسة تسعون» مؤيد اين معناست. به عنوان مثال در کتاب کافي در مورد زمان شهادت حضرت زهرا (س) چنين آمده است: «و توفيت و لهاثمان عشرة سنه و خمسة و سبعون يوما».[۷] همان گونه که در اين روايت ديده مي شود شباهت «خمسه و سبعون» به «خمسه تسعون» خيلي نزديک است و اشتباه نسّاخ، تاريخ نويسان يا راويان حديث مي تواند موجب پديد آمدن دو تاريخ متفاوت در رابطه با روز شهادت حضرت زهرا (س) باشد.

...............................

[۱]. شهيدي، سيد جعفر، زندگاني فاطمه زهرا (س)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ چهل و ششم، ۱۳۸۷ ش، ص ۱۵۵.

[۲]. همان، ص ۱۵۵.

[۳]. مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، بيروت، موسسه الوفاء، ۱۴۰۴ ق، ج ۴۳، ص ۲۱۳.

[۴]. محمد بن جرير طبري، دلائل الامامه، نجف، ۱۳۸۳ ش، ص ۴۳.

[۵]. مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، همان، ج ۴۳، ص ۲۱۵ و ۲۱۶.

[۶]. کليني، محمد بن يعقوب، اصول کافي، تهران، دارالکتب الاسلاميه، ۱۳۶۵ ش، ج ۱، ص ۴۵۷.

[۷]. همان، ج ۱، ص ۴۵۷؛ مجلسي، همان، ج ۴۳، ص ۷.

اقیانوس آرام منتشر شد

 

 

مجموعه شعر «اقیانوس آرام» سروده علیرضا بهرامی منتشر شد.
 

این مجموعه شعر حاوی 52 شعر در قالب آزاد و در 120 صفحه به بازار کتاب عرضه شده است. «اقیانوس آرام» علاوه بر شعرهایی ضدجنگ، شعرهایی را هم در بر می‌گیرد که تحت تاثیر سفرهای شاعر به نقاط مختلف ایران و جهان سروده شده‌اند.

به‌عنوان اولین شعر کتاب می‌خوانیم:
دست‌كم هفته‌اي چندبار
صفحه‌هاي آخر تقويم را 
ورق مي‌زنم،
با شناسه‌ي كشوري 
كه حتا تلفظ درست نامش را نمي‌دانم،
نشانه‌اي را تعقيب مي‌كنم
و مصرانه با زبان مادري،
سراغ تو را مي‌گيرم
حالا در تمام كشورهايي 
كه حتا تلفظ درست نامشان را نمي‌دانم،
همه مرا مي‌شناسند
و اين ماجرا
در تمام خانه‌ها و كافه‌ها 
تعريف مي‌شود
شايد اين ماجرا 
به گوش تو هم برسد
يا كسي چه مي‌داند؛
شايد اصلا يك‌روز
با صداي زنگ تلفن
از خواب بيدارت كنم،
غافلگير شوي، 
غافلگير شوم
و آن‌گاه 
جذاب‌ترين بخش زندگي‌ام 
به پايان برسد

از علیرضا بهرامی پیش‌تر مجموعه شعرهای «تا آخر دنیا برایت می‌نویسم» ، «وقتیکه برف می‌بارد»، «اصلا مهم که نیست» و «غم صدای تو یعنی...» به‌همراه چند اثر تالیفی و پژوهشی دیگر منتشر شده است.

او که دبیر جایزه شعر خبرنگاران است، با مجموعه غزل «غم صدای تو یعنی...» نامزد جایزه کتاب سال بود. مجموعه شعر «اقیانوس آرام» به بهای 9 هزار تومان ازسوی نشر مروارید عرضه شده است.

 

 

«مقطع رهایی»؛ پیشنهاد مطالعه به مناسب ایام‌الله دهه مبارک فجر

 


همزمان با فرارسیدن ایام‌الله دهه مبارک فجر، اداره کل امور فرهنگی نهاد پوستر معرفی کتاب‌هایی با مضامین انقلاب اسلامی و امام‌خمینی(ره) را با عنوان «مقطع رهایی» منتشر کرد.


به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، اداره کل امور فرهنگی نهاد همزمان با فرارسیدن ایام‌الله دهه مبارک فجر و به پاسِ گرامیداشت سی ‌و‌ هفتمین سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و در راستای بازشناسی وقایع، شخصیت‌ها و جریانات مهم و مؤثر در شکل‌گیری این مهم و با هدف معرفی بهترین کتاب‌های حوزه انقلاب شکوهمند اسلامی به ملت سرافراز و انقلابی، با انتشار پوستری در قالب طرح «این چند کتاب»، با عنوان «مقطع رهایی»، هشت عنوان کتاب مرتبط با این موضوع را منتشر کرده است که علاقه‌مندان می توانند با مراجعه به کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور این کتاب‌ها را امانت گرفته و مطالعه کنند.

«غرور و سقوط» نوشته آنتونی پارسونز و ترجمه محمدصادق حسینی عسکرانی/ مرکز اسـناد انقلاب اسـلامی/ 260 صفحه

کتاب غرور و سقوط در هفت فصل تدوین شده که نگارنده در آن‌ها به بیان چگونگی مأموریتش در ایران و تشریح اتفاق‌هایی که در سال‌های 1974تا 1975 در تبیین ماهیت رژیم شاه موجود است پرداخته است و حوادثی که در سال‌های 1976تا 1979 به وقوع پیوسته است را بیان می‌دارد و به توصیف واقعه تغییر رژیم ستم‌شاهی به انقلاب اسلامی به‌صورت جامع و تحلیلی می‌پردازد.

«راه مستقیم انقلاب» تدوین: علی‌اکبر عبدالاحدی‌مقدم/ موسسه فرهنگی ولاء منتظر(عج)/ دو جلد

این کتاب تقسیم‌بندی منطقی و تدوینی جذاب از اندیشه انقلاب اسلامی است. مبانی اندیشه و اهداف نهضت اسلامی از دیدگاه امام‌خمینی(قدّس سره) و مقام معظّم رهبری در دو جلد بیان شده است. فرآیند پنجگانه تحقیق حاضر عبارت‌اند از: در این کتاب مفاهیم و ماهیت، اصول، مبانی و عوامل پیروزی انقلاب اسلامی، اهداف، دستاوردها و بایسته‌های آن، مواضع و آسیب‌های نظام اسلامی بررسی می‌شود و به زمینه‌های شکل‌گیری دنیای اسلامی، وظایف جمهوری اسلامی ایران برای تحقق دنیای اسلامی و موانع تحقق دنیای اسلامی نیز می‌پردازد.

«مجموعه قصه‌های انقلاب برای بچه‌ها و نوجوانان» نوشته نادر ابراهیمی/ سوره مهر/ پنج جـلد/ 160 صفحه

این مجموعه پنج‌جلدی با این عناوین است: «پدر چرا توی خانه مانده است؟»، «جای او خالی»، «نیروی هوایی»، «سحرگاهان همافران اعدام می‌شوند» و «برادرت را صدا کن». این کتاب که داستان‌های کوتاه و جذاب مصور دوران مبارزه علیه رژیم ستم‌شاهی پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی را نمایش می‌دهد، در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی و در خلال مبارزات مردم علیه رژیم شاه نوشته و نخستین بار در سال 57 منتشر شد.

«آیین انقلاب اسلامی» گزیده‌هایی از اندیشه‌ها و آرای امام‌خمینی(قدّس سره) /مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(قدس سره)/ عروج/ دو جلد/ 646 صفحه

دسترسی سریع و آسان به اندیشه‌های امام‌خمینی(قدّس سره) با این مجموعه امکان‌پذیر است. در دفتر نهم مجموعه تبیان، آیین انقلاب اسلامی بر اساس گزیده اندیشه‌ها و آرای امام‌خمینی(قدّس سره) جمع‌آوری شده و ترتیب مطالب کتاب از مباحث اعتقادی و جهان‌بینی آغاز می‌شود. سپس اوضاع ایران پیش از انقلاب اسلامی را از نگاه امام مرور و به نظام مطلوب ایشان برای جامعه و امت اسلامی و مقوله‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی مرتبط با آن می‌پردازد.

«نهضت امام‌خمینی(قدّس سره)» نوشته حمید روحانی/ عروج/ چهار جــلد

نگارش تاریخ نهضت امام‌خمینی(قدّس سره) با ارائه شواهد و اسناد و مدارک، و ارائه جزئیات نهضت برای درک صحیح از ماهیت و حقیقت انقلاب اسلامی توسط خوانندگان، مورد نظر این کتاب است. از اهداف و انگیزه‌های نگارنده در تدوین کتاب، روشن کردن این نکته بوده است که طرح و بحث حکومت اسلامی در ایران، زمینه‌ای دیرینه و درازمدت داشته و این گونه نبوده که تنها در سال 1356 یکباره بر سر زبان‌ها افتاده باشد.


 
 


«دربار به روایت دربار» نوشته نظرعلی کوشکی/ مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ 105 صفحه

این کتاب در پنج فصل تنظیم شده که فصل اول مفاسد اخلاقی محمدرضا پهلوی را شرح می‌دهد. فصل دوم و سوم مفاسد خواهر او یعنی اشرف و همسر او یعنی فرح را تبیین می‌کند و مفاسد اخلاقی خاندانش را در فصل چهارم بیان می‌کند. در پایان نیز به مفاسد درباریان و اسناد و مدارک اشاره می‌شود.

«فلسفه  سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای» نوشته محسن مهاجرنیا/ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی/ 532 صفحه

کتاب فلسفه سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای، علاوه بر خودنوشته‌ها و مجموعه‌های منتشر شده از بیانات معظم‌له، سعی در بیان نظام فکری و منظومه منسجم اندیشه‌ سیاسی ایشان دارد. بسیاری از مقولات سیاسی مانند رابطه فرد و اجتماع، الزامات زندگی اجتماعی، دین، قانون و عدالت از منظر رهبری معظّم انقلاب از جمله موضوعات این کتاب هستند.

«معارف انقلاب» مروری بر دیدگاه‌های حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(مدّظلّه‌العالی) پیرامون انقلاب اسلامی/ انقلاب اسلامی/ 1049 صفحه

در این کتاب بیش از 400 فراز از دیدگاه‌های مقام معظّم رهبری با موضوع انقلاب اسلامی که در طی بیش از 20 سال گذشته در دیدارها، سخنرانی‌ها و خطبه‌های نماز جمعه بیان شده، جمع‌آوری و در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است. اهمیت کتاب در شناخت انقلاب اسلامی، جایگاه و تأثیر آن در حوزه جغرافیایی منطقه و کشورهای اسلامی و توقعات ایشان از نسل‌های حال و آینده است.

گفتنی است، «مقطع رهایی» پنجاه ‌و یکمین پوستر از مجموعه «این چند کتاب» است که با هدف معرفی و بهره‌برداری عموم مردم در کلیه کتابخانه‌ها و مجموعه‌های فرهنگی در سراسر کشور توزیع شده است.

نو رسیده های بهمن ماه

 

مولف

نام کتاب

سجاد خسروانی

تنهاترین عاشق، عاشق ترین تنها

قاسمعلی فراست

هر زندگی یه قصه

سارا عرفانی

پنجشنبه فیروزه ای

ارنست همینگوی(مترجم : احمد کسائی پور)

آن سوی رودخانه زیر درختان

فرهاد حسن زاده

این وبلاگ واگذار می گردد

مایکل مورپرگو(مترجم : پروین علی پور)

اسب جنگی

پائولا هال(مترجم : لیلا رسولی)

بهبود روابط زناشویی به زبان آدمیزاد

لورا اسمیت(مترجم : مریم هدایتی)

اضطراب و افسردگی

حمید نصیری

راهنمای غلبه بر مشکلات شایع روانشناختی

حمید نصیری

راهنمای غلبه بر مشکلات شایع روانشناختی و ارتقای سلامت روان

الیزابت مکیان(مترجم : مریم نوزرآدان)

تقویم آموزشی برای کودکان نوپا

سمیه سادات لوح موسوی

دخترانه

جان بک(مترجم : کیومرث جهانگردی)

راهنمای کاهش اضطراب امتحان

مایکل پرتون(مترجم : زهرا جائیدان)

برنامه نویسی اندروید

ربابه فدایی

آموزش کاربردی Windows 8

گروه فرهنگی شهید هادی

هوری

نورا حق پرست

ماجرای شیری که غمگین بود

منیره هاشمی

قیچی که دنبال کار می گشت

ژرم رویی لیر (مترجم : بهمن رستم آبادی)

اینجا مال من است

سوزی لی(مترجم : علی کاشفی)

باغ وحش

ماهنی تذهیبی

چوپان دروغگو

نرجس رحیمی نژاد

خاک دلیران

نرجس رحیمی نژاد

آلبوم عکس بابا

 ضمن تبریک به مناسبت ایام الله دهه فجر و پیروزی انقلاب اسلامی ، به اطلاع میرساند جرایم دیرکرد کلیه اعضاء کتابخانههاي عمومی که نسبت به بازگرداندن منابع  کتابخانه تا پایان دهه فجر (از تاریخ دوشنبه  12/11/1394  تا  پنجشنبه 22/11/1394)اقدام نمایند ، مورد بخشودگی قرار میگیرند.

سخنان امام حسن عسکری(ع) درباره فرزندش، امام زمان(عج)/ تاکید امام بر اخلاق نیکو میان شیعیان

 

 

 هشتم ربیع الثانی، سالروز ولادت امام یازدهم، امام حسن عسکری (که درود خدا بر او باد)
 
 
 
 
 
 

 سخنان امام حسن عسکری(ع) درباره یک شیعه حقیقی/ مایه زشتی و بدنامی ما نباشید

در احادیثی به نقل از تحف العقول، حضرت عسکری(ع) خطاب به شیعیانش می فرماید:

* شما را سفارش می کنم به کوشش و راستگویی و اینکه امانت هر کسی را که به شما امانتی سپرده است، به او بازگردانید چه آن شخص، نیکوکار باشد چه تبهکار.

* برای همسایگان خود، همسایگان خوبی باشید. با آنان نماز گزارید، در تشییع جنازه های شان حاضر شوید و مریضان آنان را عیادت و حقوق شان را ادا کنید.

* اگر کسی از شما راستگو باشد و ادای امانت کند و با مردم خوش رفتار باشد، آن زمان مردم می گویند: «این، یک شیعه است.» و همین مسأله، من را شادمان می کند.

* از خدا بترسید و تقوای الهی را پیشه خود سازید و با اعمالتان زیور و زینت برای ما باشید و مایه زشتی و بد نامی ما نباشید. هرگونه دوستی را برای ما جلب کنید و هر بدی را از ما دور سازید. زیرا هر خوبی که در حق ما گفته شود، سزاوار آنیم و هر بدی که در حق ما گفته شود، شایسته آن نیستیم.

 اساس عبادت و تقوا از نگاه امام عسكري(ع)/ به شرح آیت الله جوادی آملی

از وجود مبارك امام حسن عسكري(سلام الله عليه) رسيده است كه «ليست العبادة كثرة الصيام و الصلاة و إنّما العبادة كثرة التفكّر في أمر الله» عبادت در اين نيست كه انسان نمازهاي زياد بخواند، روزه‌هاي زياد بگيرد البته نماز واجب و نماز مستحب و نافله هم مشخص است اما بيش از آن مقدار انسان بايد وقت را صرف در معرفت بكند لذا فرمود: اساس عبادت آن تفكّر است آن مقصدشناسي و مقصوديابي است، بحث‌هاي توحيدي، معرفت خدا، اسماي حسناي الهي، صفات ذاتي حق، معناي تجلّي و فعل خدا، معناي حضور خدا در كنار افعال و مانند آن مهم است كه فرمود: اساس عبادت تفكّر است و درايت. اين درايت اگر با عمل همراه باشد انسان هم راه را طي مي‌كند هم به مقصد مي‌رسد و هم مقصود را به اندازه خود مشاهده مي‌كند. بنابراين آنچه از وجود مبارك امام عسكري(ع) به ما رسيده است تهيه كردن اين سه عنصر محوري يعني هم زاد و توشه مسافرت هم راحله و مركب سفر و هم تفكّر درباره مقصد و مقصود.

سفارش تقوا از يازدهمين امام همام امام حسن عسكري(ع) اين است كه «أورع الناس من وقف عند الشبهة وأعبد الناس من أقام علي الفرائض وأزهد الناس من ترك الحرام وأشد الناس اجتهاداً من ترك الذنوب»؛ پرهيزگارترين مردم كسي است كه وارد كار مُشتَبه، سخن مُشتَبه و عقايد مُشتَبه نشود؛ مطلبي كه مبرهَن نيست آن را نپذيرد تا ورع فكري داشته باشد؛ سخني كه مستدل نيست نگويد تا ورع در گفتار و نوشتار داشته باشد و كار مشكوك نكند تا در مقام كردار و عمل متورع باشد، فرائض الهي را انجام بدهد تا جزء عابدترين مردم عصر خود باشد، از محرّمات بپرهيزد تا جزء زاهدترين مردم عصرش باشد و بكوشد كه از گناه نجات پيدا كند.

قدرتِ اراده بدون قدرتِ روح ميسّر نيست و قدرت روح در پرتو ارتباط با خداست، ارتباط هم يا ارتباط علمي است يا ارتباط عملي؛ اگر كسي علمش لله و عملش لله باشد اين ربط قوي است و هر چه ربط به خداي عليمِ قدير قوي‌تر بود علم و قدرت انسان افزوده‌تر و روح قوي‌تر مي‌شود و از روحِ قوي اراده ي قوي نشأت مي‌گيرد، لذا امام حسن عسكري(سلام الله عليه) فرمود: «وأشدّ الناس اجتهاداً من ترك الذنوب»؛ كسي كه همه ي گناهان را ترك كند از ديگران شديدتر و مقتدرتر و توانمندتر است. همه ي اينها از بركات قرآن كريم است كه به ما فرمود: (وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنْتُم مُؤْمِنِينَ)؛ هم از دشمنِ بيرون اعلا بوده و بر او پيروز هستيد و هم از دشمن درون اعلا و بر او پيروز هستيد: (إِن كُنْتُم مُؤْمِنِينَ).

 سخن امام یازدهم درباره امام زمان(عج) / به شرح آیت الله محمد جواد فاضل لنکرانی

در يكي از روايات آمده كه كسي از امام عسكري(ع) راجع به امام زمان(عج) سؤال كرد. حسن بن ظريف مي‌گويد: «اخْتَلَجَ فِي صَدْرِي مَسْأَلَتَانِ أَرَدْتُ الْكِتَابَ فِيهِمَا إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ(ع) فَكَتَبْتُ أَسْأَلُهُ عَنِ الْقَائِمِ(ع) إِذَا قَامَ بِمَا يَقْضِي وَ أَيْنَ مَجْلِسُهُ الَّذِي يَقْضِي فِيهِ بَيْنَ النَّاسِ وَ أَرَدْتُ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنْ شَيْ‏ءٍ لِحُمَّى الرِّبْعِ فَأَغْفَلْتُ خَبَرَ الْحُمَّى فَجَاءَ الْجَوَابُ سَأَلْتَ عَنِ الْقَائِمِ فَإِذَا قَامَ قَضَى بَيْنَ النَّاسِ بِعِلْمِهِ كَقَضَاءِ دَاوُدَ(ع) لَا يَسْأَلُ الْبَيِّنَةَ وَ كُنْتَ أَرَدْتَ أَنْ تَسْأَلَ لِحُمَّى الرِّبْعِ فَأُنْسِيتَ فَاكْتُبْ فِي وَرَقَةٍ وَ عَلِّقْهُ عَلَى الْمَحْمُومِ فَإِنَّهُ يَبْرَأُ بِإِذْنِ اللَّهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهِيمَ فَعَلَّقْنَا عَلَيْهِ مَا ذَكَرَ أَبُو مُحَمَّدٍ(ع) فَأَفَاقَ»

راوی می‌گوید، دو سؤال داشتم، سؤال اولم از حجّت بعد از خودش بود، از امام عسكري(ع) سؤال كردم حجت شما وقتي قيام مي‌كند به چه چيز قضاوت مي‌كند و مجلسي كه بين مردم قضاوت مي‌كند كجاست؟ بعد كه نامه را فرستادم امام(ع) فرمود: اما سوال كردي از حجّت بعد از من و اينكه چگونه قضاوت مي‌كند؟ او به علم خودش قضاوت می‌‌کند. يكي از خصوصيات زمان حضرت حجت(عج) اين است كه حضرت به بيّنه و قسم اعتنايي نمي‌كند و به علم خودش قضاوت مي‌كند، كه در فقه می‌‌توان اين روايت را در بحث علم قاضي مورد دقت قرار داد، كه آيا می‌‌توان علم قاضي را حجت قرار داد يا نه؟ كه اگر بگوئيم علم قاضي حجّت نيست، يكي از ادله‌اش می‌‌تواند همين روایت باشد، وقتي گفتيم از مختصات ظهور و زمان امام زمان(ع) است، پس ديگر نبايد علم قاضي قبل از ظهور حجّت باشد.

در روايت دیگری حسن بن محمد بن صالح بزاز مي‌گويد: «سمعت حسن بن علي يقول» از امام عسكري(ع) شنيدم كه «إِنَّ ابْنِي هُوَ الْقَائِمُ مِنْ بَعْدِي وَ هُوَ الَّذِي يَجْرِي فِيهِ سُنَنُ الْأَنْبِيَاءِ(ع) بِالتَّعْمِيرِ وَ الْغَيْبَةِ حَتَّى تَقْسُوَ قُلُوبٌ لِطُولِ الْأَمَدِ وَ لَا يَثْبُتَ عَلَى الْقَوْلِ بِهِ إِلَّا مَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي قَلْبِهِ الْإِيمَانَ وَ أَيَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْه‏»

مي‌دانيد كه امام عسكري(ع) يك فرزند بيشتر نداشته! يعني امام زمان(ع) برادر و خواهر ندارد. بعد امام(ع) می‌‌فرماید فرزند من كسي كه حجّت بعد از من است و سنت های انبياء از نظر طول عمر و از نظر غيبت، در او جريان پيدا مي‌كند. براي اينكه زمان غیبت خيلي طولاني مي‌شود، قساوت قلب پيدا مي‌شود، و فقط آنهايي ثابت بر اين قول و جزء منتظران واقعي هستند كه دو جهت از طرف خداوند متعال در او باشد؛ يكی اینکه خدا ايمان را در قلب اين آدم راسخ كرده باشد. دوم:‌ «أيّده بروحٍ منه»؛ اعتقاد به آخرين حجت يك جنبه‌ي اضافي هم دارد كه بايد يك تأييدي از ناحيه خدا نسبت به اين مؤمنيني كه مي‌خواهند منتظر باشند واقع شده باشد.

مردم در پاییز چه کتاب‌هایی خواندند/ شمردن جوجه‌ی ناشران در آخر پاییز

 

 کار و بار بسیاری از ناشران در پاییز رونق چندانی نداشته است. به روایت ارقام و آمار، مردم در فصل پاییز بیشتر رمان خواندند. بعد از رمان، کتاب‌های روانشناسی و روانشناسی اجتماعی در رتبه‌های بعدی قرار دارند.
 

 پاییز امسال برای بسیاری از ناشران خصوصی پاییز غمگینی بوده است. تیراژهای پایین و فروش پایین و افزایش هزینه‌ها ادامه کار را برای استخوان‌دارترین انتشاراتی‌ها دشوار کرده است.

وقتی برای جویا شدن آمار فروش به سراغ ناشران قدیمی رفتیم، بسیاری از آنها مایل نبودند تا آمار پرفروش‌ترین کتاب پاییزه‌شان رسانه‌ای شود. آمارهایی بعضا دو رقمی از فروش یک کتاب برای ناشرانی که روزگاری محفل بزرگان و جایگاه نمو اندیشه بوده‌اند، مصداق فاجعه فرهنگی است.

در حالی که بسیاری از ناشران خصوصی صورت خود را با سیلی سرخ می‌کنند، کسب و کار بعضی دیگر از ناشران،‌ پر رونق‌تر از همیشه بوده است. در لیست پرفروش‌ترین کتابهای پاییز کتاب «نامیرا» از انتشارات نیستان ۲۴۰ برابر کتاب «باغ همسایه» از انتشارات آگاه چاپ شده است ودر مجموع سه کتاب اول لیست ۵/۵ برابر ۱۰ کتاب بعدی به فروش رفته است.

البته کتاب اول لیست یعنی « نامیرا» با ۱۱۳ هزار جلد فروخته شده، از کتابهای طرح مطالعاتی روشنا است. این طرح با همکاری شش مرکز پخش و نشر کتاب شکل گرفته. بوستان فدک، موسسه شهیدکاظمی، پاتوق کتاب، کتاب فردا، ترنجستان و کتابستان برگزار کننده پویش مطالعاتی روشنا هستند.

به گفته مسئول دبیرخانه طرح مطالعاتی روشنا، این طرح با هدف ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی انتخاب می‌شود. کتابهای این طرح با جلب نظر نویسنده و ناشر و چاپ ارزان‌تر،‌با قیمتی ارزان در اختیار شرکت‌کنندگان در طرح قرار می‌گیرند. کتاب نامیرا ۶هزار تومانی، قبل از شرکت در طرح پویش مطالعاتی روشنا با قیمت ۱۷ هزار تومان به بازار عرضه شده است.

کتاب دوم لیست پرفروش‌ها «دختر شینا»‌ کتاب مسابقه کتابخوانی کتاب و زندگی است. پایگاه اطلاع‌رسانی مسابقه کتاب و زندگی در توضیح این مسابقه نوشته :«مجمع ناشران انقلاب اسلامی با همکاری مراکز فرهنگی، مؤسسات مردمی، کتابفروشی‌ها، توزیعی‌ها و دستگاه‌های دولتی و ... با طراحی سلسله مسابقاتی تحت عنوان کلی «کتاب و زندگی» در نظر دارد گامی کوچک در جهت ترغیب مردم به مطالعۀ کتاب بردارد.» البته اطلاعاتی از اینکه چه تعداد از این خریدها از سوی نهادها و ارگان‌های دولتی و شبه دولتی بوده است، در دست نیست.

از مجموع ناشران خصوصی این لیست، نشر چشمه با فروشی ۱۰ هزار جلدی کتاب «هنر شفاف اندیشیدن»، ۲ برابر کتاب بعدی لیست، یعنی « ما ایرانیان» از نشر نی، فروش داشته است. یکی از مدیران نشر چشمه در توضیح اختلاف معنادار این کتاب با سایر کتاب‌های لیست گفت: کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» را عادل فردوسی‌پور ترجمه کرده است. علاوه بر این، در برنامه خندوانه، عادل فردوسی‌پور این کتاب را معرفی کرد و بعد از آن تقاضا برای کتاب افزایش معناداری پیدا کرد و کتاب چندین نوبت تجدید چاپ شد.

 

 

 

نام ناشر  نام کتاب  نویسنده/مترجم تیراژ تعداد چاپ تعداد صفحات میزان فروش در پاییز قیمت 
نیستان نامیرا صادق کرمیار ۳۰ هزار ۱۵-۱۹ ۳۳۶ ۱۱۳ هزار جلد ۶ هزار تومان
سوره مهر دختر شینا بهناز ضرابی زاده ۲ هزار و پانصد ۱۸-۳۸ ۳۰۰ ۸۴ هزار جلد ۷ هزار تومان
سایان روایتی از زندگی و زمانه خامنه‌ای جعفر شیرعلی‌نیا ۱۰۰ هزار ۱ ۱۰۰۰ ۲۰ هزار جلد ۱۴۰ هزار تومان
چشمه هنر شفاف اندیشیدن رولف دوبلی/عادل فردوسی‌پور هزار و پانصد ۳-۹ ۳۳۵ ۱۰ هزار جلد ۲۵ هزار تومان
نشر نی ما ایرانیان مقصود فراستخواه  هزار ۱-۵ ۲۴۰ ۵ هزار جلد ۱۸ هزار تومان
نشر ققنوس سمفونی مردگان  عباس معروفی ۵هزار و پانصد ۱۹ ۳۷۶ ۵ هزار جلد ۱۷ هزار تومان
نشر هرمس جهان هولوگرافیک میکل تالبوت/داریوش مهرجویی ۳ هزار ۳۷-۴۰ ۴۵۷ ۴ هزار و پانصد جلد ۱۵ هزار تومان
انتشارات نگاه تقدیر مونا برزویی هزار ۲-۶ ۲۰۰ ۴ هزار و سیصد ۱۲ هزار وپانصد تومان
انتشارات مروارید چقدر خوبیم ما ابراهیم رها هزار و صد   ۹۴ ۴هزار و پانصد جلد ۷ هزار و پانصد تومان
نشرمرکز چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم زویا پیرزاد ۲ هزار ۵۸-۶۰ ۲۹۶ ۳هزارصد و بیست ونه جلد ۱۵ هزار و نهصد تومان
نشر ثالث از روزگار رفته حسن فیاد هزار و صد ۱-۲ ۲۴۰ ۲ هزار جلد ۱۸ هزار تومان
انتشارات اختران ۱۷ تضاد و پایان سرمایه‌داری دیوید هاروی/عارف اقوامی هزار ۱ ۳۹۰ ۸۰۰ جلد ۲۷ هزار تومان
انتشارات آگاه باغ همسایه خوسه دونوسو/عبدالله کوثری پانصد ۱-۲ ۳۰۲ ۵۰۰ جلد ۲۰ هزار تومان

 

معرفی کتاب (پیامبر و قصه‌هایش)

پیامبر و قصه‌هایش

 

پدید آورنده : حیدری‌ابهری غلامرضا

تاریخ انتشار : 1390/11/25

قیمت پشت جلد به تومان : 12,000

زبان : فارسی

گروه سنی : کودک

 

کتاب پیامبر و قصه‌هایش، مجموعه‌ی هفتاد حکایت از زندگانی رسول خدا(ص) است که به قلم حجت الاسلام حیدری ابهری بازنویسی شده است.
این کتاب چند ویژگی مهم دارد:
1-  در کنار هر حکایت، بخشی به نام «بیشتر بخوان، بهتر بدان» وجود دارد که مطالب خواندنی و جالبی در آن آمده است.
2- در بازنویسی حکایات، نویسنده بیشتر تلاش کرده که جنبه‌های اخلاقی و تربیتی آن‌ها را به خواننده نشان دهد؛ از این رو خود را در توضیحات اضافی گرفتار نساخته است.
3- نویسنده‌‌ی کتاب، حکایات مجموعه را از کتاب حکایت نامه‌ی موضوعی پیامبراعظم(ص) گزینش کرده است که جامع‌ترین مجموعه‌ی مربوط به حکایات زندگی رسول خدا(ص) است، به همین دلیل، به گزینش دقیق و قابل قبولی دست یافته است.
4- سند تاریخی هر حکایت در کنار آن نوشته شده است.
5- تصاویر کتاب و طراحی‌های گرافیکی آن بسیار جذّاب  و هنرمندانه است. تصاویر مجموعه حاصل تلاش سرکار خانم هدی حدّادی است. امور هنری کتاب نیز برعهده‌ی آقایان سیّدحمیدرضاحسینی و رضا عاشوری بوده است.

کتاب تازه‌ انتشارات نیستان درباره‌ی پیامبر اکرم (ص)

کتاب «پویش پیامبر»، تازه‌ترین اثر از سید مجتبی حسینی محقق و پژوهشگر درباره جایگاه معرفتی و خلقتی و سلوک فردی و رفتاری پیامبر اکرم (ص) است که از سوی انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است.
 

حسینی که تحصیلات حوزوی را تا درجه اجتهاد طی کرده و دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته معماری و فلسفه علم نیز هست، در کتاب جدید خود مجموعه درس گفتارهای «معرفت و محبت»، «خلقت تا بعثت» و «بعثت تا رحلت» را در قالب سه بخش مجزا و در کنار همدیگر قرار داده تا برای مخاطبان از قابلیت بهره‌مندی ویژه‌ای برخوردار شود.

در بخش نخست از این کتاب با عنوان «معرفت و محبت» نویسنده با بهره‌گیری دقیق از آیات و روایت به معرفی وجوه متمایزکننده رفتاری پیامبر اکرم (ص) به نحوی می‌پردازد که زمینه ایجاد معرفت به پیام و سیره ایشان و نیز جلب محبت بیشتر نسبت به ایشان در مخاطب به وجود آید.

این بخش از کتاب در حکم یک جلسه تفسیری ساده به شرح احادیثی از رسول اکرم و آیاتی از قرآن کریم پرداخته که تمامی آنها پیرامون کسب معرفت و جلب محبت انسانی به پیامبر اعظم (ص) است.

نویسنده در بخش دوم از کتاب با عنوان «خلقت تا بعثت» به بررسی روند تاریخی حرکت بشر از خلقت تا بعثت رسول اکرم (ص) و آنچه که زمینه ساز و بستر ظهور پیغام جهانی و جاوید ایشان شد را تشریح می‌کند.

نویسنده در ابن بخش از کتاب موضوع چگونگی خلقت رسول اکرم (ص) و بحث تفکیک ولادت ایشان با خلقت نورانی‌شان را تشریح کرده و تبار ایشان را برای مخاطبان معرفی می‌کند. پس از آن نویسنده شرح زیست رسول الله در کودکی و نوجوانی را در دستور کار خود قرار داده و سرچشمه‌های شکل‌گیری خلق حسنه ایشان را مورد مداقه قرار می‌دهد. سپس به بررسی مفهوم جاهلیت می‌پردازد و آنچه به دلیل پذیرش این مفهوم، جامعه عربستان در زمان حضور پیامبر‌اکرم (ص) را اسیر خود کرده بود را با استناد به احادیث و روایات و آیات قرآن تشریح می‌کند و در این رهگذر جغرافیای طبیعی، اقتصادی و سیاسی شبه جزیره عربستان نیز مورد بررسی قرار داده و نظام سیاسی و اقتصادی و حتی اداری شبه جزیره عربستان در عصر ظهور پیامبر را واکاوی می‌کند.

بخش پایانی این کتاب با عنوان «بعثت تا رحلت» نیز در سه بخش کلی بعثت تا هجرت، هجرت و هجرت تا وفات به تشریح و تفسیر سلوک فردی و اجتماعی زیست آخرین پیامبر خداوند اهتمام می‌ورزد.

پدیده بعثت و دلایل و بسترهای شکل‌گیری آن، شروع دعوت پیامبر اعم از دعوت مخفیانه و دعوت از خویشاوندان و در نهایت علنی کردن رسالت و نیز در ادامه هجرت از مکه به مدینه و بسترهای آن مورد توجه قرار گرفته است. در بخش دوم علت هجرت و ماجرای آن و نیز شرح ساختار اجتماعی مدینه در زمانه هجرت و در نهایت در بخش پایانی ماجرای رحلت ایشان و وصایا و سفارشات ایشان پس از رحلت مورد توجه قرار گرفته است.

انتشارات کتاب نیستان «پویش پیامبر» را در 132 صفحه و با قیمت 8000 تومان منتشر کرده است.

کارتون کتاب

حکایتی از کلیله و دمنه داستان گربه پارسا

آورده‌اند که دوراجی(:کبک انجیر) در جنگلی لانه داشت. پس از چند روزی که به لانه‌ی خود بر نگشت، ناگهان خرگوشی در لانه‌ی او جای کرد و آن را خانه‌ی خود پنداشت. پس از چند روز که دراج بازگشت و آن پیش‌آمد را دید، به خرگوش گفت که؛ از خانه‌‌ی من بیرون شو که آن را خود ساخته‌ام. خرگوش پاسخ داد که این خانه را خود یافته‌ام و اگر شما حقی دارید و پیش از من در آن زندگی کرده‌ای ثابت کن؟ دراج به خرگوش گفت که در این نزدیکی و بر لب آبگیر، گربه‌ی پارسایی زندگی می‌کند که همیشه در ستایش است و هرگز خونی نریزد و کسی را آزار ندهد و هنگام ریاضت، با آب و گیاه دهان باز کند. داوری از او دادگرتر پیدا نمی‌شود. پس نزدیک او رویم تا کار ما را درست کند.

هر دو پذیرفتند و به سوی گربه به راه افتادند. گربه تا آن‌ها را دید برخواست و برای عبادت آماده شد. خرگوش از این کار او سخت شگفت‌زده شد و تا پایان عبادت چیزی نگفت. چون عبادت گربه پایان یافت، خرگوش با فروتنی بسیار از او خواهش کرد تا بین وی و دراج داوری کند. گربه از آن‌ها خواست تا هرکدام سخن بگویند. چون سخن آنان را شنید، گفت که؛ پیری مرا ناتوان کرده‌است و چشم و گوشم از کار افتاده است، نزدیک‌تر آیید و سخن بلندتر گویید تا بدانم چه می‌خواهید. گربه سپس آن‌ها را سرزنش کرد و از آن‌ها خواست تا برای جهانی دیگر با کردار نیک، ره‌توشه‌ای بسازند و هرگز کسی را نیازارند و به مال دنیا

چشم ندوزند. خرگوش و دراج با شنیدن این سخنان شیفته‌ی گربه شدند و به او خو گرفتند. در این هنگام گربه با یک یورش هر دو را بگرفت و بکشت. زهد و ظاهر فریبی آن کس که درونی ناپاک و زشت دارد، تنها پوششی است بر کارهای ناپاک او.

آغاز امامت امام خاتم/ مصلحی که مردم جهان را از آشوب و خشونت نجات می دهد

مصلحی که مردم جهان را از آشوب و خشونت نجات می دهد

 او که بیاید همه جانداران روی زمین طعم عدالت را خواهند چشید و خدا به واسطه او دروغ را ریشه کن مى کند و خوى ستمگرى و درندگى را محو مى سازد.../ 
 
 
 
 
 

 مصلحی که مردم جهان را از آشوبی بزرگ و همه گیر نجات می دهد

استاد محمدرضا حکیمی در کتاب «خورشید مغرب» روایاتی درباره سیرت امام زمان(عج) پس از ظهور را به قلمی ادیبانه نقل کرده است. گزیده ای از متن این کتاب را در ادامه می خوانید.

«به هنگام رستاخیر مهدی، آنچه هست، دوستی و یگانگی است تا آنجا که هر کس هر چه نیاز دارد، از آن دیگری بردارد، بی هیچ ممانعتی. در زمان او مومنان در معاملات از یکدیگر سود نگیرند، کینه ها از دل ها بیرون رود و همه جا را آسایش و امنیت فراگیرد.

مهدی، بخشنده است و بی دریغ مال و خواسته به این و آن دهد.نسبت به عمال و کارگزاران و ماموران دولت خویش بسیار سختگیر باشد و با ناتوانان و مستمندان بسیار دلرحم و مهربان.

در زمان حکومت مهدی به همه مردم حکمت و علم بیاموزند، تا آنجا که زنان در خانه ها، با کتاب خدا و سنت پیامبر قضاوت کنند. در آن روزگار قدرت عقلی توده ها تمرکز یابد. مهدی به تایید الهی، خردهای مردمان را به کمال رساند و در همگان فرزانگی پدید آورد.

چون مهدی درآید، ظلم و ستم را براندازد و سراسر زمین را از عدل و داد بپا کند. هیچ جای زمین باقی نماند، مگر این که از برکت عدل و احسان او فیض برد و زنده شود، حتی جانوران و گیاهان نیز از این برکت و عدالت و نکویی بهره مند گردند. و همه مردمان در زمان او توانگر و بی نیاز شوند.

عدالت مهدی چنان باشد که بر هیچ کس در هیچ چیز به هیچ گونه ستمی نرود. همه اموال جهان در نزد او گرد آید، آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین. آنگاه به مردمان بگوید: بیایید و این اموال را بگیرید! اینها همان چیزهایی است که برای به دست آوردن آنها، قطع رحم کردید و خویشان خود را رنجاندید، خون های ناحق ریخیتید و مرتکب گناهان شدید. بیایید و بگیرید.

پس دست به عطا بگشاید، چنان که تا آن روز کسی آن چنان بخشش اموال نکرده باشد.

مهدی فریاد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فریاد مردم عالم برسد. در روزگار او همگان به رفاه و آسایش و وفور نعمتی بی مانند دست یابند، حتی چهارپایان فراوان گردند و دیگر جانداران خوش و آسوده باشند. زمین گیاهان بسیار رویاند. آب نهرها فراوان شود. گنج ها و دفینه های زمین و دیگر معادن استخراج گردد.

مهدی، مردم جهان را از آشوبی بزرگ و همه گیر و سردرگم نجات دهد. در جهان، جای ویرانی نماند نگر آن که مهدی آنجا را آباد سازد.

علی (ع) در نهج البلاغه درباره فرزندش می گوید: «چون مهدی درآید، هوا پرستی را به خدا پرستی بازگرداند، رای ها و نظرها و افکار را به قرآن بازگرداند. او عمال و کارگزاران را مواخذه کند. زمین آنچه را در اعماق خویش دارد برای وی بیرون دهد و همه امکانات و برکات خویش را در اختیار او گذارد. آنگاه است که مهدی به شما نشان دهد که سیرت عدل کدام است و زنده کردن کتاب و سنت چیست.»

آری هنگامی که جهان را فتنه و آشوب آکنده سازد و همه جا را غارتگری و فساد و ستم بپوشد، خداوند مصلح بزرگ را بفرستد تا دژهای ضلالت و گمراهی را از هم فروپاشد و فروغ توحید و انسانیت و عدالت را در دل های تاریک و سنگ شده بتاباند.»

 نشانه هایی که امام یازدهم برای نشان دادن حضرت مهدی مطرح کرد

در کتاب منتهی الامال درباره اثبات حجت بودن امام زمان روایتی از امام حسن عسکری(ع) را به شرح زیر نقل کرده است:

«ابوالاديان يکي از خدمتگزاران و يکي از دوستان نزديک امام عسکري (ع) بود. ابن بابويه (ع) به نقل از ابوالاديان مي گويد: امام عسکري (ع) به من مأموريتي داد که به مدائن بروم و نامه هايي را به آنجا برسانم. امام عسکري (ع) به من فرمود: ابوالاديان! وقتي بعد از پانزده روز از مدائن برگشتي، شهر سامرا را پر از شيون و غوغا خواهي يافت، زيرا که من به شهادت خواهم رسيد. من نگران شدم و از امام راجع به جانشين شان پرسيدم: وقتي شما به شهادت رسيديد، چه کسي بايد امامت امت را به عهده بگيرد؟ امام عسکري در جواب به من سه نشانه داد؛ نشانه اول: آن کسي که بر بدن من نماز بگزارد. دوم: آن کسي که جواب نامه ها را از تو طلب کند و نشانه ي سوم: کسي که بگويد در هميان و کيسه ها چه چيزي وجود دارد.

حيا مانع شد که راجع به کيسه از آقا بپرسم، نپرسيدم و با نگراني سفرم را آغاز کردم و به مدائن رفتم. مأموريت را انجام دادم و وقتي برگشتم همان گونه که امام عسکري گفته بود، ايشان به شهادت رسيدند. آن گاه چيزي که براي من مهم بود اين بود که بدانم چه کسي جانشين امام يازدهم و به عنوان امام دوازدهم و حجت بر حق خداست  وارد بيت امام عسگري شدم، ديدم برادرش جعفر بر جايگاهي نشسته است و همه ي واردين به اوتسليت مي گويند. گويي اين گونه وانمود مي شود که او به عنوان جانشين امام عسکري است، در حالي که من او را مي شناختم و مي دانستم انساني است بد سابقه و بد عمل که مرتکب محرمات مي شد. مطمئن بودم که او لياقت امامت را ندارد اما الان در چنين جايگاهي قرار گرفته؛ چرا که دستگاه بني عباس تلاش مي کرد او را به عنوان جانشين امام عسکري به مردم معرفي کند. در همين حال خبر آوردند که او بيايد و بر پيکر امام عسکري (ع) نماز بگزارد.

او از جاي خود حرکت کرده، به سمت پيکر مطهر امام عسکري رفت تا نماز بگزارد، ديدم نوجواني با جميع شيوه ها و شمايل زيبايي که دلربا بود آمد و دامن عمويش را گرفت و گفت: اي عمو! کنار برو که من بر نماز گزاردن بر پيکر پدرم شايسته ترم. او را کنار زد و بر پيکر امام عسکري نماز گزارد. با اين صحنه مطمئن شدم که يکي از نشانه هايي که امام عسکري داده بود تحقق يافت و اين شخص بر بدن امام عسکري نماز گزارد.

منتظر بودم که نشانه هاي ديگر هم تحقق پيدا کند. در اين حالت بود که وقتي نماز تمام شد به من اشاره کرد که جواب نامه ها را بده. اين هم نشانه دوم؛ چون نامه اي که امام عسکري به من سپرده بود و آن را به مدائن بردم، به دوستاني که بايد مي دادم سپردم و جواب نامه هاي آن ها را به همراه بيت المال و سهم امامي که داده بودند با خودم آورده و منتقل کرده بودم. منتظر بودم نشانه ي سوم هم تحقق پيدا کند، در همين حال جمعي از مؤمنين قم آمدند و در ميان جمعيت عزادار قرار گرفتند و گفتند: جانشين امام عسکري کيست؟ آن ها را به سمت جعفر هدايت کردند.

آن ها وقتي پيش جعفر رفتند، پرسيدند: شما جانشين امام عسکري هستيد؟ پاسخ داد: آري. گفتند: بگوييد که ما حامل چه چيزي هستيم و نامه اي که با ماست چه کسي و براي چه کسي نوشته است و چيزي که به همراه ماست آن متاع چيست و چقدر است؟

جعفر با کمال عصبانيت گفت: عجب! مردم را ببينيد که از من چه چيزي را در خواست مي کنند، علم غيب از من طلب مي کنند؟ من فهميدم که او امام نيست و جمعيتي که از قم آمده بودند هم با اين پاسخ او مطمئن شدند که او امام نيست و جانشين امام عسکري شخص ديگري است. در همين حال فرستاده اي از درون خانه آمد و گفت که حجت خدا ( امام زمان ) فرمودند: نامه هايي که شما اهل قم از فلان شخص و فلان شخص براي امام عسکري آورده ايد، آن نامه ها را بياوريد و به همراه شما همياني است که هزار اشرفي در آن قرار دارد که از ميان هزار اشرفي که به عنوان سهم امام است، ده اشرفي قلابي است که روکش طلا شده و اصل نيست.

آن ها باز کردند و ديدند هزار اشرفي سفيد هست و آن ده اشرفي را هم شناسايي کردند. ابوالاديان مي گويد: من دقيقا به همان نشانه هايي که امام حسن عسکري به من داده بود رسيدم و يقين کردم که او امام امت اسلامي و آخرين وصي پيغمبر اکرم (ص) است و آن پيامي که فرستاده شده از ناحيه امام زمان است و آن فردي که نماز بر پيکر امام عسکري گزارد امام زمان و آخرين امام شيعيان است.

 انتظار در عصر غیبت به چه معناست؟

آیت الله علی کورانی عاملی، از علمای برجسته لبنان و ساکن شهر قم است که در ایران بیش از هر چیز، با کتاب «عصر ظهور» شناخته می‌شود. آیت الله کورانی  درباره تعریف «انتظار» در عصر غیبت و تفاوت نگاه ها در تشکیل حکومت به نکات زیر اشاره کرده است.

«انتظار دو بُعد دارد: گاهی انتظار یعنی منتظر بمانید، دولت تشکیل ندهید تا امام مهدی بیاید. یعنی صبر کن و دست نگه دار. زیرا شما نمی‌توانید دولتی عادل تشکیل دهید. پس هیچ دولتی تشکیل ندهید [و مسئولیت آن را به عهده نگیرید]. بعضی از فقهای ما قائل به این رأی هستند و تشکیل دولت را قبل از ظهور امام زمان قبول نمی‌کنند. می‌گویند تکلیف ما نیست. بعضی‌هایشان حرام می‌دانند، بعضی‌هایشان می‌گویند جائز است ولی وظیفه نیست.

اما بعضی‌ها هم تشکیل حکومت را جایز می‌دانند. بعضی از باب حِسبه، یعنی أحیاناً برای نظم جامعه جایز می‌دانند، مانند آیت‌الله عظمى خویی؛ و بعضی هم از باب ولایت فقیه، نه تنها جایز، بلکه وظیفه و واجب می‌دانند، مانند امام خمینی. پس نظر این‌ها دربارۀ انتظار با هم فرق دارد. از نظر امام خمینی یعنی انتظار داشته باشید ولی در عین حال فعالیت کنید و در خط امام مهدی(ع) دولت تشکیل بدهید، اما بعضی می‌گویند نه وظیفه ما این نیست.

پس انتظار دو معنی دارد. انتظار با انقلاب و تشکیل حکومت، و انتظار بدون تشکیل حکومت که می‌گوید نه ما نمی‌توانیم دولت عدل تشکیل دهیم، پس با حکومت‌هایی که هست می‌سازیم تا امام زمان بیاید. البته همزمان می‌کوشیم تا به حکومت جهت دهیم و راهنمایی‌اش کنیم تا از ظلمش بکاهیم. اینها مماشات، مدارا و همزیستی را قبول دارند. ولی در عین حال، می‌گویند که دفاع از میهن واجب است، امر به معروف و نهی از منکر هم واجب است. یعنی اصلاح.

وامر به معروف و نهی از منکر را به معنی اصلاح طلبی می‌دانند، اصلاحات اجتماعی و مطالبات اصلاحی. یعنی وقتی دولتی روی کار است، ما دولت را نمی‌خواهیم بگیریم، ولی مطالباتی از دولت داریم. [یعنی] حرکت اصلاحی. می‌گویند فقها باید حرکت اصلاحی بکنند، نه حرکت انقلابی که دولت را بگیرند.»

 

نو  رسیده های آذر  ماه

مولف

نام کتاب

وندی ایجی ئوما(مترجم : محسن سلیمانی)

تکه چوب

جانیس ورموت(مترجم : آتوسا لوا)

راهنمای آموزگار تازه کار برای نیازهای آموزشی

لایا سول(مترجم : مهدی قراچه داغی)

کتابی برای جوانها

مجید فلاح پور

مبانی ، اصول و روش تفسیری ملاصدرا

محمدرضا سنگری

سفر زندگی

سمانه مظاهری

تفریح و فعالیت علمی زیست شناسی

سمانه باذلی

تفریح و فعالیت علمی شیمی

آزاده آزادمهر

تفریح و فعالیت علمی فیزیک

آندرسن کورن- مولر(مترجم : مینا مهرورز)

شیمی جادویی

هادی ابراهیمی

HELP YOURSELF

اقبال حکیمیون

سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی ایران تا پایان دوره رضا شاه

فواد فاروقی

شاه عباس بزرگ

محمد شجاعی

معاد یا بازگشت بسوی خدا 2جلد

سید علی خامنه ای

آموزش مصور احکام

عبدا... متحسن

سفری از عاشورا تا اربعین

محمد شجاعی

کیمیای وصال

محمدامیر شیخ نوری

جنبش ضد استعماری جنوب

ترجمه حسین استاد ولی

نهج البلاغه فارسی عربی

غلامرضا حیدری

پیامبر و قصه هایش 5 جلدی

میلاد عرفان پور

175 اقیانوس

محمدکاظم اخوان

دوست غار نشین من

ویکتور هوگو(مترجم : ویدا رامین)

سال نهم هجرت

هادی خورشاهیان

سفر به شهریور

اومیرتو اکو(مترجم : غلامرضا امامی)

سه قصه

آتوسا صالحی

حتی یک دقیقه کافی است

محمدرضا یوسفی

وقت قصه من را صدا کن

ابراهیم حسن بیگی

صوفی و چراغ جادو

حمیدرضا نجفی

ننه یخی ، پسر تابستان

یوسف قوجق

لالو

نجیب الکیلانی(مترجم : فاطمه اکبری زاده)

نانی از خون

سجاد خسروانی

ق : گمانه هایی درباره قیصر امین پور

آنه گاتی(مترجم : علی شیخ الاسلامی)

جانوران شگفت انگیز

سوسن طاقدیس

پیشی بیا من را بخور

فریده خلعت بری

خواب و بیدار

زهره کیهانی

آرزوها آماده ام

ابوالفضل هادی منش

معصومین (ع) و کودکان

شکوه قاسم نیا

مجموعه 3 جلدی خدا جون از تو ممنونم

محسن چینی فروشان

او

ناصر نادری

ماجرای یک باغ

یحیی علوی فرد

مورچه های لواشکی

مریم هاشم پور

هم روزنامه هم کلوچه

عباس علی سپاهی

خسته نباشی خداجون

حمید هنرجو

باغ آئینه

سرور کتبی

خواب های خوشمزه

اسدا... شعبانی

من یا عروسک من

ناصر کشاورز

بهترین ها تو دنیا بابا ، مامان و دوست ها

اسدا... کشاورز

هر کی یه رنگی داره

افسانه شعبان نژاد

گرپ گرپ

محمود پور وهاب

درخت خانه ما

حکایت پیدایش یک ضرب‌المثل ایرانی از زبان پرویز پرستویی

 

پرویز پرستویی با انتشار مطلبی داستان پیدایش یکی از ضرب‌المثل‌های ایرانی را با مخاطبانش به اشتراک گذاشت.
 

پرویز پرستویی که در صفحه‌ی اینستاگرامش مطالب پندآموز و حکایت‌های جالبی را منتشر می‌کند، این بار به سراغ یکی از ضرب‌المثل‌های پرکاربرد ایرانی رفته و حکایت پیدایش آن در زبان فارسی را برای طرفدارانش نقل کرده است:

«ابوعلی سینا در سفر بود. در هنگام عبور از شهری، جلوی قهوه‌خانه‌ای اسبش را بر درختی بست و مقداری کاه و یونجه جلوی اسبش ریخت و خودش هم بر روی تخت جلوی قهوه‌خانه نشست تا غذایی بخورد. خر سواری هم به آنجا رسید، از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خودش هم آمد در کنار ابوعلی سینا نشست.

شیخ گفت : خر را پهلوی اسب من نبند،چرا که خر تو از کاه و یونجه او می‌خورد و اسب هم به خرت لگد می‌زند و پایش را می‌شکند.

خر سوار آن سخن نشنیده گرفت و به روی خودش نیاورد و مشغول خوردن شد. ناگاه اسب لگدی زد و پای خر را لنگ کرد.

خر سوار گفت : اسب تو خر مرا لنگ کرد و باید خسارت دهی.

شیخ ساکت شد و خود را به لال بودن زد و جواب نداد.

صاحب خر، ابوعلی سینا را نزد قاضی برد و شکایت کرد.

قاضی سوال کرد که چه شده؟ اما ابوعلی سینا که خود را به لال بودن زده بود، هیچ چیز نگفت.

قاضی به صاحب خر گفت : این مرد لال است؟

روستایی گفت : این لال نیست بلکه خود را به لال بودن زده تا اینکه تاوان خر مرا ندهد، قبل از این اتفاق با من حرف می‌زد.

قاضی پرسید : با تو سخن گفت ؟چه گفت؟

صاحب خر گفت : او به من گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد میزند و پای خرت را میشکند...

قاضی خندید و بر دانش ابوعلی سینا آفرین گفت.

قاضی به ابوعلی سینا گفت حکمت حرف نزدنت پس چنین بود؟!

ابوعلی سینا جوابی داد که از آن به بعد در زبان پارسی به مثل تبدیل شد:"جواب ابلهان خاموشی ست"»

تازه های نشر

 

ماجراهای کودک گمشده‌ای که به دنبال نجات خانواده است

نشر نون رمان «جایی که ماه نیست» نوشته نیتان فایلر را با ترجمه محمد حکمت روانه بازار کرده است.
 

 این رمان در بریتانیا با نام «شوک سقوط» منتشر شده است و جایزه‌ی کاستا را هم برده است.

از بین متیو هومز و برادر بزرگترش که در میانه‌ی یک سفر تفریحی نیمه‌شب دزدکی بیرون می‌روند، تنها متیو به خانه بازمی‌گردد. ده سال بعد، متیو برایمان تعریف می‌کند که راهی پیدا کرده تا برادرش را برگرداند. آنچه به صورت داستان پسری گم‌شده آغاز می‌شود رفته‌رفته تبدیل می‌شود به داستان مرد شجاعی که مشتاقانه می‌کوشد بفهمد آن شب و در سال‌های بعدش چه بر سر خود و خانواده‌اش آمد.

این رمان بااستفاده از فرم‌های متنوع روایی نوشته و تا کنون به بیش از 25 زبان ترجمه شده است

نیتان فایلر برای این کتاب علاوه بر جایزه کتاب سال کاستا، عنوان بهترین نویسنده اثر داستانی انگلیس را در سال 2015 کسب کرده است. جایزه کتاب «کاستا» یکی از معتبرترین و مشهورترین جایزه‌های ادبی در انگلستان است که کتاب ها و نویسندگان مطرح در انگلستان و ایرلند بر اساس این جایزه شناخته می‌شوند و برای تجلیل از قدرت لذت‌بخشی کتاب اهدا می‌شود.

محمد حکمت مترجم این کتاب متولد 1360 است و این کتاب را از روی نسخه انگلیسی آن ترجمه کرده است.

نشر نون «جایی که ماه نیست» را در 296 صفحه و با تیراژ هزار نسخه منتشر کرده است.

 

برشی از رمان «جایی که ماه نیست»

 راستش باید بگویم آدم خوبی نیستم. گاهی سعی می‌کنم که باشم، ولی اغلب نیستم. برای همین وقتی نوبتم شد که چشم‌هایم را بپوشانم و تا صد بشمارم، تقلب کردم.

همان‌ جایی ایستادم که هرکس نوبتش می‌شد، باید می‌ایستاد و می‌شمرد.‌ کنار سطل‌های بازیافت، بغل‌دست مغازۀ فروش منقل‌های یک‌بارمصرف و میخ یدکی چادر و نزدیک آنجا که تکه‌چمن کوچکی است که زیادی رشد کرده و پشت شیر آبی قایم شده است.

بماند که یادم نمی‌آید آنجا ایستاده باشم. نه، واقعاً. همیشه جزئیات این‌چنینی را به یاد نمی‌آوری، مگر نه؟ یادت نمی‌آید آیا کنار سطل‌های بازیافت بوده‌ای یا بالاتر توی مسیر، نزدیک ردیف دوش‌ها و آیا واقعاً شیر آب آن بالا هست یا نه.

الان نمی‌توانم سروصدای دیوانه‌وار مرغان دریایی را بشنوم یا نمک توی هوا را مزه کنم. گرمای خورشیدِ بعدازظهر را که باعث می‌شد زیر زخم‌بند سفید روی زانویم عرق کند حس نمی‌کنم. یا خارش کرم ضد‌آفتاب را توی ترک‌های خشکی روی زخم‌هایم. نمی‌توانم خودم را وادار کنم آن حس‌وحالِ مبهمِ به‌حالِ خود رهاشدن را دوباره تجربه کنم و چه فرقی بکند، چه نکند، واقعاً‌ هم یادم نمی‌آید تصمیم به تقلب گرفته و چشم‌هایم را باز کرده باشم.

تقریباً هم‌سن من به‌نظر می‌رسید؛ با موهای قرمز و چهره‌ای که با صدها کک‌ومک خال‌خالی شده بود. دور لبۀ لباس کرم‌رنگش به خاطر زانوزدن روی زمین، خاکی شده بود و عروسک پارچه‌ای کوچکی با چهرۀ صورتی لک‌افتاده، موهای پشمی قهوه‌ای و چشم‌هایی از دکمه‌های سیاهِ براق، به سینه‌اش چسبیده بود‌.

اولین کاری که کرد این بود که عروسکش را با نرمی تمام روی چمن بلند قرار داد. به‌نظر می‌رسید جای عروسک راحت بود. دست‌هایش دو طرفش دراز شده و سرش اندکی بالا آمده بود. به‌هرحال فکر کردم جایش راحت به‌نظر می‌رسید.

آن‌قدر نزدیک هم بودیم که وقتی با یک ترکۀ چوب شروع به کندن زمین خشک کرد، صدای خراشیدن و تراشیدن را می‌‌توانستم بشنوم. البته او متوجه من نشد، حتی زمانی که ترکۀ چوب را به کناری پرت کرد و تقریباً دَم انگشتان پایم که همگی از دم‌پایی پلاستیکی مسخره‌ام بیرون زده بودند، فرود آمد.

[][][]

تق تق تق تق. بیرون هستند. پشت در ایستاده‌اند. از سوراخ صندوق پست داخل را دید می‌زنند. به صدای تایپ‌کردنم گوش می‌دهند. می‌دانند من اینجا هستم.

ننی‌نو دست روی بازوی مامان خواهد گذاشت و خواهد گفت، سعی کن نگران نباشی.‌ حالش خوب خواهد شد،‌ دارد داستان‌هایش را می‌نویسد. بابا توی ورودی کف‌سیمانی، تند‌تند راه خواهد رفت.‌ آشغال‌ها را برخواهد داشت، عصبانی، بی‌آنکه بداند خشمش از کجاست و مامان همینطور بر در خواهد کوبید و کوبید و کوبید، با مشت‌های از درد به‌تپش افتاده، تا وقتی در را باز کنم. در را باز خواهم کرد. همیشه می‌کنم.

ننی‌نو می‌آید که بغلم کند؛‌ ولی اول مامان خواهد بود که رو به او خواهم کرد. درماندگی‌اش را می‌دانم.

می‌پرسم: «می‌خوای بیای تو؟»

«بله لطفاً.»

«چای کیسه‌ایم تموم شده.»

«اشکالی نداره.»

«خیلی وقته خرید نرفته‌ام.»

«اشکالی نداره.»

از روی ماشین تایپ خواهم پرید، از روی همۀ نامه‌هایی که نادیده گرفته‌بودمشان. پدر و مادرم و ننی‌ مرا دنبال خواهند کرد. در اتاق نشیمن خواهیم نشست، جز بابا که خواهد ‌ایستاد، صاف و راست، از پنجره نگاهش را به بیرون خواهد دوخت و شهر را برانداز خواهد کرد.

مامان خواهد گفت: «نامۀ دکتر کلمنت رو گرفتیم.»

«متوجه شدم.»

«گفت... »

«می‌دونم چی گفته.»

«عزیزدلم، نمی‌شه این‌طوری بکنی.»

«چرا نمی‌شه؟»

«حالت ناخوش می‌شه و باز می‌برنت تو بخش.»

به ننی‌نو نگاه خواهم کرد ولی او هیچ‌ نخواهد گفت. عاقل‌تر از آن است که طرف کسی را بگیرد.

«بابا، نظر تو چیه؟»

او برنخواهد گشت. به زل‌زدن به بیرون پنجره ادامه خواهد داد. «خودت می‌دونی نظرم چیه.»

تق‌تق تق تق

تق تق تق

تق تق

می‌گذارم بیایند تو. همیشه می‌گذارم.

و به مرکز روزانه خواهم رفت. به گروه هنر، به گروه حرف‌زدن، به گروه آرامش‌جویی و همان کاری را خواهم کرد که به من می‌گویند.

دواهایم را خواهم خورد.

دیوان شمس غزل شمارهٔ ۱۵۳۵

 

مولوی

بيا تا قدر همديگر بدانيم

      که تا ناگه ز يکديگر نمانيم

            چو مومن آينه مومن يقين شد

                   چرا با آينه ما رو گرانيم؟

                          کريمان جان فداي دوست کردند

                                سگي بگذار ما هم مردمانيم

                                      فسون قل اعوذ و قل هوالله

                                             چرا در عشق همديگر نخوانيم؟

                                                   غرضها تيره دارد دوستي را

                                                         غرضها را چرا از دل نرانيم؟

                                                 گهي خوشدل شوي از من که ميرم

                                             چرا مرده پرست و خصم جاني

                                       چو بعد مرگ خواهي آشتي کرد

                                 همه عمر از غمت در امتحانيم

                           کنون پندار مُردم، آشتي کن

                     که در تسليم ما چون مردگانيم

               چو بر گورم بخواهي بوسه دادن

         رخم را بوسه ده که اکنون همانيم

    خمش کن مرده وار اي دل ازيرا

به هستي متهم ما زين زبانيم