معرفی کتاب برای کودکان
شناخت کودک و تربیت صحیح کودک در گرو شناخت ویژگی ها و تواناییها و نیاز های کودکان است و این مسولیت خطیر بر عهده خانواده(پدر، مادر)، مربیان، نویسندگان و...تا بکوشند با آنچه در توان دارند شرایط مساعدی جهت "فرایند رشد" کودکان را تسهیل نمایند. یکی از مهمترین شرایطی که فرایند فوق را می تواند تسهیل نمایید،"ایجاد عادت"هایی است که کودکان را به سمت شناخت و آگاهی هدایت کند. ایجاد "عادت به مطالعه و قصه خوانی و قصه گویی برای کودکان"، یکی از همین عادت های پسندیده و تاثیر گذار است، در همین زمینه در این مجال به معرفی دو کتاب"۳۶۵ قصه برای شبهای سال" و " قصهای نو از افسانه" می پردازد.
۳۶۵ قصه برای شبهای سال/ مژگان شیخی، رضا کریمی، عطیه سهرابی/ قدیانی
داستان کودک از نظر ساختار و شخصیتپردازی کمتر از داستان بزرگسال نیست و جایگاه مخصوص به خود را دارد. از این رو داستان کودک باید با دنیای کودکان ارتباط ساختاری و شخصیتی برقرار کند. در گذشته قصهگویی میان ایرانیان بسیار رواج داشت و قصهها و افسانهها توسط پدربزرگها و مادربزرگها سینهبهسینه به نسلهای بعد منتقل میشد. در ۸۰ سال اخیر و با تولید کتابهای کودک و نوجوان همچنان نیاز به کتابهایی که داستانهای کهن و بومی فارسی را بازگوید، احساس میشود. کتاب «۳۶۵ قصه دربارهی شبهای سال» برای والدین کودک، مربیان مهدکودک و محققانی ادبیات کودک مناسب و مفید است.
قصهها با مضامین ایرانی درباره مشکلات، دغدغهها، فرهنگ، آداب و رسوم بچههای ایرانی نوشته شده است. برخی از منابع کتاب عبارتند از: گلستان سعدی، هزار و یک شب، شاهنامه فردوسی، مرزباننامه. نویسنده در این کتاب به اندازه یک سال برای هر شب کودکان قصه میگوید.
قصهای نو از افسانه/ محمدرضا یوسفی/ انتشارات پیدایش/ دوره ۱۲ جلدی
مجموعه کتاب ۱۲ جلدی «قصهای نو از افسانه» نگاهی تازه و دوباره به قصههایی دارد که کودکان قدیم و جدید شاید بارها شنیدهاند. در این مجموعه، قصهها به شیوه داستانگویی مدرن برای مخاطبان نوجوان امروزی بازنویسی شده و قصهها با ماجراهایی تازه و شگفتانگیز برای خواننده بازآفرینی شده است. عنوانهای این مجموعه عبارتند از: ماه پیشونی، سنگ صبور، گل خندان، نخودی، دویدم و دویدم، نمکی، بز زنگوله پا، دختر تارنج و ترنج، خاله سوسکه، نوروز میآید، پری غرغرو و راز سیب سرخ.
در بخشی از کتاب «خاله سوسکه» میخوانید:
خاله سوسکه چند دانه دیگر انگور در دهانش گذاشت. آنها را مزه مزه کرد، خیلی خوشمزه بودند، آنها را خورد و گفت: بهار و تابستان، پاییز و زمستان، عمر دور و دراز، بخت پر رمز و راز، میروم به همدان، تا شوهر کنم به مشرمضان، نان بابا نخورم، جور بابا بکشم. باغبان به آن دور دورها، به کوهی که قلهاش پر از برف بود نگاه کرد و گفت: از اینجا تا همدان، دشت و بیابان، رود خروشان، برف و باران، کوه و کوهستان، این همه راه، از زمین تا ماه؟! همین نزدیکی، رعیت شما، من باغبان، با باغ انگور، زن من بشو! خاله سوسکه به باغبان و باغ انگور نگاه کرد. گوش به صدای دلش داد اما چیزی نشنید و گفت: اگر همسرت شوم، وصله تنت شوم، وقتی اخم کنی، غضب کنی، انگار که باغت را به باد دادهام، انگار که خرمنت را آتش زدهام، آن وقت چه میکنی؟ مرا با چه میزنی؟...
جهت تهیه و امانت کتب فوق به کتابخانه های عمومی شهر خود مراجعه فرمایید.
کتابخانه عمومی شهید مدرس شهر حمیل در سال 1374 در زمینی به مساحت 600 متر مربع و زیر بنای 250 متر مربع احداث گردید.