معرفی 4 کتابِ طرح «کتاب‌خوان ماه» مهر 1395

 

خلاصه‌ای از معرفی کتاب‌های کتاب‌خوان مهرماه 1395 به شرح زیر است: 

«پانصد نکته درباره مطالعه» نوشته فیل ریس و ترجمه بیتا عسگری و گیتا عسگری / انتشارات مدرسه / 151 صفحه

«پانصد نکته درباره مطالعه» تألیف «فیل ریس» استاد توسعه آموزش در دانشگاه گلمورگان است.

این مجموعه حدود پانصد نکته ساده را در 51 سر فصل به خواننده ارائه می‌دهد و مطالعه برای همگان مفید خواهد بود.

در این کتاب با تکیه بر نکاتی چون نگارش مقالات، ارائه سمینارها، شرکت در امتحانات، تقویت حافظه، حل مسائل، تکمیل مهارت‌ها و موفقیت در مصاحبه‌ها شما را در گذر از دوران تحصیل یاری می‌دهد.

اصل کتاب با زبان و لحنی ساده و روان به نگارش درآمده است و مترجمان کوشیده‌اند که این شیوه نگارش را در ترجمه کتاب نیز حفظ کنند تا با استفاده از بیانی ساده و فراخور حال مخاطبان فارسی‌زبان، مطالب را برگردان کنند.

این کتاب کاربردی با عنوان‌های دیگری ازجمله، «می‌توان مسئول تحصیلات خود باشید»، «هفته قبل از شروع دوره آموزشی»، «جایگاه خود را بیابید»، «نحوة فراگیری خود را بیابید»، «تحصیلات خود را سازمان دهید»، «بهترین مکان برای مطالعه»، «زمان‌بندی، شروع کار»، «خلاصه نویسی»، «تقویت حافظه»، «حل مسئله»، «انجام یک مصاحبه خوب» و «آمادگی برای امتحان مجدد» منتشر شده است.

«عقرب‌های کشتی بمبک» نوشته فرهاد حسن‌زاده / انتشارات افق / 208 صفحه

«عقرب‌های کشتی بمبک» رمانی است ماجرایی و پرکشش. شخصیت‌های اصلی رمان چهار پسر نوجوان هستند که در دنیای باز‌ی‌های کودکانه خود باندی به نام عقرب را درست کرده‌اند و ناخواسته و از سر کنجکاوی درگیر ماجرایی می‌شوند.

داستان این رمان حرکت‌های اعتراضی مردم را در آبادان سال ٥٧ بازگو می‌کند و به چگونگی برخورد نوجوانان با این رویداد بزرگ و همچنین به بیان روابط هم‌سالان و ماجراجویی‌هایشان می پردازد. استفاده هنرمندانه از لهجه مردم آبادان و آشنا کردن نوجوانان ایرانی با فرهنگ و آداب و رسوم این خطة قهرمان‌خیز کشور و بیان برخی از خصوصیات روحی و اخلاقی مردم خونگرم جنوب از ویژگی‌های بارز این کتاب است.

جذابیت‌های این رمان تنها در مضمون کلی، ساختار ماجرایی و فراز و فرودهای داستانی آن خلاصه نمی‌شود، بلکه توفیق در پرورش فضایی زنده از روزگار نوجوانی، خلق شخصیت‌هایی دوست‌داشتنی و ایجاد مناسبات و روابطی جذاب میان آن‌ها، نثر ساده و صمیمی و مهم‌تر از همه لحنی شوخ و شنگ و طنزی ظریف در جای جای داستان از جمله ویژگی‌های در خور توجه رمان است که مطالعه آن را جذاب‌تر می‌کنند.

«نامیرا» نوشته صادق کرمیار / انتشارات نیستان / 336 صفحه

«نامیرا» داستانی شخصیت‌محور است؛ رمانی با خرده‌روایت‌هایی از تغییر روش، هدف، آرزو و عاقبت آدم‌ها. این روزگار است که آدم‌ها را در محک انتخاب شدن و انتخاب کردن می‌گذارد. نویسنده، کتاب را به سبک رمان‌های کلاسیک با شروعی آرام آغاز می‌کند، تصویرسازی می‌کند، شخصیت‌ها را  وارد داستان می‌کند، آن‌ها را معرفی می‌کند و با داستان پیش می‌برد. «نامیرا»  ازعقبه تحقیقی درستی بهره برده است.

باید رمان را بخوانیم تا بفهمیم داستان کوفیان که چگونه به فکر دعوت امام می‌افتند و چگونه بعداً پا پس می‌کشند و از کوفه‌ای که ۱۸هزار نامه برای امام حسین علیه‌السلام ارسال می‌شود چطور یکباره ورق بر می‌‌گردد و آدم‌هایی که تا دیروز مشتاق استقبال از پسر پیامبر و علی علیهما السلام بودند، ناگهان با زرق و برق سکه‌های پسر مرجانه پشت او را خالی کردند، سفیرش را کشتند و بزرگان کوفه ناگهان یار قدیمی ابن‌زیاد شدند؟

آن وقت بود که می‌فهمیدیم که عمرو بن‌حجاج - از سردرمداران دعوت امام به کوفه- که سعی می‌کرد سپاهی برای امام تهیه کند، چگونه با یک جلسه نشست و برخاست با والی خناس کوفه یک شبه از دوست به دشمن تبدیل می‌شود و سعی و همتش را بر این می‌گذارد که مقابل یاران امام حتی اگر دختر و دامادش باشند، بایستد؟

با خواندن «نامیرا» می‌فهمیم بخشی از انبوه مردمی که به امام نامه نوشتند حضور امام را برای منافع شخصی خود می‌خواستند. امضاها به خاطر درد دین نبود بلکه برای طایفه‌ای سؤال این بود که چرا معاویه شام را برتر از کوفه دانسته است.

نامیرا یک دوره‌ فتنه‌شناسی است برای کسانی که در پی حق هستند و می‌خواهند بدانند که حق و باطل چگونه جابه‌جا می‌شوند. که حتی «عبدالله بن‌عمیر» با آن همه سابقه در جهاد با کفار تردید می‌کند که چرا پسر پیامبر به مقابله با یزید برخاسته است؟

در دل داستان، قصه‌ای عاشقانه هم هست. آنجایی که سلیمه دختر عمرو بن‌حجاج با ربیع پیمان زناشویی می‌بندد و خوشحال است که همسرش محب علی و اولاد اوست و خشمگین می‌شود که چرا پدرش به حسین علیه‌السلام پشت کرده است.

«رضایت زناشویی» نوشته عباس پسندیده / انتشارات دارالحدیث / 359 صفحه

این کتاب نوشته عباس پسندیده، نویسنده کتاب پرفروش هنر رضایت از زندگی‌ست. کتاب در فصول متنوع خود به برخی از مهمترین سؤالات در خصوص چگونگی ساختن یک خانواده موفق و شاداب پاسخ گفته است. برخی از مهمترین این سؤالات عبارتند از:

مهم‌ترین نکات و معیارها برای انتخاب همسر چیست؟

اسلام بر لزوم وجود مودّت و رحمت تأکید ورزیده است؛ تفاوت مودّت با محبّت و مودّت با رحمت در چیست؟

واکنش مناسب به خوبی‌ها و بدی‌های همسر چیست؟

چه کنیم تا مهارت درک کردن را به دست آوریم؟

مهم‌ترین مهارت‌هایی که باید برای داشتن خانواده‌ای سعادتمند داشته باشیم چیست؟

چرا در رابطه زناشویی گاهی خیانت صورت می‌گیرد؟ ریشه‌های آن چیست؟ از چه طریق می‌توان از وقوعش جلوگیری کرد؟

مهم‌ترین عوامل ایجاد کننده نشاط در خانواده چیست؟

مدارا در زندگی لازم است اما آیا حد و مرزی هم دارد؟ اگر بله، حد و مرزش چیست؟

کتاب مباحث بسیار مهم و ارزشمندی هم در خصوص اقتصاد خانواده دارد که بسیار کاربردی است. ضمن آنکه راهکارهایی ارزشمند برای چگونگی مواجه شدن درست با مشکلات و مصایب وارده بر خانواده ارائه شده است.

استفاده بسیار عالمانه نویسنده از منابع غنی دینی از آیات و روایات و تلفیق آن با یافته‌های علم روان‌شناسی روز، به همراه ذکر نمونه‌های متنوع از تاریخ و سیره معصومین و بزرگان مرتبط با مباحث کتاب، این اثر را به کتابی ارزشمند و مفید و کاربردی و جذاب برای کسانی که خواهان ساختن خانواده‌‌ای شاد و خوش‌بخت هستند تبدیل کرده است.

نورسیده های شهریور

مولف

نام کتاب

علی محمد صالحی

خودی نشان بدهید

آلن پیز(مترجم : هادی ابراهیمی)

چقدر با همسرتان تفاهم دارید

سید مرتضی آوینی

تماشاگه راز

نظرعلی مرادخانی

شیما4: ژورنال لباس اجتماع (فروش)

نظرعلی مرادخانی

شیما5: ژورنال لباس مجلسی (فروش)

نظرعلی مرادخانی

شیما3: چادر و پوشش سر ، نماز ،احرام و عروس

نظرعلی مرادخانی

شیما7: ژورنال لباس اجتماع(نمایش)

ایوا اتزیونی هالوی(مترجم : حسین کچویان)

روشنفکران و شکست در پیامبری

لیزا ای.کورتز(مترجم : شهرزاد طهماسبی)

مهارت های حرکتی در کودکان

لوسیندا دیکن دیویس(مترجم شهین سرلتی)

رایحه درمانی

مجید اسکندری

راهنمای میدانی طبیعت گردی با گیاهان ایران

حسن ضیا الدین

آنچه باید در مورد اچ آی وی _ایدز_ بدانیم

رزالیند کالب(مترجم : مانی لطیفی)

ام اس به زبان آدمیزاد

مجتبی جعفری

شهرزاد اسارت

احمد یوسف زاده

آن بیست و سه نفر

سید یاسر جبرائیلی

سودای سکورالیسم

مصطفی محمدی

بلندبگو آزادی

مالک حسینی

پهلوی ها

محمد رضا رمزی اوحدی

زبور نور

سهیلا جلالی کندری

یهود شناخت

جعفر مرتضی عاملی(مترجم : محمد حسینی)

سلمان فارسی

علی نصیری راد

افسون حلقه

سعید زاهدی

ماضی استمراری

حسین سیدی

یک غنچه ، صد زخم

غلامحسین ابراهیمی دینانی

هستی و مستی

یوناس یوناسون (مترجم : کیهان بهمنی)

دختری که پادشاه سوئد را نجات داد

غسان کنفانی  (مترجم : فاطمه باغستانی)

بچه های فلسطین

کنستان هون (مترجم : ابراهیم یونسی)

آشیان عقاب

فلانری اوکانر  (مترجم : آذر عالی پور)

آدم های روستایی خوب

چارلز دیکنز (مترجم : مهرداد نبیلی)

داستان دو شهر

ویلیام هیوئی (مترجم : مسعود امیرخانی)

اعدام سرباز اسلوویک

سوزان ابوالهوی (مترجم : فاطمه هاشم زاده)

زخم داوود

سید عبدالحسین دستغیب

داستانهای شگفت

زهرا اسدی

قلب طلایی

سید عبدالجواد موسوی

کتاب طنز (6-7)

علی اشرف صادقی

فرهنگ املایی خط فارسی

سید نوید سید علی اکبر

آموزش داستان نویسی مامان پیچ برای هیچ

مظفر سالاری

رویای نیمه شب

فاطمه دهقان نیری

رویای پرواز

عمران صالحی

گفتار طرب انگیز

بیژن کیا

پرواز ناتمام

حکایت شیخ صنعان

 شیخ

داستان شیخ صنعان از «منطق‌الطیر» شیخ عطار است، در غزل عرفانی فارسی به شیخ صنعان و داستان او مکرر اشاره شده است.
گـر مریــد راه عشـقی فکــربدنامی مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه ی خمّار داشت
حافظ
شیخ صنعان پیر صاحب کمال و پیشوای مردم زمان خویش بود و قریب پنجاه سال در کعبه اقامت داشت. هرکس به حلقه ی ارادت او درمی‌آمد از ریاضت و عبادت نمی‌آسود. شیخ خود نیز هیچ سنّتی را فرو نمی‌گذاشت و نماز و روزه ی بی‌حد به‌جا می‌آورد. پنجاه بار حج کرده و در کشف اسرار به مقام کرامت رسیده بود.


هر که بیماری و سستی یافتی
از دم او تـنــدرستـــی یـــافتــی
پیشوایی کـه در پیش آمدنــد
پیش او از خویش بی‌خویش آمدند

چنان اتفاق افتاد که شیخ چندین شب در خواب دید که از کعبه گذارش به روم افتاده و در برابر بتی سجده می‌کند. از این خواب آشفته گشت و دانست که راه دشواری در پیش دارد که جان به‌در بردن از آن آسان نیست. اندیشید که اگر به‌هنگام در این بی‌راهه قدم نهد راه تاریک بر وی روشن گردد و اگر سستی کند همیشه در عقوبت و شکنجه خواهد ماند. آخرالامر به رفتن مصمم گشت و مطلب را با مریدان در میان گذاشت و گفت باید زودتر قدم در راه بنهم و عزم سفر روم کنم تا تعبیر خوابم معلوم گردد. یاران در سفر با وی همراه گشتند و به خاک روم قدم گذاشتند و همه‌جا سیر می‌کردند تا ناگهان در ایوانی دختر ترسائی دیدند چون آفتاب درخشان:

هـر دو چشمش فتنـه ی عشاق بود
هر دو ابــرویـش بـه‌خوبی طاق بود
روی او از زیــر زلـف تــابـدار
بـــود آتـش‌پــــــاره‌ای بـــس آبـــدار
هر که سوی چشم او تشنه شدی
در دلـش هر مژه چون دشنــه شدی
چاه سیمین بر زنخدان داشت او
همچو عیسی بر سخن جان داشت او

شیخ

دختر چون نقاب سیاه از چهره بر گرفت آتش به جان شیخ انداخت و عشقش چنان او را از پا درآورد که هر چه داشت سربسر از دست داد. حتی ایمان و عافیت فروخت و رسوائی خرید. عشق به‌حدّی بر وجودش چیره شد که از دل و جان نیز بیزار گشت.
چون مریدان، او را به این حال زار دیدند حیران و سرگردان برجای ماندند و از پی چاره ی کار برآمدند. اما چون قضا کار خود کرده بود هیچ پندی اثر نداشت و هیچ دارویی دردش را درمان نمی‌کرد. تا شب همچنان چشم بر ایوان دوخته و دهان باز مانده باقی ماند. شب نه یک‌دم به‌خواب رفت ونه قرار گرفت. از عشق به خود می‌پیچید و زار می‌نالید.



گفت یــا رب امشبم را روز نیسـت
شمع گردون را همانا سوز نیست
در ریــاضت بوده‌ام شب‌هــا بسی
خود نشان ندهد چنین شب‌ها کسی
همچو شمع از تف و سوز می‌کشند
شب همی سوزد و روزم می‌کشنـد

شب چنان به نظرش دراز می‌آمد که گویی روز قیامت است یا خورشید تا ابد غروب کرده است. نه صبری داشت تا درد را هموار کند و نه عقلی که او را به حال خویش برگرداند؛ نه پایی که به کوی یار رود و نه یاری که دستش گیرد:
رفت عقل و رفت صبر و رفت یار این چه در دست این چه عشقست این چه کار؟

مریدان به گردش جمع شدند و به دلداریش زبان گشودند و هر یک راهی پیش پایش گذاردند. اما شیخ با استادی به هر یک جواب می‌گفت:
همنـشیـنـی گفت ای شیــخ کبــار
خیز و این وسواس را غسلی برآر
شیخ گفتـــا امشـب از خون جگـر
کـرده‌ام صد بار غسل ای بـی‌خبر
آن دگر گفتا که تسبیحت کجـاست
کـی شود کار تو بی‌تسبیـح راست
گفت آن را مـن بیفکنــدم ز دسـت
تــا توانــم بر میــان زنـــار بست
آن دگــر گفتـا پشیمـانیـت نیـست
یـک نفس درد مسلمــانیـت نیسـت
گفت کس نبود پشیمان بیش از این
که چرا عاشق نگشتم پیش از این
آن دگــر گفتش کـه دیـوت راه زد
تیــر خذلان بر دلــت نــاگــاه زد
گفت دیـوی کـــو ره مـــا می‌زنـد
گو بزن، الحق کــه زیبــا می‌زنـد
آن دگــر گفتــا که با یـاران بساز
تـا شویم امشب به سوی کعبـه بـاز
گفت اگــر کعبه نبــاشد دیر هست
هوشیــار کعبه شد در دیـر مســت

چون هیچ سخن در او کارگر نیامد یاران به تیمارش تن در دادند و با دلی خونین به انتظار حادثه نشستند.
روز دیگر شیخ معتکف کوی یار شد و با سگان کویش همطر گشت و از اندوه چون موی باریک شد. عاقبت از درد عشق بیمار گشت و سر از آن آستان بر نگرفت و آنقدر خاک کویش را بستر و بالین ساخت تا دختر از رازش آگاه شد و گفت: «ای شیخ کجا دیدی که زاهدان در کوی ترسایان مقیم شوند؟ از این کار درگذر که دیوانگی بار می‌آورد.» شیخ گفت: «ناز و تکبر به یک سو نه که عشقم سرسری نیست، یا دلم را باز ده یا فرمان ده تا جان بیفشانم.

روی بر خــاک درت جـان می‌دهـم
جـان به نرخ روز ارزان می‌دهم
چنــد نـالــم بر درت در بـــاز کـــن
یـک‌دمم بـــا خوـیش دمســـاز کن
گر چه هم‌چون سایه‌ام از اضطراب
در جهنم از روزنت چون آفتاب.»

 



شیخ

دختر با سخنی پاسخ داد که: «ای پیر خرف گشته! شرم‌دار که هنگام کفن و کافور تست، نه زمان عشقی‌ورزی! با این نفس سرد چگونه دمسازی می‌کنی و با این پیری عشق‌بازی؟» شیخ از سرزنش دختر دل از جای نبرد و همچنان با او از غم عشق سخن راند. دختر گفت اگر راستی در این کار ایستاده‌ای نخست باید دست از اسلام بشویی تا هم‌رنگ یار خویش بشوی. چون شیخ به این کار تن در داد دختر او را به قبول چهار چیز دعوت کرد: از او خواست که پیش بت سجده کند و قرآن را بسوزاند و خمر بخورد و چشم از ایمان بربندد. اما شیخ یکی از چهار را اختیار کرد، و می‌خوارگی را برگزید و از سه دیگر سر باز زد. دختر او را به دیر برد و جام می به دستش داد. شیخ که مجلس را تازه دید و حسن میزبان را بی‌اندازه، عقل از کف داد و جام می از دست یار گرفت و نوش کرد. عشق و شراب چنان او را بی‌خود کرد که هر چه می‌دانست از مسائل دین و آیات قرآن از یاد برد و جزء عشق دلبر چیزی در وجودش باقی نماند و چون به‌کلی بی‌خویش گشت و از دست رفت خواست تا دستی بر گردن یار بیفکند. دختر او را از خویش راند و گفت: «عاشقی را کفر باید پایدار.» اگر در عشقم پایداری باید کیش کافران را اختیار کنی تا بتوانی دست در گردنم بیندازی و اگر اقتدا نکنی این عصا و این ردا.
شیخ که عشق جوان و می کهنه او را در کار آورده بود چنان شیدا و مست گشته و طاقت از دست داده بود که یکبارگی به بت‌پرستی تن درداد و حاضر شد پیش بت مصحف بسوزاند.
دخترش گفت این زمان شاه منی لایق دیدار و همراه منی

ترسیان از این‌که چنان زاهد و سالکی را به طریق خویش آوردند خشنود گشتند و او را به دیر خویش رهبری کردند و زنار بر میانش بستند. شیخ یکباره خرقه را آتش زد و کعبه و شیخی را فراموش کرد. عشق ترسازاده ایمانش را پاک شست و بت‌پرستیدنش واداشت و چون همه چیز را از دست داد روی به دختر آورد و گفت:
«خمر خوردم بت پرستیدم ز عشق کس ندیدست آن‌چه من دیدم ز عشق
قریب پنجاه سال را روشن در پیش چشم داشتم و دریای راز در دلم موج می‌زد تا عشق تو خرقه بر تنم گسست و زنار بر میانم بست. اکنون تا چند مرا در جدایی خواهی داشت؟»
دختر گفت: «آن‌چه گفتی راست است. اما ای پیر دل‌داده! می‌دانی که کابین من گران است و تو فقیری. اگر وصل مرا می‌خواهی باید سیم و زر فراوان بیاری و چون زر نداری، نفقه‌ای بستان و سر خویش گیر و مردانه، بار عشق مرا به دوش بکش.»
شیخ گفت: «ای سیمبر سرو قد! چه نیکو به عهد خویش وفا می‌کنی! هر دم به نوعی از خویش می‌رانیم و سنگی پیش پایم می‌نهی. چه خون‌ها از عشقت خوردم و چه چیزها در راهت از دست دادم. همه ی یاران از من روی برگرداندند و دشمن جانم شدند:
تو چنین، ایشان چنین، من چون کنم چون نه دل باشد نه جان، من چون کنم»

دل دختر بر او سوخت و گفت حال که سیم و زر نداری باید یک سال تمام خوکبانی مرا اختیار کنی تا پس از آن عمر را به شادی بگذرانیم. شیخ از این فرمان هم سر نتافت و خوکبانی پیش گرفت. یاران چون این شنیدند مات و حیران شدند و از یاریش را برگرداندند و عزم کعبه کردند. از آن میان کسی نزد شیخ شتافت و گفت: «فرمان تو چیست؟ یا از این راه برگرد و با ما عزم سفر کن یا ما نیز چون تو ترسائی گزینیم و زنار بر میان بندیم یا چون نتوانیم تو را در چنین حال ببینیم از تو بگریزیم و معتکف کعبه شویم.»

 

شیخ
شیخ گفت: «تا جان در بدن دارم از عشق ترسا دختر بر نگردم و چون شما خود اسیر این دام نگشته‌اید و از رنج دلم آگاه نیستید هم‌دمی نتواند کرد. ای رفیقان! به کعبه برگردید و به آن‌ها که از حال ما بپرسد بگویید که شیخ با چشم خونین و دل زهرآگین عقل و دین و شیخی از دست داد و اسیر حلقه ی زلف ترسا دختری گشت.» این سخن گفت و از دوستان روی برتافت و نزد خوکان شتافت.
یاران با جان سوخته و تن گداخته به کعبه بازگشتند. شیخ در کعبه یاری شفیق داشت که به هنگام سفر او حاضر نبود. چون برگشت و جای از شیخ خالی دید حال او را از مریدان پرسید. ایشان آن‌چه دیده بودند، از عشق او به دختر ترسا و زنّار بستن و خمر خوردن و بت‌پرستیدن و خوکبانی کردن، حکایت کردند. چون مرید آن قصه را تمامی شنید زاری در گرفت و یاران را سرزنش کرد که: «شرمتان باد از این وفاداری! چه شد که به آسانی دست از او برداشتید و تنهایش گذاشتید و چون او را در کام نهنگ دیدید جمله از او گریختید.» یاران گفتند: «چنان کردیم، اما چون شیخ از یاری ما سودی ندید صلاح خود را در آن دانست که از ما جدا شود و همه را به کعبه برگرداند.» مرید گفت: «بایستی به درگاه حق ملتزم شوید و شب و روز برای شیخ شفاعت کنید.»
آخرالامر جملگی به سوی روم عزیمت کردند و پنهان معتکف درگاه حق گشتند و شب و روز گریستند تا چهل روز نه خواب داشتند و نه پروای نان و آب. تا از تضرع بسیارشان شوری در فلک افتاد و تیر دعایشان به هدف رسد و جهان کشف بر مرید یکباره آشکار شد و بر وی الهام گشت که شیخ گمراه از بند خلاصی یافته و گرد و غبار سیاه از پیش راهش برخاسته است. مرید از شادی بی‌هوش گشت و پس از آن به یاران مژده داد و جمله گریان و دوان عزم دیدار شیخ خوکبان کردند. چون به او رسیدند، دیدند که خوش و خندان زنار گسسته و دل از ترسائی شسته و از شرم جامه بر تن چاک کرده است. جمله ی حکمت و اسرار قرآن که از خاطرش فراموش شده بود به یادش آمد و از جهل و بیچارگی رهایی یافت و چون نیک در خود نگریست سجده ی شکر به‌جا آورد و زار گریست.
یاران دلداریش دادند و گفتند: «برخیز که نقاب ابر از چهره ی خورشید زندگیت برگرفته شد و خدا را شکر که از میان دریای ساه راهی روشن پیش پایت گشوده گشت. برخیز و توبه کن که خدا با چنان گناه عذرت را می‌پذیرد.» شیخ در بر کرد و با یاران عزم حجاز نمود.
از سوی دیگر چون دختر ترسا از خواب برخاست نوری چون آفتاب در دلش تابید و بدو الهام گشت: «بشتاب و از پی شیخ روان شو و همچنان‌که او را از راه به‌در بردی راه او را برگزین و همسرش بشو!» این الهام آتشی در جان دختر افکند و در طلب بی‌قرارش کرد چنان‌که خود را در عالمی دیگر یافت.
عالمی کان جا نشان راه نیست گنگ باید شد زبان آگاه نیست

ناز و نخوت از وجودش رخت بربست و طرب جای خود را به اندوه داد. نعره‌زنان و جامه‌دران از خانه بیرون رفت و با دلی پر درد از پی شیخ روان گشت. دل از دست داده و عاجز و سرگشته می‌نالید و نمی‌دانست چه راهی در پیش گیرد تا به محبوب برسد.

هر زمان می‌گفت با عجز و نیاز
کـتای کریــم راه دان کارساز
عورتــی درمــانده و بیچــــاره‌ام
از دیــار و خـانمــان آواره‌ام
مــرد راه چـون تویی را ره زدم
تو مزن بر من که بی‌آگه زدم
هر چه کردم بر من مسکین مگیر
دین پذیرفتـم مـرا بی‌دین مگیر

خبر به شیخ رسید که دختر دست از ترسائی برداشته و به راه یزدان آمده است، شیخ چون باد با یاران به سویش بازپس رفت و چون به دختر رسید او را زرد و رنجور و پا برهنه و جامه بر تن چاک یافت. دختر چون شیخ را دید یکباره از هوش رفت. شیخ از دیدگان اشک شادی بر چهره فشاند و چون دختر چشم بر وی انداخت خویش را به پایش افکند و راه اسلام خواست.
شیخ او را عرضه ی اسلام داد غلغلی در جمله ی یاران فتاد
چون ذوق ایمان در دل دختر راه یافت به شیخ گفت: «دیگر طاقت فراق در من نمانده است. از این خاکدان پر دردسر می‌روم و از تو عفو می‌طلبم و مرا ببخش.» این سخن گفت و جان به جانان سپرد.

گشت پنهـان آفتابش زیر میـغ
جان شیرین زو جدا شد ای دریغ
قطره‌ای بود در این بحر مجاز
سوی دریــای حقیـقت رفت بـــاز

 

کتابخوان شهریور ماه

 

خلاصه‌ای از معرفی کتاب‌های کتاب‌خوان شهریور‌ماه 1395 به شرح زیر است:

امیرگل‌ها؛ نوشته حسین سیدی؛ انتشارات دفتر نشر معارف؛ تعداد صحفات: 247

امیر گل‌ها جلد دوم از مجموعه چهارده جلدی سیره کاربردی چهارده معصوم علیهم السلام است که جلد اول آن با نام هم نام گل‌های بهاری برنده جایزه کتاب سال حوزه شد و این کتاب نیز کاندیدای کتاب سال ولایت. در این مجموعه سعی می‌شود مسائل مختلف زندگی از دیدگاه اهل بیت بیان شود و هدف این مجموعه پاسخ به این سؤال است که در روزگار امروز و برای انسان قرن بیست و یکم، اهل بیت چگونه می‌توانند الگو باشند و چگونه سبک زندگی ایشان می‌تواند در آشفته بازار زندگی مدرن راهگشای ما باشد.

در این سیره کاربردی بیش از صد موضوع مثل سیمای ظاهری، سیمای باطنی، سبک زندگی فردی و اجتماعی، ارتباط با خدا، دیگران و طبیعت، توصیه های اجتماعی و سیاسی و نظامی و حتی محیط‌ زیست و حقوق مخالفان را شامل می‌شود، برای عموم مردم به ویژه جوانان و نوجوانان نوشته شده است.

نویسنده برای نگارش این کتاب، به منابع بسیاری مراجعه کرده که از بیش از 100 منبع آن برای تألیف کتاب بهره گرفته است.

خود نویسنده درباره سبک نوشته‌هایش اینگونه بیان می‌کند که: "سعی می‌کنم چند محور را ملاحظه کنم؛ پرگو نباشند؛ شعاری و کلی گویی نباشند؛ بلکه تا حد مقدور، مصداقی باشند و از منابع معتبر و فراوان استخراج شوند. مثلاً برای کتاب «همنام گلهای بهاری»، 900 پاورقی زده‌ام؛ در حالی که خود کتاب 250 صفحه است؛ با نثری زیبا و لطیف نوشته شوند و مهم تر از همه، کاربردی باشند. سعی می‌کنم کتاب‌هایم را طوری تنظیم کنم که هر کس در کمترین فرصت، توانایی مطالعه و بهره برداری از مطالب آنها را داشته باشد."

خویشتن، خدا، دیگران و طبیعت، عناوین فصول اصلی این کتاب‌اند. در این کتاب موضوع‌هایی مانند سیمای ظاهری، سیمای باطنی، سبک زندگی فردی و اجتماعی، ارتباط با خدا، دیگران و طبیعت، توصیه‌های اجتماعی و سیاسی و ... مطرح شده است.

جانستان کابلستان؛ نوشته رضا امیرخانی؛ نشر افق؛ تعداد صفحات: 348

رضا امیرخانی در سال 88 سفری چند روزه به افغانستان داشت که حاصل این اتفاق یک سفرنامه با نام "جانستان کابلستان" شده است. این سفر که یک مسافرت شخصی و برای ملاقات با چند دوست افغان و دیدار از شهرهای مهم این کشور بود با ماجراهای غیرمنتظره و جالبی برای این نویسنده همراه شد که این ماجراها گاهی هیجان انگیز است، گاهی طنزآلود و گاهی هم به آشکار شدن حقایق دردناکی می‌انجامد.

در این سفرنامه امیرخانی تنها در محدوده سفرش به افعانستان نمی‌ماند، بلکه به تاریخ و آینده، سیاست و اقتصاد و وقایع روز و گاه موضع بندی درباره اتفاقاتی معطوف می‌شود که این نویسنده همیشه در برابرشان سکوت کرده است.

البته حکایت این کتاب که سفرنامه خانوادگی امیرخانی به افغانستان است، اولین تجربه او در گونه سفرنامه نیست و اتفاقاً حال و هوایی داستان‌گونه دارد و خواننده را با همان کشش‌ها و تعلیق‌های داستانی همراه می‌کند.

امیرخانی وقتی که همراه با همسر و پسر یک سال و نیمه‌اش برای یک سخنرانی و شرکت در مراسمی به پابوسی امام رضا علیه السلام می‌رود، وقتی می‌بیند که گذرنامه را نیز همراه خود آورده‌آند تصمیم می‌گیرند تا سفری به افغانستان داشته‌باشند. سبک نوشتن او مانند دیگر آثارش به شکلی است که خواننده با او به راحتی به سرزمین افغان سفر می‌‌کند؛‌ با او شاد می‌شود و با او در لحظه‌های حساس و خطرناک عرق می‌ریزد و سرخ می‌شود.

وجه اشتراک «جانستان کابلستان» با دیگر سفرنامه وی «داستان سیستان» در فرهنگ مردمی است که امیرخانی با آنها ارتباط داشته. در جایی مردم خون‌گرم سیستانی و بلوچ و در جایی دیگر افغان‌هایی که نویسنده بارها به مردانگی‌شان اشاره می‌کند. قلم امیرخانی اما در «جانستان کابلستان» از روایت صرف فاصله گرفته و در بخش‌هایی به تحلیل‌های اجتماعی و سیاسی رو آورده که خواننده را به یاد «نفحات نفت» می‌اندازد.

دشت‌بان؛ نوشته احمد دهقان؛ انتشارات کتاب نیستان؛ تعداد صفحات: 243

دشت‌بان ماجرای یک خانواده روستایی در جنگ است؛ خانواده‌ای که پدر و پدربزرگ در آن دشت‌بان بوده‌اند و در کنار رود الوند نزدیک قصرشیرین زندگی می‌کردند؛ اما جنگ به آن‌ها هجوم می‌آوَرَد و مجبور به فرار می‌شوند و در طول این فرار و ترک دیار، حوادثی پیش می‌آید که باعث می‌شود تا آن‌ها به یک دره و غار پناه ببرند، مدتی آن‌جا می‌مانند و پس از پشت سر گذاشتن حوادثی داستان در اواسط فصل زمستان پایان می‌یابد. راوی این کتاب مثل داستان‌های قبلی دهقان، «ناصر» نام دارد که اتفاقات را در 16 فصل روایت می‌کند.

بعد از شروع حملات عراق، با شدّت گرفتن حملات هواپیماهای عراقی و قتل عام مردم و فرار خانواده‌های جنگ‌زده به سمت دشت ذهاب، پدر ناصر خانواده را در غارسرخ پناه می‌دهد و خودش برای کمک به مردم، به صحنه‌های خونین رویارویی با دشمن متجاوز بر می‌گردد، اما بعد از مدتی فرمانده پدر را زخمی و تیر خورده به غار می‌آورد. مادر با محلول برگ بلوط به شستشوی زخم‌ها و مداوای گیاهی پدر می‌پردازد. پدربزرگ و ناصر برای آوردن وسایل مورد نیازشان با به جان خریدن همه خطرات، به خانه بر می‌گردند و با دشواری‌های فراوان وسایل موردنیاز را بار الاغی کرده و به سختی در میان آتش دشمن به غار سرخ می‌آورند. پدر حالش خوب می‌شود و فرمانده دوباره به سراغش می‌آید و او را برای کمک به مردم با خود می‌برد. و به او می‌گوید: "تو همه جا را می‌شناسی. کسی را نداریم که کوره راه‌ها را بلد باشد. باید بیایی کمک مردم." و به این ترتیب فصل جدیدی از اتفاقات شروع می‌شود...

نویسنده در مورد کتابش این‌گونه بیان ‌می‌دارد که: " «دشت‌بان» روایت، تلاش آدم‌ها را برای زنده‌ ماندن است. در داستان، آدم‌هایی هستند که از یک طرف، با طبیعت مبارزه می‌کنند تا زنده بمانند و از یک‌سو با دشمن پیش ‌رو و این نکته تا پایان کتاب مورد توجهم بوده و شاخصه‌ اصلی آن محسوب می‌شود... در این کار می‌خواستم جنگ را از منظری که تا به حال دیده نشده است، ببینم".

فصل پنجم: سکوت؛ نوشته محمدرضا بایرامی؛ انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تعداد صفحات:172

این داستان در قالب پنج فصل برای مخاطبان گروه‌های سنی «د» و «هـ» نوشته شده است.

نویسنده می‌کوشد تا مراحل زندگی یک جوان 17 ساله را از قبل از انقلاب تا پیروزی انقلاب را به تصویر بکشد.

از فصل آغازین خواننده در می‌یابد که قهرمان داستان، نوجوانی است که در محلة جنوبی تهران یعنی نازی‌آباد به مدرسه می‌رود. اوضاع مالی خانواده مساعد نیست. پدر راننده کامیون است و جوان قصه ناچار است بعد از مدرسه کار کند. از فروش توت تا بستنی یخی. گاهی نیز او حتی پول ندارد که یک ساندویچ کامل بخرد. به سینما علاقه مند است و ...

فصل دوم: وقتی در کوچه قدم می‌‌زد، ساواک او را می‌گیرد و او گمان می‌کند که به جرم همکاری با امیر در سرقت است و ...
فصل سوم: خانوادة آقای صدری که دختری به نام فرشته دارند و خیلی اهل مطالعه هستند، یکی از خانه‌های محله را اجاره می‌کنند. روزی جوان داستان فرشته را تعقیب می‌کند ...
فصل چهارم: او متوجه می‌شود که بازجویی به خاطر تظاهرات مردمی بر علیه رژیم است ...
فصل پنجم: او تازه متوجه می‌شود که علت بازداشت، خانوادة صدری است و او باید ... 

آشنایی با نویسندگان

فریبا کلهر (زاده تهران)، رمان‌نویس و نویسنده ادبیات کودک و نوجوان است.

 

فریبا کلهر فعالیت خود را از دهه شصت و با حضور در مجله‌های رشد، در حیطه ادبیات داستانی کودک و نوجوان آغاز کرده و تالیفات زیادی نیز در این حیطه از خود برجای گذاشته‌است. او حدود سیزده سال، از بدو تاسیس سروش کودکان تا سال‌های ۱۳۸۲ سمت سردبیری ماهنامه سروش کودکان را برعهده داشت  و با ویژه‌نامه کودکان روزنامه همشهری همکاری می‌کرد. کتاب سوت فرمانروا اثر این نویسنده در سال ۱۳۶۸ یعنی زمانی که او فقط بیست و هشت سال داشت به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی برگزیده شد. از این جهت او تا امروز تنها کسی است که این جایزه را در این سن دریافت کرده است. فریبا کلهر تا کنون صدها قصه نوشته است و کارهای ارزشمندی در بازنویسی اسطوره‌ها انجام داده است. بازنویسی اسطورهٔ گیلگمش، اسطوره اینانا از این گونه است.

 

وی از اواخر دهه ۸۰ به طور جدی داستان نویسی بزرگسالان را آغاز کرد.  همچنین او اولین کسی است که به طور جدی رمان فانتزی برای نوجوانان نوشته است. اولین رمان فانتزی نوجوان درایران به اسم "امروز چلچله من" توسط این نویسنده در سال ۱۳۷۴ نوشته و نشر کویر آن را چاپ کرده است. رمان‌های بعدی او نیز بیشتر در ژانر فانتزی هستند. رمان هوشمندان سیاره اوراک رمانی علمی تخیلی است که بعد از موفقیت جلد اول و بنا به در خواست خوانندگان جلد دومش نیز نوشته شد از کارهای سترک نویسنده در وادی ادبیات کودک و نوجوان است و امروز این کتاب برای خوانندگانش به نوستالژی تبدیل شده است.

 

رمان فانتزی "مرد سبز شش هزار ساله" از دیگر کارهای فریبا کلهر است که به گفتهٔ خود او بهترین رمانش از لحاظ ساختار و نوآوری در ایده و طرح به حساب می اید.

 

قصه‌های یک دقیقه‌ای او نیز الهام بخش بسیاری از نویسندگان در کوتاه نویسی و به کار گرفتن اشیا به عنوان شخصیت‌های داستانی بوده است.

 

فریبا کلهر با نوشتن بیش از هزار قصه و بازنویسی و ... به عنوان بانوی هزار قصه شناخته شده است. کلهر در سال ۹۰ با انتشار رمان‌های عاشقانه، پایان یک مرد و شروع یک زن و شوهر عزیز من،فعالیت حرفه‌ای خود را به عنوان یک رمان‌نویس بزرگسال نیز آغاز کرد.

 

رمان‌های بزرگسال

عاشقانه، رمان بزرگسال، نشر آموت

شوهر عزیز من، رمان بزرگسال، نشر آموت

شروع یک زن، رمان بزرگسال، نشر ققنوس

پایان یک مرد، رمان بزرگسال، نشر مرکز

برخی از آثار کودک و نوجوان

شهر یخ‌های خیلی یخ، رمان برای همه، نشر آموت

دختر نفرین‌شده، رمان برای همه، نشر آموت

پسران گُل، رمان برای همه، نشر آموت

سی‌سا سیاوش، رمان برای همه، نشر آموت

قصه‌های یک‌دقیقه‌ای، داستان برای همه، نشر آموت

بازگشت هُرداد، رمان برای نوجوانان، نشر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان - شایسته تقدیر در پنجمین جایزه پروین اعتصامی

هوشمندان سیاره اوراک (به سبک علمی تخیلی نرم)

امروز چلچلهٔ من

ابروهای جادوئی کیو کیو

دختر آئینه پوش

قصه‌های قبل از غذا

سالومه و خرگوشش

قصه‌های کرگدن

چه عیبی داره؟

من و گربه سیاهه

فسقل قصه های موتوری

کتاب های نارنجی(کار گروهی)

بک پرش و دو پرش و سه پرش

گربه ی آرزو

مرد سبز شش هزار ساله

من و درخت پنیر

تندتر از اونه که یواش باشه

سوت فرمانروا (برنده جایزه کتاب سال)

خدای من (تقدیر شده در جایزه کتاب سال)

تب شصت و چهار درجهٔ جادوگر خوشگله

با مثنوی پشت چراغ قرمز

مادر خسته پسر خوش خنده

مجموعه با علی یا علی

تو از بهشت آمده‌ای

قصه‌های آقا کوچولو

از تو می‌خواهم خدا

خواهر خوش شانس من

جزيره ي افسونگران (بهترين كتاب)

آقای هندوانه (کتاب سال مجلهٔ سلام بچه‌ها در بخش داستان کودک)

پوستر این چند کتاب کریمان ؛ معرفی آثار در باره کریمان اهل بیت

 

 

نورسیده های مرداد ماه

 

مولف

نام کتاب

مصطفی رحماندوست

ترانه های نیایش

فریبرز لرستانی

علی کوچیکه

محمد رضا بایرامی

و این صدای جنگ

امیر حسین فردی

یک دنیا پروانه

داوود غفارزادگان

گربه عزیز

کلر ژوبرت

گربه کوچه ما

مژگان شیخی

قصه هایی از امام علی (ع) ویارانش 12 جلدی

شکوه قاسم نیا

ماجراهای الاغ 6 جلدی

مهری ماهوتی

ایران دوستت دارم

سید احمد میرزاده

دختر بهار

مرجان کشاورزی

سه پری و ماه

استیو پارکر(مترجم : شهرزاد فتوحی)

خاطرات یک مورچه

لاله جعفری

خودت بخوان

مرجان کشاورزی

غول چمنزار

علی ناصری

یک چاه پر از لبخند

سرور کتبی

جیکم جیکم جیکان جیکان

افسانه شعبان نژاد

قوقو قدقدا

تاد هیلز (مترجم : معصومه اکبری)

تخم مرغ خال خالی

سوسن طاقدیس

چاق چاق چاق

علیرضا آقابالایی

صبح زیبا

عزت اله الوندی

شهر آزاد

افسانه شعبان نژاد

دار دار خبر دار

غلامرضا حیدری

دایره المعارف اسلام برای کودکان

سوسن طاقدیس

مجموعه قصه های بهشتی

علی اصغر سیدآبادی

مجموعه قصه های بز زنگوله پا

اندرو ماتیوز (مترجم : محبوبه نجف خانی)

داستانهای بامزه 1

هلن پایا  (مترجم : محبوبه نجف خانی)

داستانهای بامزه 2

واترز فیونا (مترجم : محبوبه نجف خانی)

داستانهای پنج دقیقه ای

جف کیتی  (مترجم : نسرین مهاجرانی)

دفترچه خاطرات بچه لاغر مردنی 8 جلدی

بورلی پست (مترجم : غلامرضا یاسی پور)

پرورش مهارتهای منطقی

شارلوت فولتز جونز (مترجم : پروین علی پور)

سیب و ماه

گریس لین (مترجم : پروین علی پور)

جایی که کوه بوسه میزند بر ماه

شارلوت ویلککس (مترجم : حسین دانشفر)

مومیایی

ال فرانک بااوم (مترجم : سارا قدیانی)

دنیای شگفت انگیز از

شل سیلوراستاین (مترجم : حمید احمدی)

لافکادیو

هادی خورشاهیان

آلبوم دردسر

بابک نیک طلب

نردبانی از ستاره

پیتر دیکنسون (مترجم : فرمهر منجزی)

اوا

لیندا سو پارک (مترجم : حسین ابراهیمی)

سفال شکسته

ناصر کشاورز

پاتک به لحظه ها

فریبا کلهر

دو فرشته ، دو برادر

سپیده خلیلی

طبیب سرگردان

محسن صالحی

مجموعه 6 جلدی داستانهای طنز دفاع مقدس

 

 

 

کتابخوان مرداد ماه

 

 

خلاصه‌ای از معرفی کتاب‌های کتاب‌خوان مرداد‌ماه 1395 به شرح زیر است: 


«دُرّ و صدف» نوشته محمد شجاعی / انتشارات محیی / 201 صفحه

کتاب «درّ و صدف» تالیف استاد محمد شجاعی پیرامون موضوع حجاب نگاشته شده است. با توجه به بحث برانگیز بودن موضوع حجاب در بین طرفدارانش در داخل وخارج کشور وگاه سهل‌انگاری و یا جهل برخی مسلمانان در این باب، نگارنده سعی بر این دارد که خواننده را به تفکر و تأمل در چرایی و چگونگی این تکلیف الهی دعوت کند. این کتاب در بخش‌های مختلف مباحث دینی، اجتماعی و سیاسی به رشته تحریر درآمده است.

بخش اول کتاب پیرامون این موضوع بحث می‌کند که همه انسان‌ها در جستجوی سعادت و کمال‌اند، حرکت به سوی کمال مانند هر حرکت دیگری نیاز به آگاهی و شناخت دارد و نیز با توجه به این که بهترین واضع قوانین هر مجموعه خالق آن مجموعه است، لذا تنها خداوند است که صلاحیت و قدرت راهنمایی بشر را در حرکت به سوی کمال دارد. از این رو میزان کمال و رشد هر کس بستگی به میزان تبعیت او از کامل‌ترین و جامع‌ترین قانون یعنی قانون الهی دارد که یکی از این قوانین و مقررات، دستور حجاب است.

در بخش دوم کتاب تحت عنوان "ریشه پیدایش فرهنگ بی‌حجابی در جهان" نویسنده ابتدا به بررسی ریشه انحرافات جنسی در فرهنگ غرب پرداخته و آثار مخرب آزادی جنسی را بیان می‌کند، سپس علل گسترش فرهنگ بی‌حجابی و بدحجابی در کشورهای مسلمان از جمله ایران را مورد بررسی قرار داده و در انتها انواع و علل آن را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد.

در ادامه این بخش از کتاب، نویسنده حجاب را منشأ خیرات و برکات بسیار دانسته و فواید گوناگونی نظیر: تأمین امنیت، کمال و آزادی معنوی زن، تحکیم بنیان خانواده، سلامت اجتماعی و آرامش روانی افراد، تسهیل در ایفای نقش‌های اجتماعی، خروج از سپاه شیطان و جلب رضایت الهی را برای آن برشمرد.

در بخش سوم کتاب، مباحثی در زمینه نقش نگاه و سایر حواس در شکل‌گیری تفکرات و ایجاد انحرافات عنوان می‌کند. می‌دانیم که محسوسات بالأخص دیدنی‌ها، تأثیر به سزایی در اشتغال فکر و قلب دارند، در واقع نوع تفکرات بستگی تام به نوع اطلاعاتی دارد که از طریق حواس وارد ذهن و روح فرد می شوند. نگاه مادی به زن، به عنوان موجودی که وجودش جاذبه‌های مختلفی را در دل ایجاد می‌کند، می‌تواند منشأ بسیاری از انحرافات باشد. اسلام برای حفظ پاکی فرد و جامعه علاوه بر اینکه به زنان دستور رعایت حجاب را داده به مردان نیز دستور می‌دهد تا دیدگان خود را از نگاه ناروا به نامحرم بپوشانند.

بخش پایانی کتاب مواردی مربوط به لباس، زینت، انواع آنها و نحوه ارتباط انسان با این دسته از مسائل را شامل می‌شود. عدم رعایت احکام مربوط به حجاب و لباس ظاهری موجبات آلودگی روحی فرد را فراهم می‌کند. این احکام در دین مبین اسلام به طور دقیق و مبسوطی بیان شده که نویسنده با توجه به فرصت و بضاعت کتاب به شایستگی به ذکر مواردی از آن پرداخته است.


خورشید می‌ماند (روایتی داستانی از زندگی شیخ بهایی)» نوشته کامران پارسی‌نژاد / کانون اندیشه جوان / 576 صفحه



شیخ بهاءالدین محمد بن حسین عاملی معروف به «شیخ بهایی» از اندیشمندانی است که در بنیان نهادن مذهب شیعه در ایران و استوار کردن آن مخصوصاً از قرن هفتم هجری به بعد تلاش‌های چشمگیری داشته است. این دانشمند نامدار در دانش‌های فلسفه، منطق، هیأت و ریاضیات تبحر داشت و حدود 95 کتاب و رساله از او در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان، فقه، مهندسی و هنر برجای ماند.

کتاب «خورشید می‌ماند» که بر مبنای منابع و مستندات در قالب "رمان" منتشر شده و روایتی داستانی از زندگی شیخ بهایی است که قلم روان، فصل‌های کوتاه، توصیفات و فضاسازی‌های زیبا و استنادات تاریخی، آن را به اثری متمایز تبدیل ساخته است.

داستان با کودکی شیخ در مکتب‌خانه، ورق می‌خورد و با غروب زندگی او به سرانجام می‌رسد؛ اما خورشید می‌ماند.

مقدمه بسیار کوتاه کتاب، نقل قولی از ملا محمدتقی مجلسی است که در آن آمده است: «بهاءالدین استاد کسی است که از وی استفاده نمودم، بلکه همچون پدری بزرگوار بود. او در زمان خود شیخ الطائفه و جلیل القدر و عظیم الشأن بود و حفظی بسیار داشت. من کسی را مانند او در کثرت علوم و وفور فضل و مقام عالی در زمان خود ندیدم.

وی دارای کتب نفیسی می‌باشد که از جمله آن‌ها حبل المتین و مشرق الشمسین است، بلکه این شرح فقیه هم از فوائد اوست. من او را در خواب دیدم که فرمود چرا مشغول نمی‌شوی به شرح احادیث اهل بیت‌‌ (علیهم السلام)؟ گفتم این کار شماست، فرمود زمان ما گذشت. مشغول باش و یک سال مباحثات را ترک کن تا آن‌را تمام کنی.

کتاب «خورشید می‌ماند» تألیف «کامران پارسی‌نژاد» است که چاپ نخستین آن در 576 صفحه از سوی کانون اندیشه جوان، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به بازار کتاب عرضه شد.

«عباس دست‌طلا» نوشته محبوبه معراجی‌پور / انتشارات فاتحان / 272 صفحه



ماجراهای کتاب از زمانی کمتر از دو ماه از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آغاز می‌شود. داستانی از زندگی سراسر کار و تلاش و زحمت حاج عباسعلی باقری. "عباس دست‌طلا" مروری کوتاه است بر زندگی‌اش و دودلی‌های او برای حضور در جبهه‌‌ها، از زمانی می‌گوید تصمیم می‌گیرد برای دو هفته به جبهه برود و ببیند در آن جا چه کاری از دستش بر می‌آید.

از زمانی که جنگ آغاز شد و مغازه صد‌متری‌اش را رها می‌کند. اولین اعزام باقری هجدهم آبان ماه سال 1359 است. به همراه چند نفر از دوستانش وارد پادگان ارتش در اسلام آباد می‌شوند.

محلی که خودروهای خسارت دیده از انفجارها توسط تعمیرکاران شرکت خودرو سازی ایران ناسیونال تعمیر می‌شوند و عباسعلی باقری و دوستانش که قرار است توانایی خود را در کار ثابت کنند، جیپی را که چپ کرده تعمیر می‌کنند. توانایی و سرعت آن‌ها باعث شهرت‌شان می‌شود.

پس از گذشت یک ماه و نیم از بازگشت آن‌ها از جبهه‌ها، باقری تصمیم می‌گیرد تیمی فنی و حرفه‌ای را برای تعمیر خودرو‌ها به جبهه‌ها ببرد. یافتن این نیرو‌های ماهر و مجاب کردن آنها بخش مهمی از کتاب «عباس دست‌طلا» است و به نوعی انگیزه مردم برای حضور در جبهه‌ها و چرایی شرکت نکردن برخی افراد در دفاع‌مقدس را بیان می‌کند.

باقری در نهایت تیمی 21 نفره را تشکیل می‌دهد تا به ستاد جنگی زیر نظر شهید دکتر مصطفی چمران بپیوندد، اما به دلیل ماجرا‌هایی که در هنگام اعزام رخ می‌دهد، تنها 9 نفر از تعمیرکاران باقی می‌مانند، افرادی حرفه‌ای که نزدیک به 14 ساعت در روز کار می‌کنند و خودروها را به سرعت تعمیر و تحویل می‌دهند.

بخش دیگری از کتاب «عباس دست‌طلا» به ماجرای حضور خانواده باقری در اهواز و منطقه جنگی اختصاص دارد. فعالیت‌های وی تا پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ادامه پیدا می‌کند و مهارت او در تعمیر خودرو‌ها باعث می‌شود تا به او لقب عباس دست طلا را بدهند.

کتاب "عباس دست طلا" با کلام حاج عباسعلی باقری حکایت مردانگی‌ها و شب بیداری‌ها و کار شبانه روزی اوست که وقتی می‌شنوی باورش برایت سخت است. اما این مرد حی و حاضر است، وجود دارد، افسانه نیست.

متن تقریظ رهبر معظم انقلاب اسلامی بر کتاب " عباس دست‌طلا:"

این کاری که اخیراً شروع شده که از شماها با این جزئیات و ریزه‌کاری‌ها خاطرات می‌گیرند، این هم کار خیلی خوبی است. ما دو جلد از این کتاب‌های شما را خواندیم، یکی کتاب آقای بنایی را خواندم، یکی هم کتاب این آقای حاج عباس دست‌طلا را که مفصل و با جزئیات (گفته) خواندم. خیلی خوب بود انصافاً؛ مخصوصاً کتاب ایشان؛ هم مطلب در آن زیاد بود، هم آثار صفا و صداقت در آن کاملاً محسوس بود و انسان می‌دید. خداوند ان‌شاءالله فرزند شهید ایشان را با پیغمبر(صلوات الله علیه و‌ آله) محشور کند و خودشان را هم محفوظ بدارد». (1392/۱۱/01)

«قصه ما مثل شد» نوشته محمد میرکیانی / انتشارات به‌نشر / 544 صفحه



ایران سرزمین قصه‌های خواندنی و دلپذیر است که از روزگاران گذشته به یادگار مانده‌اند. قصه‌های شیرین و شنیدنی از سرگذشت‌ها و زندگینامه‌هایی که همواره طعم و مزه‌ی دیگری داشته و دارند، قصه‌هایی که بسیاری از آنها مثل شده‌اند، ... با این حال هیچکس نمی‌داند، قصه‌ی این مثل‌ها از کجا آمده‌اند. به هر حال برخی از آنان روایت‌های واقعی از زندگی بزرگان و برخی از آن از روایات و اشعار ادیبان کهن ایران زمین و برخی دیگر از دهان مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها نسل به نسل نقل شده است.

کتاب «قصه ما مثل شد» که توسط محمد میرکیانی نگاشته و محمدحسین صلواتیان تصویرگری آن را بر عهده داشته نخستین بار در سال 1384 توسط به نشر در قطع وزیری کوتاه به چاپ رسید و تاکنون 13 نوبت به چاپ رسیده است. در مجموعه‌ای که در سال 1386 عنوان کتاب برگزیده سال را نیز دریافت کرده، تعداد 110 قصه از قصه مَثل‌های فارسی برای نوجوانان به زبان ساده و روان گردآوری و بازنویسی شده است.

برای نگارش این مجموعه فاخر از منابعی همچون مثنوی معنوی، گلستان و بوستان سعدی، کلیله و دمنه، مرزبان‌نامه، اسرارنامه، امثال حکم و الهی‌نامه استفاده شده است. بی‌شک داستان‌های کوتاه و خواندنی با زبانی ساده و روان همراه با تصویرگری جذاب، این مجموعه را به کتابی دوست داشتنی برای هر نوجوان ایرانی تبدیل خواهد کرد.

 

 

نو رسیده های تیر ماه

مولف

نام کتاب

نجمه کتابچی

(مادران) فرشته ها حواسشان جمع است

مصطفی دلشاد

رخساره خورشید

محمد شجاعی

ضیافت حقیقی

عباس پسندیده

رضایت زناشویی

جواد ملکی

ترجمه المراقبات

حسین سیدی

خاطر نازک گل

حسین سیدی

غنچه دلتنگ

حبیبه جعفریان

7 روایت خصوصی

مریم صادقی

واکاوی در لجنه

مرضیه محمدزاده

دوزخیان جاویدان

محمد یثربی

13جلدی جستارهایی در رساله حقوقی امام سجاد (ع)

استیون لو(مترجم : منصوره حسینی)

سوال های چند هزار ساله

جف گالووی(مترجم : محمدرضا دهخدا)

پیاده روی

سیمین حسینیان

روان درمانی حمایتی

پیتر والش(مترجم : مهدی قراچه داغی)

بیش از اندازه است

بتی کی راد(مترجم : آرتمیس مسعودی)

شادی را به فرزندان خود هدیه کنید

والتر بورتس(مترجم : بنفشه فرهمندی)

عمر طولانی به زبان آدمیزاد

مارشال جونز(مترجم : پریسا غریبی)

یائسگی به زبان آدمیزاد

احمد تورگوت(مترجم : اسماعیل بندی داریان)

شهید عشق

حسام الدین مطهری

کلت 45

محمد رضا مزروقی

بچه های کشتی رافائل

فاطمه بدیعی

خیمه در التهاب می سوزد

طاهره همیز

قرار

علی محمد مودب

کهکشان چهره ها

شهریار زمانی

ناهید

کامران غضنفری

راز قطعنامه

جواد محدثی

فلسطین

فاطمه غفاری

خدا می خواست زنده بمانی

علی اکبر ولایتی

مقدمه فکری نهضت مشروطیت

مرضیه زرکی

سربازان مشکی

سید علی خامنه ای

واجب فراموش شده

حسین ابراهیم زاده

مهدی هاشمی

منوچهر محمدی

انقلاب اسلامی در بوته آزمون

مصطفی رحماندوست

ترانه های نوازش

ناصر کشاورز

رفتم بالا مورچه بود

ناصر کشاورز

رفتم بالا سیب بود

ناصر کشاورز

رفتم بالا انار بود

مو ویلمز(مترجم : زهرا احمدی)

به کبوتر اجازه نده اتوبوس براند

ناصر یوسفی

نخودی

مهناز عسگری

فرهنگ فارسی خردسالان

جودی کوالی(مترجم : سعیده عاقلتر)

مجموعه 23جلدی سلامت جسمی کودکان

 

 

قصه­ های دهه­ شصت منتشر شد

 

مجموعه داستان های برگزیده دوره نخست جایزه فرشته با عنوان «قصه های دهه شصت» منتشر شد.
 

مجموع آثار برگزیدگان دوره اول جایزه فرشته با عنوان قصه های دهه شصت با مقدمه ابراهیم حقیقی منتشر شد. لیلی گلستان ویراستار کتاب و ابراهیم حقیقی طراح جلد آن است.
محمدعلی حیدری مدیر روابط عمومی مجموعه فرهنگی شهرکتاب فرشته گفت: یکی از تصمیماتی که قریب به دوسال پیش در سلسله نشست‌ های شورای برگزاری جایزه فرشته اتخاذ کردیم این بود که علاوه بر برگزاری این رویداد هنری، انتشار مجموعه آثار برگزیدگان را در دستور کار خود قرار دهیم.
وی افزود: در این میان پس از بررسی موضوعات مختلف، دوره نخست جایزه فرشته را با موضوع دهه شصت و صرفا در حوزه داستان کوتاه برگزار کردیم. شرکت کنندگان مسابقه جایزه فرشته همگی متولدین دهه شصت بودند و شاید انتخاب این موضوع برای مسابقه بهترین گزینه بود؛ چرا که با اهداف شورای برگزاری این مسابقه که ترویج داستان‌نویسی و فرهنگ کتاب‌خوانی به ویژه در میان جوانان است، هم خوانی و قرابت داشت.
حیدری در ادامه گفت: این کتاب در شمارگان هزار نسخه و به قیمت 8 هزار تومان توسط انتشارات هرمس منتشر شده است و عناوین داستان های آن عبارتند از: داستان سفر به ماه نوشته محمدرضا امامی رتبه نخست را در این رقابت از آنِ خود کرد و داستان های لبِ جیحون/ مصطفی انصافی، شرح متن/ ساسان شیبانی نژاد، به اندازه یک گردوی مظلوم/ مجتبی فدایی،تابوت خالی / فاطمه مهدوی پور، لبخند بزن/ الهام نظری، محله کمونیست ها/ امیررضا جلائیان، کولی های خیابان ستارخان/ فرشاد موسی زاده، مرگ گنجشک ها در سه اپیزود محسن کاکاوند و گوجه ربی / مرتضی برزگر به ترتیب رتبه های دوم تا دهم را کسب کرده و آثار به چاپ رسیده در این مجموعه داستان هستند.

«شازده کوچولو» مسابقه‌ داستان‌نویسی برگزار می کند

 فراخوان ششمین دوره‌ مسابقه‌ داستان‌نویسی «شازده کوچولو» منتشر شد.
 

 این دوره مسابقه داستان‌نویسی «شازده کوچولو» همچون دوره‌های قبل ویژه‌ کودکان و نوجوانان نویسنده‌ زیر 15 سال است.

در متن این فراخوان آمده است:
"راز من این است و بسیار ساده است: فقط با چشم دل می‌توان خوب دید. اصل چیزها از چشم سر پنهان است."
"از کتاب شازده کوچولو "
ﮐﻮﭼﻮﻟﻮﻫﺎﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ، ﺳﻼﻡ!
بله! با شما هستم! شما کودکان و نوجوانان نویسنده... حتما چیزی برای گفتن دارید و مهمتر این که می‌خواهید چیزی را کشف کنید... نوشتن نوعی کشف است که با تجربه به دست می‌آید. پس با دقت بیش‌تری به اطراف‌تان نگاه کنید تا به درک بیش‌تری برسید. پیش‌تر هم گفته‌ام: ﮐﺎﻏﺬ ﺳﻔﯿﺪ ﺭﺍ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺴﯽ ﻗﺎﺏ ﻧﻤﯽ‌ﮔﯿﺮﺩ!
ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭﯼ ﺑﺎﯾﺪ حرف تازه‌ای ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻦ ﺩﺍﺷﺖ. قلم‌تان را بردارید و حرف‌های تازه و هر چیزی را که ذهن جست‌وجوگرتان کشف کرد در قالب داستان بریزید و به شازده کوچولو بدهید تا ماندگارترین اثر را به ایران‌زمین معرفی کند و لقب شاهزاده‌ سرزمین قصه‌ها به صاحبش بدهد.علاقه‌مندان ﺗﺎ 15 ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ ﻣﻬﻠﺖ ﺩﺍﺭند تا داستان‌های خود را ﺑه ﺁﺩﺭﺱ زیر ﺍﯾﻤﯿﻞ کنند:
princeprize2011@gmail.com
ﯾﺎ ﺑﻪ ﻭﺑﻼﮒ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ: www.princeprize.blogfa.com ﮐﺎﻣﻨﺖکنند.
قید کردنﺍﺳﻢ، ﻓﺎﻣﯿﻞ، ﺳﻦ، ﺷﻬﺮ، ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺗﻤﺎﺱ ﻭ ﺁﺩﺭﺱ ﺩﻗﯿﻖ ﻣﺤﻞ ﺳﮑﻮﻧﺖ ﺧﻮﺩ در ﺯﯾﺮ ﺍﺛﺮ ضروری است و ﺑﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ‌ﻫﺎﯼ ﻓﺎﻗﺪ ﻣﺸﺨﺼﺎﺕ ﻓﻮﻕ, ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺍﺛﺮ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.

همچنین لازم است ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ‌ﻫﺎ ﺣﺘما عنوان داشته باشند:

ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺁﺯﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ 1 ﺗﺎ 10 ﺻﻔﺤﻪ A4 ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ نﻮشته شده باشد.

ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ‌ ﺣﺘﻤﺎً باید ﺗﺎﯾﭗشده ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﻓﺎﯾﻞ ﻭُﺭﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﻤﯿﻞ ﺟﺸﻨﻮﺍﺭﻩ ﺍﺭﺳﺎﻝ شود. بر اساس اعلام دبیرخانه فایل پی دی اف خوانده نخواهد شد.
علاقه‌مندان می‌توانند ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﮐﻪ دل‌شان ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻨﻮﯾﺴند و ارسال کنند و ﻣﺤﺪﻭﺩﯾﺘﯽ در زمینه تعداد آثار نیست.

 جوایز این دوره جشنواره به شرح زیر است:
ﺟﻮﺍﯾﺰ ﺷﺎﻣﻞ: ﺗﻨﺪﯾﺲ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ، ﺩﯾﭙﻠﻢ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ، ﻣﺒﻠﻎ ﻧﻘﺪﯼ ﻭ ﺑﺴﺘﻪ‌ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻔﺮ ﺍﻭﻝ ﯾﺎ "ﺷﺎﻫﺰﺍﺩﻩ‌ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻗﺼﻪ‌ﻫﺎ"
ﻭ ﺩﯾﭙﻠﻢ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻭ ﺑﺴﺘﻪ‌ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻔﺮ ﺩﻭﻡ ﺗﺎ پنجم

ﻫﺸﺘﻢ ﺗﯿﺮﻣﺎﻩ ﻫﺮﺳﺎﻝ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ 29 ﮊﻭﺋﻦ، سال‌روز ﺗﻮﻟﺪ " ﺁﻧﺘﻮﺍﻥ ﺩﻭﺳﻨﺖ ﺍﮔﺰﻭﭘﺮﯼ" ﺧﺎﻟﻖ ﺷﺎﺯﺩﻩکوچولو است و  هر ساله مسابقه داستان‌نویسی ویژه کودکان و نوجوانان  با همت گروهی از جوانان به آدرس princeprize.blogfa.com به همین مناسبت برگزار می‌شود.

حکایت  “شمس و مولانا”

 

داستان آموزنده “شمس و مولانا”

می گویند:روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد.شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید:آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟

مولانا حیرت زده پرسید:مگر تو شراب خوارهستی؟!

شمس پاسخ داد:بلی.

مولانا:ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم!!

ـ حال که فهمیدی برای من شراب مهیا کن.

ـ در این موقع شب ،شراب از کجا گیر بیاورم؟!

ـ به یکی از خدمتکارانت بگو برود و تهیه کند.

- با این کار آبرو و حیثیتم بین خدام از بین خواهد رفت.

- پس خودت برو و شراب خریداری کن.

- در این شهر همه مرا میشناسند،چگونه به محله نصاری نشین بروم و شراب بخرم؟!

ـ اگر به من ارادت داری باید وسیله راحتی مرا هم فراهم کنی چون من شب ها بدون شراب نه میتوانم غذا بخورم ،نه صحبت کنم و نه بخوابم.

مولوی به دلیل ارادتی که به شمس دارد خرقه ای به دوش می اندازد، شیشه ای بزرگ زیر آن پنهان میکند و به سمت محله نصاری نشین راه می افتد.

تا قبل از ورود او به محله مذکور کسی نسبت به مولوی کنجکاوی نمیکرد اما همین که وارد آنجا شد

مردم حیرت کردند و به تعقیب وی پرداختند.آنها دیدند که مولوی داخل میکده ای شد و شیشه ای شراب خریداری کرد و پس از پنهان نمودن آن از میکده خارج شد.

هنوز از محله مسیحیان خارج نشده بود که گروهی از مسلمانان ساکن آنجا، در قفایش به راه افتادند و لحظه به لحظه بر تعدادشان افزوده شد تا این که مولوی به جلوی مسجدی که خود امام جماعت آن بود و مردم همه روزه در آن به او اقتدا می کردند رسید.در این حال یکی از رقیبان مولوی که در جمعیت حضور داشت فریاد زد:”ای مردم!شیخ جلاالدین که هر روز هنگام نماز به او اقتدا میکنید به محله نصاری نشین رفته و شراب خریداری نموده است.” آن مرد این را گفت و خرقه را از دوش مولوی کشید. چشم مردم به شیشه افتاد.مرد ادامه داد:”این منافق که ادعای زهد میکند و به او اقتدا میکنید، اکنون شراب خریداری نموده و با خود به خانه میبرد!” سپس بر صورت جلاالدین رومی آب دهان انداخت و طوری بر سرش زد که دستار از سرش باز شد و بر گردنش افتاد. زمانی که مردم این صحنه را دیدند و به ویژه زمانی که مولوی را در حال انفعال و سکوت مشاهده نمودند یقین پیدا کردند که مولوی یک عمر آنها را با لباس زهد و تقوای دروغین فریب داده و درنتیجه خود را آماده کردند که به او حمله کنند و چه بسا به قتلش رسانند.در این هنگام شمس از راه رسید و فریاد زد:”ای مردم بی حیا!شرم نمیکنید که به مردی متدین و فقیه تهمت شرابخواری میزنید،این شیشه که میبینید حاوی سرکه است زیرا که هرروز با غذای خود تناول میکند.”

رقیب مولوی فریاد زد:”این سرکه نیست بلکه شراب است.”

شمس در شیشه را باز کرد و در کف دست همه ی مردم از جمله آن رقیب قدری از محتویات شیشه ریخت و بر همگان ثابت شد که درون شیشه چیزی جز سرکه نیست.

رقیب مولوی بر سر خود کوبید و خود را به پای مولوی انداخت ،دیگران هم دست های او را بوسیدند و متفرق شدند.آنگاه مولوی از شمس پرسید:برای چه امشب مرا دچار این فاجعه نمودی و مجبورم کردی تا به آبرو و حیثیتم چوب حراج بزنم؟

شمس گفت:برای این که بدانی آنچه که به آن مینازی جز یک سراب نیست،تو فکر میکردی که احترام یک مشت عوام برای تو سرمایه ایست ابدی، در حالی که خود دیدی،با تصور یک شیشه شراب همه ی آن از بین رفت و آب دهان به صورتت انداختند و بر فرقت کوبیدند و چه بسا تو را به قتل میرساندند.این سرمایه ی تو همین بود که امشب دیدی و در یک لحظه بر باد رفت.پس به چیزی متکی باش که با مرور زمان و تغییر اوضاع از بین نرود.

 

(کتاب ملاصدرا.تالیف هانری کوربن.ترجمه و اقتباس ذبیح الله منصوری) با اندکی دخل و تصرف

معرفی 4 کتابِ طرح «کتاب‌خوان ماه» تیر 1395


 
 
معاونت توسعه کتابخانه‌ها و کتابخوانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور کتاب‌های «کلت 45»، «هفت روایت خصوصی»، «بچه‌های کشتی رافائل» و «نامه‌های بلوغ» را در قالب چهارمین سری از کتاب‌های طرح «کتاب‌خوان ماه» ویژه تیر 95 معرفی کرد.

به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، کتاب‌های «کلت 45» نوشته حسام‌الدین مطهری، «هفت روایت خصوصی» نوشته حبیبه جعفریان، «بچه‌های کشتی رافائل» نوشته محمدرضا مرزوقی و «نامه‌های بلوغ» نوشته عین صاد در قالب چهارمین سری از کتاب‌های طرح «کتاب‌خوان ماه» ویژه تیر 95 از سوی معاونت توسعه کتابخانه‌ها و کتابخوانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و در راستای اجرای منویات مقام معظّم رهبری(دام ظله العالی) در خصوص لزوم معرفی و در اختیار گذاشتن کتاب خوب و سالم برای پرورش فکری جامعه و نیز اقدام عملی در مسیر اجرای سیاست‌های سال 1395 نهاد (سال خواندن) معرفی شدند.

هر ماه چند عنوان کتاب از میان کتاب‌های منتشر شده در سال 94 و 95 در موضوعاتی همچون: سبک زندگی ایرانی اسلامی، کتاب‌های متناسب با مناسبت‌‎های ملی و مذهبی و همچنین عناوین جذاب در حوزه کودک و نوجوان، در موضوعات و مناسبت‌های مختلف انتخاب و معرفی می‌شوند تا ضمن ارتقای میزان نرخ مطالعه مفید، برخی معضلات فرهنگ و اجتماعی نیز در سایه‌ آگاهی‌رسانی کتاب‌ها مرتفع شود.

گفتنی است معرفی و تبلیغ این کتاب‌ها از راه‌های مختلف همچون طرح در نشست‌های کتاب‌خوان،‌کتاب‌خوان مجازی،‌ طرح‌های گرافیکی در فضای مجازی،‌ جلسات نقد و بررسی و... در سراسر کشور انجام می‌شود.

خلاصه‌ای از معرفی کتاب‌های کتاب‌خوان تیر‌ماه 1395 به شرح زیر است:


«کلت 45» نوشته حسام‌الدین مطهری/ انتشارات آرما/ 559 صفحه

این اثر داستان خانواده‌ای را در دهه 1350 دنبال می‌کند که وارد فعالیت‌های سیاسی می‌شوند. این اتفاق روند زندگی آنها را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. فعالیت‌های سیاسی این خانواده به سازمان منافقین (مجاهدین خلق) گره می‌خورد و حوادث تا سال 1360 ادامه می‌یابد.

مخاطب در این کتاب با محوریت و فعالیت سازمان منافقین در سال‌های قبل و بعد از انقلاب آشنا می‌شود. داستان دو شخصیت اصلی دارد، اما ماجراهای رمان، زندگی خانواده‌ای چهار نفری را دنبال می‌کند. 

کُلت 45 اسلحه مورد استفاده نیروهای ساواک و سازمان منافقین و نمادی از قدرت است که روزی در دست تمامی این افراد جای داشت.

 


«هفت روایت خصوصی» نوشته حبیبه جعفریان/ انتشارات سپیده باوران/ 176 صفحه

حبیبه جعفریان، در این کتاب به روایت زندگی امام موسی صدر آنگونه که نزدیکان و خویشان ایشان نقل کرده‌اند، پرداخته است. این کتاب شامل نه بخش است: مقدمه؛ روایت بعد: ملیحه (کوچک‌ترین فرزند امام)؛ روایت۱: پری خانم (همسر امام)؛ روایت ۲: صدری (صدرالدین صدر، فرزند ارشد امام)؛ روایت ۳: حورا (دختر ارشد امام)؛ روایت ۴: علی صدر (برادر امام)؛ روایت ۵: خواهر‌ها (طاهره، فاطمه، ربابه و زهرا صدر)؛ روایت ۶: خواهر هشتم (فاطمه صدرعاملی، خواهرزاده امام)؛ روایت ۷: ‌‌ام غیاث (دوست خانوادگی).

در بخشی از مقدمه کتاب که با استفاده از گفت‌وگویی با آیت‌الله موسوی اردبیلی تنظیم شده است، می‌خوانیم: «آدمی مثل آقاموسی را خدا گاهی علاقه‌اش می‌کشد خلق کند: آدمی که هم خوب می‌فهمد، هم خوب بیان می‌کند، هم منطق قوی دارد. بیان او سحر داشت. آدم‌ها را آرام می‌کرد. حتی دشمن‌هایش هم تأثیر می‌گرفتند. قیافه‌اش خوب بود. اندامش خوب بود. همه‌اش جاذبه بود. دافعه به نظر من هیچ رقمی نداشت. تنها چیزی که بود آزاد بودنش بود، اگر بشود این را به حساب دافعه گذاشت... همیشه فکرهای نو داشت و دنبالشان می‌کرد. عکسی از او نشان داده بودند به آیت الله خویی که «ببین، این شاگرد نورچشمی‌ات با زن‌های بی‌حجاب نشست و برخاست دارد.» حالا آن‌جا لبنان بود و آن هم یک سخنرانی بود برای دانشجو‌ها و جوان‌ها. درباره مذهب بود اصلاً، در راه مذهب. ولی آدم‌ها بعضی وقت‌ها جلو‌تر از دماغشان را نمی‌توانند ببینند...»

 


«بچه‌های کشتی رافائل» نوشته محمدرضا مرزوقی/ انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان 

کشتی رافائل، بزرگ‌ترین کشتی تفریحی بوده که تا آن زمان، وارد آب‌‌های خلیج فارس می‌‌شود و توجه بسیاری را به خود جلب می‌کند. این کشتی تفریحی که در اندازه و گنجایش تقریبا نزدیک به تایتانیک بوده با این تفاوت که امکاناتی بسیار بیشتر و به روزتر از تایتانیک داشته وقتی وارد خلیج فارس می‌شود که هنوز هیچکدام از کشورهای منطقه کشتی‌ای به بزرگی و با امکانات رافائل به خود ندیده بود.
مرزوقی با دستمایه قرار دادن داستان ورود این کشتی به بوشهر و سرگذشت غم انگیزش نه تنها نقبی به سال­‌های جنگ زده بلکه تلاش داشته کودکی خود و هم نسلانش را بار دیگر و با نگاهی امروزی مرور کند. گذشته‌ای که با جنگ عجین شده. جنگی که در کنار سختی‌هایش، شادی‌های ماجراجویانه و کودکانه‌‌ای دارد که باعث می‌شود نگاه راوی به آن نه تنها تلخ و گزنده نباشد بلکه با کمی مطایبه، لحظات حمله هوایی را به لحظاتی سرگرم کننده و خنده دار تبدیل کرده است.

 


«نامه‌های بلوغ» نوشته علی صفائی‌حائری/ انتشارات لیله‌القدر/ 264 صفحه

نامه‌های بلوغ گرچه پنج نامه و وصیت استاد علی صفائی‌حائری به فرزندان خویش در هنگام بلوغ است و مخاطب آنها هستند، ولی با توجه به این که دوران بلوغ دوران بحران روحی و دوره تعقل و سنجش و انتخاب در آدمی است و از آنجا که این انتخاب نیاز به بینش و آگاهی و معیاری برای انتخاب دارد تا بتواند در این بازار مکاره و در این دنیای متلاطم دچار بحران عمل و شتابزدگی در عمل نگردد و با توجه به بینات و کتاب و میزان و تکیه بر خدای قدیر و حکیم و رحیم در این بیغوله، سالک باشد تا به رضا و رضوان حق دست یازد؛ لذا وصیت‌نامه‌ای است به همه فرزندان ایران که می‌خواهند در این دنیای پر پیچ و خم، گرفتار بحران و تردد و تحیر و سردرگمی نگردند.

 

 

معرفی کتاب (دختری با روبان سفید)

 

این کتاب از مجموعه رمان‌های «رمان نوجوان   امروز» است.

در بخشی از رمان آمده است:
شیرین از جلوی اتاق مخصوص رد شد. بعد انگار   که برق گرفته باشدش یک قدم به عقب برداشت و جلوی در ایستاد. کلید توی قفل جا مانده بود. شیرین دستش می‌لرزید. آرام کلید را توی قفل چرخاند... دل توی دلش نبود. فکر کرد نکند یکهو چیزی از لای در بپرد رویش؟ نکند با چیز ترسناکی رو به رو شود؟ آرام لای در را باز کرد. هیچ نوری نبود... در را بیشتر باز کرد. حالا توی اتاق بهتر دیده می‌شد. جلوی مبل راحتی، یک میز عسلی کج شده و آلبومی رویش افتاده بود. شیرین آلبوم را باز کرد. انگار آدم‌ها می‌خواستند از توی عکس‌های قدیم بیرون بزنند. حس کرد زنی توی یکی از عکس‌ها پلک می‌زند. دقیق‌تر نگاه کرد. انگار خیالاتی شده بود. صدایی از بیرون شنید. آلبوم را انداخت روی میز عسلی و وقتی خواست از اتاق بیرون برود، حس کرد بچگی‌های احترام جون از توی عکس دارد به او لبخند می‌زند. برگشت و دوباره به عکس نگاه کرد....

مژگان کلهر تا کنون کتاب‌های «جیرک و جورک»، «آفتاب و عزیز خانم»، «کلاغ‌ها نمی‌پرند»، «‌کسی که موهایم را شانه زد» و .... را به رشته تحریر در آورده است. وی تاکنون برنده جایزه سروش نوجوان، پروین اعتصامی و کتاب سال کانون بوده است.
رمان «دختری با روبان سفید» نوشته مژگان کلهر از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.
 

برگزاری نشست کتابخوان

ادامه نوشته

دریافت فایل PDF کتابهای جشنواره رضوی

 

 جهت دریافت نسخه الکترونیک منابع بروی تصاویر کلیک نمائید.

 

 

 

 

 

 

جشنواره کتابخوانی رضوی

 

ششمین جشنواره کتابخوانی رضوی (از سری برنامه‌های چهاردهمین جشنواره بین‌المللی امام رضا(ع)) به مناسبت سالروز میلاد حضرت علی بن موسی‌الرضا(ع) و حضرت فاطمه معصومه‌(ع) و همزمان با دهه کرامت با هدف اشاعه و ترویج فرهنگ رضوی، گسترش فعالیت‌های فرهنگی مرتبط با حضرت امام رضا(ع) و شناسایی، معرفی و گرامیداشت تولیدکنندگان و پدیدآورندگان آثار برتر فرهنگی مرتبط با فرهنگ رضوی توسط نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور با همکاری بنیاد بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع) و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می‌شود.

 

مهلت ارسال آثار به ششمین جشنواره کتابخوانی رضوی بیستم تیرماه 1395 خواهد بود و داوری آثار رسیده به این جشنواره نیز روز دهم مرداد سال 95 برگزار می‌شود. همچنین علاقه‌مندان برای تهیه کتاب‌‎های مسابقه می‌توانند به کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور مراجعه کنند. 

برای کسب اطلاعات بیشتر با کتابخانه های عمومی تماس بگیرید

 

  • مبالغ فروش كتاب ها عبارتست از:   دوست مهربان كبوترها: 15000 ريال؛  اعترافات غلامان: 15000 ريال؛  امام علي بن موسي الرضا(ع): 60000 ريال                                                                 
  • كتاب‌هاي مربوط به مسابقه با تخفيف 65 درصد قيمت پشت جلد در اختيار مخاطبين قرار خواهد گرفت.

 

به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، محمد اله‌یاری فومنی معاون توسعه کتابخانه‌ها و کتابخوانی نهاد گفت: با تلاش‌ها و پیگیری‌های صورت گرفته توسط همکاران در دبیرخانه جشنواره کتابخوانی رضوی، امکان شرکت و ثبت‌نام اینترنتی برای علاقمندانِ این مسابقه از روز یک‌شنبه بیست و سوم خرداد در پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و پایگاه‌های اطلاع‌رسانی ادارات کل کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور فعال شده است و کلیه علاقمندان به شرکت در این مسابقه می‌توانند از طریق این آدرسhttp://portal.shamstoos.ir/Register.aspx  در جشنواره ثبت‌نام کنند.

وی پایان ثبت‌نام در این جشنواره را بیستم تیر ماه عنوان کرد.

بخشودگي جرائم ديركردي اعضاء درماه مبارك رمضان

 

 

ضمن تبريك حلول ماه مبارك رمضان و آرزوي قبولي طاعات و عبادات، به اطلاع مي‌رساند جرايم ديركرد كليه اعضاء كتابخانه‌هاي عمومي كه نسبت به بازگرداندن منابع كتابخانه تا پايان ماه مبارك رمضان اقدام نمايند مورد بخشودگي قرار ‌مي‌گيرد.

کاریکاتور

معرفی 5 کتابِ طرح «کتاب‌خوان ماه» خرداد 1395

ادامه نوشته

نورسیده های خرداد

مولف

نام کتاب

کیم برایان(مترجم : فائزه عزیزی)

یک میلیون نکته

مهدی زارعی

فرهنگ نامه طلایی ورزش

حسن سالاری

در کلاس درس خوارزمی

آن بوئن(مترجم : مهناز عسگری)

دایره المعارف طبیعت

جوان استون(مترجم : نیالا نصیراوغلی)

بارداری به زبان آدمیزاد

جوان لندی(مترجم : سارا رئیسی طوسی)

50روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به ورزش و سلامتی

حسین عالمی

جوشکاری: ازدواج عاقلانه، آسان و به موقع

محسن اسماعیلی

راهنمای حقوقی شهروندان

کمیته نشریات خدمات جهانی(مترجم : کمیته ترجمه)

معتادان گمنام- کتاب پایه

شمس الدین رحمانی

لولای سه قاره

غلامعلی حدادعادل

محض اطلاع

احمد عربلو

چند قدم تا متن

علی اکبری مزدآبادی

بلورچی

امیر سیاهپوش

الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

طاهره ایبد

پریانه های لیاسندماریس

سارا عرفانی

پنجشنبه فیروزه ای

محمد رضا بایرامی

برخورد نزدیک

اسماعیل امینی

لبخند سعدی

اکبر صحرایی

شمشاد و آرزوی چهارم

یعقوب توکلی

دار بر دوش

جمال الدین اکرمی

درد جاودانگی

علی محمد مودب

مرده های حرفه ای

داوود امیریان

مرد بهاری

اصغر استادحسن

کتاب زندگی

هوشنگ مرادی کرمانی

بچه های قالیباف خانه

هوشنگ مرادی کرمانی

لبخند انار

نسرین ثامنی

شکوه عشق

محمد سعید میرزایی

غزل هزاره دیگر

حسین سیدی

نیلوفر نیایش

گری دی.چاپمن(مترجم : بهمن نجاری)

چهار فصل زندگی زناشویی

حاج آقا مجتبی تهرانی

ادب الهی(4جلدی)

محمد شجاعی

مبانی تزکیه

اعظم سبحانیان

ماهک و غول سرزمین پارچه ها

محسن بغلانی

قصه های شنیدنی از بچه های خوب 10 جلدی

داوود امیریان

مهربان ترین آقای دنیا

امین توکلی

ملیکا مام خورشید عدالت

فرهاد حسن زاده

دیو دیگ به سر

معرفی کتاب

کاریکاتور/ قاتل دوست داشتنی!

تازه های نشر «زمان زوال»

 

 

دومین رمان شهره احدیت رونمایى مى شود

دومین رمان شهره احدیت با عنوان «زمان زوال»   چهارشنبه هشتم اردیبهشت در حضور جمعى از   هنرمندان و نویسندگان رونمایى مى شود. این رمان   توسط نشر نیماژ منتشر، و راهى بازار کتاب شده است.
 

شهره احديت نويسنده اى است كه پيش از اين رمان   "گورچين" و مجموعه داستان "سيامو" از او منتشر شده   است.

 

فراخوان شرکت در پویش سراسری «کتاب‌خوان مجازی»

 

به گزارش روابط‌عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، طرح در پویش «کتاب‌خوان مجازی» علاقه‌مندان می‌توانند ضمن معرفی خود و بیان اطلاعاتِ کتاب‌شناختی اثر مورد نظر، کتاب موردنظر خود و یا جمله‌ای زیبا یا بخشی از آنرا در قالب ویدئو‌های کوتاه به مدت 1 الی 7 دقیقه معرفی و با دیگران به اشتراک بگذارند.ح سراسری پویش «کتاب‌خوان مجازی» را با هدف ایجاد

فضایی برای معرفی و اشتراک کتاب‌های خوانده شده در فضای مجازی توسط تمامی افراد علاقه‌مند به کتاب و کتابخوانی در سراسر کشور برگزار می‌کند.

طبق اطلاعات اعلام شده در این فراخوان (اینـجا)؛ شرکت افراد در این پویش فاقد هرگونه محدودیت است و همه گروه‌های سنی علاقه‌مند به کتاب و کتابخوانی می‌توانند در پویش «کتاب‌خوان مجازی» شرکت کنند.

متقاضیان شرکت و همراهی در این طرح سراسری می‌توانند پس از انتخاب یک جمله خواندنی و زیبا از یک کتاب، بازخوانی بخشی از یک کتاب خوانده شده و یا معرفی کامل یک کتاب پیش‌تر خوانده شده و به اشتراک گذاشتن آن در یک ویدئوی کوتاه در پویش «کتاب‌خوان مجازی» شرکت کنند.

در بخش دیگری از این فراخوان با اشاره به تهیه ویدئوهای کوتاه معرفی کتاب، خاطرنشان شده است: «زمان ویدئوهای تهیه شده می‌بایست از یک تا هفت دقیقه باشد (ویدئوها با زمان کوتاهتر بیشتر دیده می‌شوند) و اطلاعات کتاب‌ ارائه شده و معرفی کننده مشخص، صحیح و واضح باشد.»

اداره کل روابط‌عمومی و امور بین‌الملل نهاد در ادامه این فراخوان در توضیح نحوه ارسال ویدئوهای آماده شده، آورده است: «علاقه‌مندان به حضور در پویش «کتاب‌خوان مجازی» می‌بایست با مراجعه به کانال ketabclip@ ، طبق شیوه اطلاع‌رسانی شده ویدئوهای تولیدی خود را ارسال کنند.»

در بخش پایانی این فراخوان ضمن تأکید بر حجم فایل‌های ارسالی که می‌بایست متناسب با انتشار در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی باشند، تصریح شده است: در طول سال جاری نیز در چند نوبت نسبت به ارزیابی ویدئو‌های ارسالی اقدام و از برگزیدگان تقدیر خواهد شد.  ‌

گفتنی است پویش «کتاب‌خوان مجازی» یکی از برنامه‌های مهم ترویجی کتاب و کتابخوانی توسط نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در سال 1395 است که پیش از این توسط علیرضا مختارپور دبیرکل نهاد اعلام شده بود. (اینجـــا)

علاقه‌مندان جهت عضویت در کانال تلگرام ketabclip@ (ایــنجـا) کلیک کنید.

انتشار ویرایش جدید از کتاب آیت الله جوادی آملی درباره اعتکاف

 

 کتاب بر بال اعتکاف نوشته آیت الله جوادی آملی توسط مرکز بین المللی نشر اسراء و پژوهشگاه معارج با ویرایش و طرح جدید منتشر شد.
 

 "کتاب بر بال اعتکاف" از آثار آیت الله جوادی آملی با همت مرکز بین المللی نشر اسراء و پژوهشگاه معارج با ویرایش و طرح جدید آماده و منتشر شده است.

کتاب "بر بال اعتکاف" شامل 6 فصل با عناوین: کلیات اعتکاف، اخلاق و اسرار اعتکاف، اخلاق و اسرار اعتکاف، شروط و آسیب های اعتکاف، ویژگی ها و آداب اعتکاف و آثار اعتکاف است.

این اثر، با نگاه معرفتی به معارف ملکوتی مراسم اعتکاف، به تبیین بخشی از نکته ها و اسرار این مراسم معنوی پرداخته است که برای علاقه مندان و تشنگان معرفت و شیفتگان قرب الهی که در محفل نورانی اعتکاف گرد هم می آیند راهگشا و سودمند خواهد بود.

اعتکاف که گرایش به خدا و کرنش و تعظیم زمان­دار در برابر اوست، از مهم ترین دستور­های دینی است که کمال بندگی و خضوع انسان در پیشگاه ربوبی را برای فرشتگان به نمایش می گذارد و معارف فراوانی همچون احکام، اسار فضایل، اداب و آثار معرفتی و تربیتی فردی و اجتماعی را در خود جای داده است.

علاقمندان به اثر فوق می توانند با شماره دفتر تهران 02188898871 و شهرستان­ ها 57-02537765356 تماس بگیرند و یا با مراجعه به سایت www.nashresra.ir آن را تهیه کنند.

 

توصیه های رهبر معظم انقلاب در استفاده از فرصت ماه رجب

 

 رهبر انقلاب در سال 1394 درباره استفاده از فرصت ماه رجب توصیه‌هایی داشته‌اند که در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای به صورت صوتی و مکتوب بازنشر شده است.
 

 

توصیه های رهبر معظم انقلاب به شرح ذیل است:

*ماه رجب فرصت خودسازی و آمادگی برای ورود به ماه رمضان است. 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره ماه رجب فرمودند: «در این ماه توسّلات خودتان به درگاه پروردگار عالم را هرچه می توانید بیشتر كنید» 1394/02/06

* از ماه رجب قدردانی كنید
باید همه به یكدیگر تبریك عرض كنیم [این‌] توفیق الهی را كه توانستیم بار دیگر وارد ماه رجب بشویم. ماه رجب یك فرصت تقرّب به ارزشهای الهی و تقرّب به ذات مقدّس پروردگار و فرصت خودسازی است.
این ایّامی كه در روایات ما به‌عنوان ایّام برجسته معرّفی شده‌اند، اینها همه فرصتند؛ هر فرصتی هم نعمت است و هر نعمتی هم نیازمند شكر و سپاس است. شكر و سپاس نعمت هم این است كه انسان نعمت را بشناسد، بر طبق اقتضای این نعمت رفتار كند، از آن بهره ببرد، نعمت را از خدا بداند و آن را در راه خدا به كار ببرد؛ ماه رجب از این نعمتها است. بعد هم ماه شعبان است كه آن هم نعمت دیگری است و این دو ماه از نظر كُمَّلین و اهل توحید و اهل معنا مقدّمه‌ی ماه رمضانند؛ و ماه رمضان ماه عروج است، ماه رفتن به معراج است، ماه تزكیه است، ماه تصفیه است كه همه‌ی ما به اینها احتیاج داریم.
از ماه رجب قدردانی كنید؛ در این ماه توسّلات خودتان به درگاه پروردگار عالم را هرچه میتوانید بیشتر كنید؛ به یاد خدا باشید و كار را برای خدا انجام بدهید؛ این تلاشی كه می كنید، این زحمتی كه می كشید، برای خدا قرار بدهید.1394/02/06

* از بركات ماه رجب استفاده كنیم
بركات ماه رجب منحصر به این ولادتها نیست؛ توصیه می كنم خودم را و شما را كه از بركات ماه رجب استفاده كنیم با تقویت پیوند و ارتباط قلبی با خدای متعال. اگر آحاد ما رابطه‌ی خودمان را با خدا تقویت كنیم، بسیاری از معضلات، مشكلات، نابسامانی‌ها، ناهنجاری‌ها به خودیِ خود مرتفع خواهد شد.1394/02/09

* اوّلین دشمن ما غفلت است
ماه رجب است، و در این سرود پر مغز و زیبایی هم كه شماها خواندید، اشاره‌ی به ماه رجب، ماه توسّل، ماه توجّه و دعا شده بود. در این ماه شریف، مؤمنین كه دعا می خوانند، از خدای متعال این‌ طور می خواهند: اَللهُمَّ فَاهدِنی هُدَی المُهتَدینَ وَ ارزُقنی اجتِهادَ المُجتَهِدینَ وَ لا تَجعَلنی مِنَ الغافِلینَ المُبعَدین. چقدر حائز اهمّیّت است هر سه فِقره! فقره‌ی آخر هم كه مغفرت است كه اساس همه‌ی كارها است: وَ اغفِر لی یَومَ الدّین. هدایتِ هدایت‌یافتگان و تلاش تلاشگران آن چیزی است كه در این دعا از خدای متعال میخواهید.
شما تأمّل بفرمایید اگر همین دو عامل در من و شما باشد، همه‌ی مشكلات حل خواهد شد؛ هم هدایت هدایت‌یافتگان الهی نصیب ما بشود، هم تلاش تلاشگران تاریخ بشریّت در رفتار ما، در گفتار ما، در منش ما محسوس باشد.
در آن فقره‌ی سوّم، آسیب مورد اشاره قرار گرفته است: وَ لا تَجعَلنی مِنَ الغافِلینَ المُبعَدین. غفلت بزرگ‌ترین آسیب است؛ غفلت از مسیر، غفلت از هدف، غفلت از توان، غفلت از فرصت، غفلت از دشمن، غفلت از وظیفه‌ای كه امروز بر دوش من و شما است؛ غفلت. بزرگ‌ترین دشمن ما غفلت است. اوّلین دشمنی كه ما را در مقابل دشمنان دیگرمان به خاك می‌نشاند، غفلت است؛ وَ لا تَجعَلنی مِنَ الغافِلینَ المُبعَدین. نتیجه‌ی این غفلت دور شدن است؛ دور شدن از خدا، دور شدن از هدف، دور شدن از كامیابی. مضامین دعاها معرفت است، توحید است، درس زندگی است؛ ببینید دعاها اینها است. با این توجّه دعاها را بخوانیم و از این فضای این ماه بهره ببریم. 

تصویر صفحه اصلی

رمان گود؛ روایت یک داستان 50 ساله‌ ایرانی-تهرانی

 

رمان «گود» که به‌تازگی از سوی نشر چشمه روانه بازار شده، در میان رمان‌های ایرانی که بیشتر درگیر روزمرگی‌های زندگی هستند یک اتفاق است. رمانی که از 15 خرداد 42 و حتی قبل از آن‌یک رشته حوادث را دنبال می‌کند تا به امروز.

بستر روایتی که «مهدی افشار نیک» که سابقه سال‌ها روزنامه‌نگاری دارد برای این رمان انتخاب کرده، توجه به محله‌های قدیمی و خاص تهران است که امروز به‌نوعی هم ازدست‌رفته هستند: بازارچه نایب‌السلطنه و محله‌های آب منگل و ادیب.

در بستر مکانی روایت، هم بازارچه مهم است که سقف قدیمی آن همیشه موردتوجه همگان و کاسبان آن بوده و هست و هم زورخانه‌ای که «گود» آن «بو» گرفته است. بوی بد به‌عمد چندین سال اصلاً موردتوجه قرار نمی‌گرد، حتی وقتی «ناظم پهلوون زورخونه» از  بوی گود شکایت می‌کند، متولیان زورخانه خیلی این شکوه را جدی کمی گیرند. در اصل نویسنده به ظرافت نقدی به پهلوانی و زورخانه وارد می‌کند که در جریان کودتای 28 مرداد همراه با کودتاچیان شده و خانه مصدق را غارت کردند. پشیمانی «سید ناظم» از همراهی با «شعبون بی‌مخ»؛ شعبان جعفری؛ در آن روز و بوی بد گود زورخانه، مظهر و نماد این جریان است.

 دومین عنصر ساختاری در رمان «گود» سقف بازارچه است که زیر آن کاسبان هم به کسب مشغول‌اند و هم به وقتش به عزاداری و مناسک آیینی. بر این بستر، روایت 4 دختر چریک مجاهد شکل می‌گیرد که کشاکش اصلی داستان به ماجرای سال 54 و تغییر ایدئولوژیک آن می‌پردازد.

رمان هم به اتفاق‌های واقعی مثل ربودن پسر اشرف و ترور مجید شریف واقفی و دستگیری وحید افراخته نظر دارد و آن‌ها را وارد متن داستان می‌کند؛ هم اینکه خود رمان، به خلق روایتی درون‌متنی از ماجراهای ترورهای درون‌سازمانی می‌پردازد که یکی از صحنه‌های درخشان  این رمان است.

اما ضعفی که شاید برای گود بتوان متصور شد ساختار زبانی و محاوره‌ای رمان است. نوع کلام در فصل‌های اول این تصویر را به خواننده می‌دهد که با یک رمان جنوب شهری و پهلوونی و تهران قدیمی روبه‌روست؛ اما وقتی روایت‌های سیاسی رمان شکل‌ می‌گیرد شکافی بین زبان و لحن داستان اتفاق می‌افتد. درواقع خواننده انتظار ندارد رمانی به‌شدت سیاسی را با زبانی جنوب شهری بخواند.

البته شاید نویسنده که خود متولد محله «دولاب» است، خواسته با این لحن، جلوه‌ای تازه به ادبیات جنوب شهری که صرفاً محدود به «مرام بازی و لوطی منشی» شده بود ببخشد؛ تلاشی که شاید برخی آن را نپسندند. به‌خصوص این‌که داستان پرش‌های زیادی از متن به زمان‌های مختلف در 18 فصل کتاب دارد: چنانچه فصل اول در سال 42 است، فصل دوم در سال 84، فصل سوم در سال 59، فصل چهارم در سال 49!

از نکات قابل‌تأمل دیگری که بر این رمان می‌توان متصور شد تعدد شخصیت‌هاست. خواننده باید به صفحات قبل رجوع کند تا نخ شخصیت‌ها از دستش نرود. شاید رمانی که نزدیک به 500 صفحه است باید شخصیت زیاد داشته باشد تا کشش داستان حفظ شود! به نظر گود شبیه همان بازارچه نایب‌السلطنه در اوج وقت کاری و کاسبی است.

 رمان «گود» در خلق صحنه‌هایی از تاریخ سیاسی ایران به‌خوبی موفق شده است. صحنه ترور «مجید شریف واقفی» بااینکه عین روایت تاریخی است اما در دل داستان خودی و حک‌شده است و در متن روایت قرار دارد.

نویسنده در این‌که به ماجراهای واقعی و رخ‌داده، بار دراماتیک بخشیده موفق عمل کرده است. ازاین‌دست روایت‌ها در داستان زیاد است؛ به‌عنوان نمونه: صحنه آوردن کشته‌های جنگ ظفار به همراه  تلویزیون‌های قاچاق، صحنه دستگیری محمدرضا سعادتی، صحنه شروع جنگ و بمباران تهران، صحنه آزادسازی خرمشهر و درد و دل صائب با بیت‌الله، صحنه رویارویی مستانه و مریم در تنگه پاتاق و بعدازآن در پاریس؛ این‌ها همه از دل واقعیت‌ها برآمده است اما جنبه ادبی و هنری پیداکرده است و خواننده نه به‌عنوان گزارشی تاریخی که به‌عنوان یک اتفاق ادبی آن را دنبال می‌کند.

«گود» در سرک کشی به احوالات مجاهدین (منافقین) قبل از تغییر ایدئولوژی و پس‌ازآن و تحولات سال‌های اول انقلاب و این‌که چطور دوستی‌های نزدیک به دشمنی‌های عمیق بدل شد و نفرتی که از تغییر ایدئولوژی در بین مبارزان علیه شاه ایجاد شد و تأثیراتی که بعدها گذاشت، موفق عمل کرده است.

درواقع «مهدی افشار نیک» نه گزارشی تاریخی که برشی ادبی از تاریخ سیاسی زده است و آدم‌هایی از دل تاریخ برای خود برگزیده و ساخته است که به زبان و بیان او ماجراها را روایت می‌کنند. از طرفی هم باید به درونی کردن برخی شخصیت‌ها در این رمان توجه داشت که مهم‌ترین درونی سازی شخصیت‌های واقعی؛ روایت «پرویز ثابتی» معاون امنیت داخلی ساواک است. ثابتی در خاطرات و ادعاهایش را در قالب گفت‌وگو با عرفان قانعی فر چند سال پیش منتشر کرده که با واکنش‌های فراوانی روبرو شد.

نویسنده‌ی رمان «گود» با طنازی سعی کرده اضافه‌کاری برای ثابتی به تراشد و او را رئیس و گرداننده چندین فاحشه‌خانه در تهران کرده که زن‌های زیادی به‌فرمان او این‌سو و آن‌سو می‌روند. ثابتی در خاطراتش به استفاده از این زنان برای مهار برخی روحانیون اشاره‌کرده است.

داستان بعد از فرازوفرودهای بسیار درحالی‌که معمای «بوی بد» گود حل‌شده به سمت اتفاقی در سقف بازارچه پیش می‌رود؛ جایی داستان تمام می‌شود؛ که گویی تازه اول قصه است. گود روایت آغاز یک داستان 50 ساله‌ی ایرانی-تهرانی است.